تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

 رفت چشمم را برايش خانه  کردم بر نگشت
بس  دعاها  از  دل  ديوانه  کردم  بر نگشت

  شب شنيدم زاهدي مي گفت او افسانه بود
  در وفايش خويش را  افسانه کردم  بر نگشت


 زلفهايم  را  که  روزي  مي  ربود  از  او  قرار
  تا سحرگاهان برايش  شانه کردم بر نگشت


    اين دل سجده  نشين عاشق  سجاده  را
    مدتی هم ساکن مي خانه کردم بر نگشت

   عاقبت  در  انتظار   اينكه  بر  مي گردد   او
       عالمي  را از غمش ديوانه  کردم  بر نگشت


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه سی ام دی 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ نیدونم شی بگم ღ¸.• '´)*

 این جا که بود ندیدمش عاشق بودو نخواستمش  

 حیف که پر کشیدو من واسه همیشه باختمش 

  باز شدم عاشقتر از همیشه 

 باز دوسش دارم من بدون اون نه 

 عمرم و به پا گذاشتم

 کسی رو جز تو نخواستم اما تو منو نخواستی 

 عمرم و پا به پات گذاشتم  

 کسی رو جز تو نخواستم اما تو منو نخواستی

 میمرم بی تو  

  ببین غمگینم بی تو 

  بیا کنارم عشقم ببین چه تنهام بی تو  

 

پاورقی

فقط از شعر و عکس خوشم اومد و

هیچ منظوری نداشتم

و مخاطب خاصی نداره


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیست و سوم دی 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ وای ღ¸.• '´)*

اگه اشک من میریزه فکر نکن گونه هام خیسه

گریه ی من از درونه زندگیم شده ویرونه

اگه حرفام و شنیدی تو برو چیزی نگو

که دیگه طاقت ندارم تو نذار بیشتر ببارم

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیست و سوم دی 1387 كه عقربه هاي ساعت: 13:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ ماهان و قدیماش ღ¸.• '´)*

به نام خدای عاشقان

دوستش داشتم ولی هیچوقت نخواست اینو بفهمه ... هیچوقت

همیشه میگفت: چرا به اون اندازه که من تو رو دوست دارم تو دوستم نداری

ولی نتونستم بگم... سکوت کردم

یه بار اومد بهم گفت: دوستم داری

به چشماش زل زدم شاید از نگام بفهمه ولی اون سرش رو پایین انداخت و گفت

 می دونستم دوستم نداری و فقط می خواستی بازیم بدی

اینو که گفت دیگه نتونستم تحمل کنم

خدایا چرا نمی تونستم بهش بگم

مگه اون تمام زندگیم نبود

این غرور لعنتی چی بود

 من باید غرورمو زیر پام میذاشتم

باید بهش میگفتم

چشمام رو بستم بغض گلوم رو فشار میداد

 یه حس عجیبی داشتم نمی تونستم حرف بزنم

 نمی دونم تو دلم چه آشوبی بود

 بعد از چند دقیقه گفتم: من...من... دوستت دارم

 به اندازه هر چی تو دنیا وجود داره

راحت شدم احساس سبکی میکردم خوشحال بودم که برای اولین بار تونستم

  حرف دلم رو بهش بزنم

ولی افسوس

چشمم رو که باز کردم اون نبود

اون رفته بود واسه همیشه... قبل از اینکه بفهمه من چقدر دوستش دارم


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیست و سوم دی 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:10 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღهرگز ღ¸.• '´)*


هرگــــــــز اون روز فرامــــــــــوشم نمــــيشه


که با دسـتاي قشــــــنگت روي شــــــــيشه


کشيــــــدي عکس يه قلـــــــبي و نوشـــتي


واســـــه امــــروز،واســــــه فردا،تا همــــيشه


نوشتـــــي که پــــاکه اون قلــــــب يه رنــگت


صفــــــــا داره دوتـــــــا چشــمون قشـــنگت!


نوشتــــي هميـــــــشه با مــــــن با وفايـــي


تـــوي فـــــــکر مــــن و در يـــاد خــــدايــــــي


تـــــــو مونـــــــدي مثــــــــل يــــــه خورشــيد


تا که قلبم جـون بگيره تـوي شبهام تابيدي تو


تا دلـــــــــــم آروم بگيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه بیست و دوم دی 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+