تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

* (`'•.¸ღیکی از روزای بد ماهان که تعدادشون کمم نیستنღ¸.• '´)*

سلام

سلام به همه

امروز دوشنبه 20 آبان

اتمام نيمه دوم از دومين ماه پاييزي

شايد بدترين روز از اين ماه بود

معناي كامل پاييزي بودن را ماهان تو خودش احساس كرد

درسته كه يكشنبه هم يك مقدارش بد بود

ولي دوشنبه اصلا خوب نبود

خدا جونم ديگه چشام اشكي براي باريدن نداره

اونقدر باريده كه اين آپا با زور ميكنه

خدا جونم ميدونم تو تمام كارات يك حكمتي هست

ولي نميدونم چرا احساس ميكنم دارم مجازات ميشم

ولي واسه كدوم كارم را نميدونم

خدا جون ماهانا كمك كن تا متوجه شه اين اتفاقات

مجازاته كاراشه يا حكمت تو

اگه اوليه مجازات كدوم گناهشه

يعني اينقدر گناهش سنگين بوده

اگه دوميه اين چه جور حكمتيه

تو كه ديشب حالما ديدي

چقدر قدم زدمو اشك ريختم

هم سر شب

هم انتها شب بعد برگشتن از سر كار

پس اين ديدار امروزواسه چي بود

چرا به اين حالت

من كه هيچوقت اينجوري نمي رفتم بيرون چرا

چرا امروز كه اينجوري رفتم او را نشونم دادي

نشونم دادي تا كلي خاطره زنده شه و دوباره به خونه نرم

 ويه گوشه بشينمو اشك بريزم

خدا جون ماهان داره ديوونه ميشه

ديگه نه اشكي داره

نه اعتماد به نفسي

ماهان يك هفته بود كم ميخوابيد

دوشنبه مي خواست هم كم خوابيشا جبران كنه

هم به كلاساش بره

ولي نه تنها به كلاساش نرسيد

بلكه چشاش سرخ تر از قبل شد

اين بار هم به خاطر كم خوابي و هم به خاطر

خدا جون ماهانا كمك كن

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 سلام

 سلام به همه

 قبل همه چیز به تمام عزیزان تولد آقا علی ابن موسی الرضا را تبریک میگم

 یک مقدار غرق تو خوشی و نا خوشی بودم که واسه آپ نیومده بودم

 روزا واسم بد نیستن

 بعضی هاشون خوبن

 بعضی هاشون بد

 شنبه واسم عالی بود

 یک روز رویایی

 روزی که خیلی به خوش گذش ت

 یکشنبه هم خوب بود

 بعد مدتها رفتن با دوستان به بیرون و یک گشت و گذار

 رفتن به جشن و و و و و و

 آخر شبش بد شد

 یک مقدار خوشی روزا ازم  گرفت

 البته با یکم قدم زدن و فکر کردن تو  تنهایی تمام شد

 دیشب سر کار حس کار نبود

 اومدم و گفتم یکم آپ کنم

الانم بیشتر از این وقتتونا نمیگیرم و دعوت   به دیدن آپا میکنم


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 5:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهانღدیوونست ¸.• '´)*

        

اگه از خواب نپریدی و توی خواب خدا رو دیدی

یه جوری ازش بپرس که دلامون چرا اسیره

اما بهتره بدونی طبق اصل مهربونی

دل واسه ی عاشق شدن راه نداره ناگزیره

خوش به حال بعضی مردم که شدن تو زندگی گم

التماس سرخ سیبا پیششون چه قدر حقیره

نه به فکر عطر یاسن نه به فکر التماسن

خنده داره واسشون که دل ما یه جایی گیره

چی بگم شبم تموم شد ندیدم اونو حروم شد

کاش میدونست یکی اینجا بد جوری براش میمیره

کاش که بود یه قطره بارون واسه طرح نامه هامون

به دل همیشه دریات به کسی که تو کویره

 

         


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 5:21 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღدوست دارمღ¸.• '´)*

دوست دارم وقتی که مردم تابوتم سیاه باشد

تا همه بفهمند که سیاه بخت از دنیا رفتم

دوست دارم وقتی که خاکم میکنند دستانم بیرون از خاک باشند

تا همه بفهمند که چیزی با خود نبردم

دوست دارم وقتی که مردم چشمانم باز باشد

تا همه بفهمند تا آخرین لحظه چشم انتظار بودم

دوست دارم وقتی که مردم به جای اشک رفیقان تکه یخی بر

روی قبرم بگذارند تا با اولین طلوع اشعه ی

خورشید آب شود و تکه تکه بر روی صورتم بریزد

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ............ღ¸.• '´)*

 هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری
یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته
تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی
برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی
قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی
تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه
دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه
هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه
وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه 


تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 17:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان سر در گمه ღ¸.• '´)*

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است

 نکند دل ديگري او را سير کرده است

خنديدم و گفتم او فقط اسير من است

 تنها دقايقي چند تأخير کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است

شايد موعد قرار تغيير کرده است

خنديد به سادگيم آيينه

و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است

گفتم از عشق من چنين سخن مگوي

 گفت خوابي سال‌ها دير کرده است

 در آيينه به خود نگاه مي‌کنم

آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است

 راست گفت آيينه که منتظر نباش

 او براي هميشه دير کرده است

 

آره کاش پیر میشدم

ولی الان از اونم بدترم

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir



سلام

معذرت میخواهم به خاطر غیبت چند روزم

دیگه نمی دونم چی بگم

بگم روزام خوبن یک سری افراد یک برداشتایی میکنن

بگم بدن باز افراد دیگه ای برداشتای دیگه میکنن

روزای خوب و بدم قاطی شدن

نمیدونم باید بگم روزای خوبی را سپری میکنم یا روزای بد

نه به خاطر اون برداشت افراد نه

چون واقعا با هم قاطی شدن

یک روزم خوبه

ولی تو همون روز با یاد اوری گذشته خودمم سر در گم میشم

منی که واسه همه واژه خواستنا صرف میکنم

چرا خودم نمیتونمو نمیخوام از گذشتم جدا شم

این اواخر خیلی سعی کردم از گذشتم جدا شم

که ناناسم راحت باشه

شاید تا مرز ۴۰ درصدم رسونده باشم

ولی گاهی اوقات همه چیز خراب میشه

میگم روزای خوب و بد قاطی شدن

تازه امروز متوجه شدم یکی از افرادی که این وب واسه او هم بود

وبا میخونه

خوشحال شدم

ولی کاش این خوندنش دقیق بودو زود قضاوت نمیکرد

باز دارم تنها میشم

این سری نمیدونم با تنهاییم چه کار کنم

خودم از خانواده خواهش کردم که به خاطر من رفتن به عروسی را کنسل نکنن

ولی خودمم نمیتونم برم

به چند دلیل

یکی که با دیدن عروس و داماد به جای شادی غصه می یاد سراغم

یکی هم حسی واسه سفر و شادی واسم نمونده

ولی امیدوارم او تو سفراش خوش باشه و رنگ خوشی را ببینه

آخه با کنار او بودنم می خواستم همین حسا بهش بدم

ولی الان ظاهرا همین حسا بی من داره

و امیدوارم واسش مداومم باشه

از طرفی هم ممنونم از دوست همیشگیم که این روزا

بیشتر از همه روزا داره کمکم میکنه

و به خودمو حرفام اعتماد داره

امیدوارم او هم بتونه به خیلی چیزا فکر کنه و به بهترین نتایج برسه

دوست خوبم خوب فکر کن

راستي يك معذرت خواهي

آبجي شيدا منا ببخش

به خدا من به يادت بودم

اگه ام ديدي اسمتا تو وبلاگم نمي ياوردم فكر ميكردم ناراحت ميشي

وگر نه من هميشه به يادتم و دوستت دارم

و ازتم تشكر ميكنم بابت لطفهايي كه به من كردي

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 4:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ امان از تنهایی ღ¸.• '´)*

 

دلم براي تنهايي ميسوزد چرا هيچکس او را دوست ندارد

مگر او چه گناهي کرده که تنها شده

جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد

 ديشب تنهايي از اتاقم گذشت دنبالش دويدم

 ولي او رفته بود

تنهاي تنها نيمه شب او را مرده کنار حوض خانه پيدا کردم

 از گريه چشمانش قرمز بود

برايش گريستم آخر او از تنهايي مرده بود

تنهايي مردو من تنها تر شدم

دلم براي تنهايي ميسوزد

چرا دلم براي تنهايي ميسوزد

 چرا هيچکس او را دوست ندارد

 مگر او چه گناهي کرده که تنها شده

 جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+