تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

بر مزارم گريه کن اشکت مرا جان ميدهد
ناله هايت بوي عشقو بوي باران ميدهد
دست بر قبرم بکش تا حس کني مرگ مرا
دست هايت دردهايم را تسلا ميدهد
با من درمانده و شيدا ، سخن را تازه کن
حرفهايت طعم شيرين بهاران ميدهد
وقت رفتن لحظه يي برگرد قبرم را ببين
اين نگاه آخرت اميد ماندن ميدهد
رفتي و چشمم به دنبال قدم هايت گريست
زخم هاي مرده ام را رفتنت جان ميدهد
نيست از من قدرت بوسيدن چشمان تو
باد ميبوسد به جايم ، قلب ايمان ميدهد


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 10:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ یک معذرت خواهی از چند تا عزیز ღ¸.• '´)*

شلام

شلام به همه

 شلام به دوشتانو 

شلام به عاشقا

نمیدونم شاید میشد که واسه همیشه از دست م و آپام راحت شید

ولی نشد

میخواستم دیروز بیامو آپ کنم

ولی نشد و امروز اومدم

البته الان بید بگم پریروز شون تو اولین ساعات دوشنبه هستیم

 آخه حال ژیاد خوف نبود 

جمعه ای که گذشت یک قدم فاصله داشتم تا از این دنیا

هجرت کنم و برم

شایدم کمتر

ولی نشد

 بعد که فکر کردم یک لحظه با خودم میگفتم  

شرا همش تا یک قدمیش میرم و نیشه

بعد گفتم ماهان شکر خدا را کن و کفر نگو

باز گفتم اگه میشد خوب بود

 ولی باز از گفتم پشیمون شدم 

نه به خاطر ترس

بلکه اگه اونجوری میشد شاید من راحت میشدم

ولی واسه یکی بد میشد و شاید تو دردسر می افتاد

البته شایدم نمی افتاد

 ولی یه کوشولو واسش بد میشد 

از طرفی بابا و مامانم شی

خلاصه اون اتفاق افتاد و ماهان بازم سالم موند

شاید خدا هنوز فراموشش نکرده بود و

با این عمل گفت میتونی بری ولی باید باشی زندگی کنی

 حالا شاید بعدا شند تا عکس گذاشتم 

تا همه ببینید

البته شاید شما هم مثل همه که تو اون صحنه بودن

 از سالم بودنم تعجب کنید


خلاصه تموم شد و من موندمو محکوم به زندگی شدم

 میخواستم کسی متوجه نشه تا غصه بخوره و ناراحن شه 

مخصوصا بابا مامان

ولی اینقدر شهرمون کوشولویه که بابا شب متوجه شد و ناراحن شد که


شرا بهش نگفتم

و فکر کرد باهاش رو راست نبودم

 ولی به جون خودم فقط میخواستم این ۲ تا گلم ناراحن نشن 

همینجا ازون معذرت میخوام و میخوام که منا ببخشن

 معذرت که باز پر چونگی کردم 

الانم برید بقیه آپا را بخونید


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه بیستم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ منا ببخش عزیزم ღ¸.• '´)*

راستی قبل خوندن این آپام باید بگم که

اون یاور همیشی منا ببخشه

آخه خودش میدونه یک مدته دل ماهان گرفته

و این تنها جایی بودکه میتونستم حرفا ما بیرون بریزم

منا بخش عزیزم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه بیستم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:31 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

خیلی وقت بود میخواستم اینا بگم

ولی هم خودم میترسیدم

هم خودم باو نداشتم

هم خودشنمیخواست باور کنه

چراشم هیچ وقت بهم نگفت

ناناسم بهم نگفت


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه بیستم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ حیف ღ¸.• '´)*

کاش ماهان میتونست از سرنوشتش بنویسه تا واسه خیلی ها

درس عبرتی شه

ولی حیف


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه بیستم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ چه رویاهای پوچی ღ¸.• '´)*

 

بهم میگن ساده نباش دوست نداره 

میگن دست تو دست غریبه ها میزاره

   بهم میگن که تو منا بازیچه کردی

 میگن یه روزی میری و بر نمیگردی

نمیدونن عشق منی

غرورما نمیشکنی

آسمونم زمین بیاد بدون فقط مال منی  

 بگو تو هم دوسم داری 

 مرحم رو زخمام میزاری

 نزار از دوریت بمیرم نگو که تنهام میزاری

بگو که سردی با همه

بگو دوسم داری

نزار بگن بازیچتم

 بزار بگن دوسم داری 

 نزار که عشق من و تو رنگ جدایی بگیره

نمیزارم یه بی وفا عشقما از من بگیره


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه بیستم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:16 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ پس بده عشمو تا برم ღ¸.• '´)*

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com 

پس بده عشمو تا برم

...من واسه جدايي حاضرم

كه من تنها و تو بى دردى

چرا خون به دلم كردى

ميخوام برم شايد بتونم

تو خاطرات زنده بمونم

تا ترك آغوشت كنم عزيزم

يه زندگى فداى تو شد

فداى لحظه هاى تو شد

بزار برم فراموشت كنم عزيزم

دل من ديگه تو رو لايق عشق نميدونه

دل من خسته شده ..نميكشه ..نميتونه

توي خوابي تمومش كن

بزار وا شه چشماى من

از اين راه پر از چاله

 ديگه بريده پاى من

 

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه هجدهم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 5:52 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ حقیقته رفته ، اون قیدم و زده ღ¸.• '´)*

 شک  داره   میزنه  اتیش  به جون من 

 با  کی،  کجاست  خدا ، نامهربون  من 

 میدونم  عاقبت  شک  من رو میکشه 

 عشقم بگو خدا بی من با کی خوشه 

 دیوونه  من  شدم  از دست دلهره     

 تشویش اضطراب خونم رو میخوره 

 نبض  ساعتم  کند  داره  می زنه 

 این قلب عاشقم جون داره میکنه 

 چند  روز  یار  من  عوض شده خدا 

 فک میکنم میخواد  ازم  بشه  جدا 

 مشکوکه  رفتارش  گمونم  دل  کنده 

 میگم دوسش دارم،به حرفم میخنده 

 شک نیست مطمئنم حالا که دیگه دیره 

 تنهام  گذاشته داره  با  یکی دیگه  میره 

 خیال  پوچ  نبود  اون  با  دلم  بده 

 حقیقته  رفته ، اون  قیدم و  زده 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 18:56 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

http://files.myopera.com/postalkart/Darkhasti/Mara-Bavar-kon.jpg


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 5:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ برو چون من باید دیگر فراموشت کنم ღ¸.• '´)*

 

 مثل یک گلوله برف به یک باره آب شدی

 و بیش از آنکه متوجه ی چیزی شوم بخار شدی و به هوا رفتی

زنگ زدم و با صدای آهسته و ترس خورده از قولی که داده بودی حرف زدی و گقتی

 تمامش کنیم و من از این حرفت خنده ام گرفت

و تلفن را قطع کردم

و شروع به هوا خوردن در باغچه ی خانه کردم

چه زود می توان با کسی دم گرفت و چه زود می توان عشق بازی کرد

و چه زود می توان از هم برید

این چه عشقی بود که با یک نصیحت از هم پاشیده شد

و چون گرفتار قراردادهای روزانه هستی به راحتی قبول کردی

و قول دادی که کارهای ناتمام مرا تمام بکنی و بروی

نه ! لطفا این کار را هم انجام مده خودم تمامش می کنم

مگر قبل از آنکه بیایی چه غلطی می کردم که حالا نتوانم

 پایان احساس شیرین تلخ نبود مزه گسی داشت

 و من سعی نکردم شیرینی خاطرات را به آن اضافه بکنم

دارم می روم دوش بگیرم و تن خودم را از بوی تن تو پاک کنم

دی شب ....... شامپوی جدیدی به من داد

که عطر همه خاطرات را به یک باره محو می کند

 و با آرامش این کار را خواهم کرد

 تو فقط بهانه ای برای ادامه ی زندگی ام بوده ای و بس 

 از این به بعد تو کار خودت را بکن و من کار خودم را 

 به مسیر تازه ای که ترافیک ندارد ادامه بده

 تا از دست شلوغی های عصرانه خلاص بشوی 

تمام حرف هایت پر از هوس و ترانه بود عمق نداشت

 چون با نرمه ای از غبار از هم پاشیده شد

برو دوست من خوش باش و سعی کن با او دقیقه های تنهایی ات را پر بکنی

 شاید افاقه ای شود و او هم ترانه ی جدیدی از رادیو یاد بگیرد

و صبح ها که از خواب بیدار می شوی در گوشت زمزمه بکند

 و تو پتو را به کناری بزنی و به طرفش برگردی و موهای سرش را نوازش بکنی

 و عشق بازی ساعت پنچ را شروع بکنی و دوش بگیری

 و بعد به سر کارت بروی و داد بزنی اه ! چه قدر من خوش بختم


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:50 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+