تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

* (`'•.¸ღماهان جون خودت بس کنღ ¸.• '´)*

الو ميخوام حرف بزنم اين دفعه شوخي ندارم
نه نمي خوام تهديد كنم يا سر كارت بزارم
اين بار اخره كه من دارم با تو حرف مي زنم
خوب گوش بده به حرف من
من دارم از اينجا مي رم
يه روز واست جون مي دادم فقط تو رو مي خواستمت
حالا ازت سير شدم و ديگه كنار گذاشتمت
صداي پاي تو ديگه براي من يه عادته
حرفاي عاشقونمون تمامش از شكايته
مي خوام بهت بگم برو دل به دل يكي ببند
بدش بشين كنارشو به عشق من فقط بخند
زياده مثل تو واسم كه جون ميدن براي من 
برو با اون غريبه كه تورو گرفته از دلم
به اون كه صاحبت شده خيالي عاشقت شده
بزار بگم مباركه به اوني كه كنارته
بزار بگم مباركه به اوني كه كنارته
حرفام ديگه تموم شده چيزي نمونده كه بگم
ميخوام كه تنهات بزارم
از اين به بعد نه تو نه من


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 10:43 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

cartpostaleto.blogfa

 خدا رو خوش نمياد دل منو شكستي
رفتي جدا از منو كنار اون نشستي
خدا رو خوش نمياد بي جا قضاوت كني
با رفتنت عزيزم به من خيانت كني
خدا رو خوش نمياد تو مال من نباشي
با رفتنت غصه رو به قلب من بپاشي
خدا رو خوش نمياد سراغمو نگيري
تنها بزاري منو با اينهمه غريبي
خدا رو خوش نمياد دل منو رد كني
تو چشمه ي آرزوم حسرت و بي حد كني

پاورقی

باور کن خدا را خوش نمی یاد

اون همه خاطراتا نادیده بگیری و تنهام بذاری

آخه مگه قرار نبود مال هم باشیم

پس چرا این اواخر دلما رد کردی

ولی یک چیزا هیچوت یادم نمیره

اونم این جمله

خدای مهربون ممنونتم که تو تنهام نذاشتی


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 9:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღنفرین ღ¸.• '´)*

نفرين به دست سرنوشت
قسمت من رو بد نوشت
نفرين به اون اتشي كه
افتاده توي اين بهشت
نفرين به دستاي تو كه
زنجير عشق و پاره كرد
نفرين به اون نگاه تو
كه قلبم و بيچاره كرد
نفرين به قاب عكس تو
به روي ديوار اتاق
نفرين به اون سنگ دلت
از من نميگيره سراغ
نفرين به كار روزگار
از تو چي مونده يادگار
نفرين به دنياي تو كه
با من شده ناسازگار

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 9:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღگل مرداب ღ¸.• '´)*
                                                           

توی شهر عاشقی کسی سراغم نیومد

توی خلوت دلم کسی به دادم نیومد

هرچی دست و پا زدم تو این مرداب بی کسی

هرچی من صدا زدم کسی بدادم نرسید

دیگه باید بدونم دارم که تنها میمونم

باید تا لحظه ی آخرشعر تنهایی بخونم

دل من خسته شده ازاين تک وتنها

ای خدا کاری بکن ندارم هیچ پناهی

دیگه راهی ندارم جز اینکه باورم بشه

دل من پر ازدرد  کسی اونو نمیدونه

دیگه باید بدونم دارم که تنها میمونم

باید تا لحظه ی آخرشعر تنهایی بخونم

پاورقی

آره وقتی که تنهام  هیچکس کمکم نمیکنه

هرچی واسه گل خودم دستو پا زدم

ولی تو مرداب اون گل غرق شدم

آره گل مرداب

حالا معنیشا میفهمم

یکی دیگم میدونه

امیدوارم بخونه

منم که چاره ای ندارم جز تنهایی و تنها بودن

     


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 4:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان فقط اینا میتونه بگهღ¸.• '´)*

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن  شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*

دل من و حرفای بچه گونه

تو باز می گی برو بابا دیوونه

شب و غم و یه آسمون ستاره

من و تو و حرفای نیمه کاره

دلم میگه که گردش زمونه اس

نگاه تو دنبال یه بهونه اس

یادم باشه بندازمت توی آب

شاید بشی ماهی من توی خواب

قلاب عشقو می ندازم توی آب

شاید به چنگت بیارم توی خواب

بیا بگرد دور دلم حسابی

منم شدم ماهیگیر قلابی

بهونه اونجاست سر اون قلابه

قلاب همون جاست سر اون مردابه

بدو زرنگ باش توی این زمونه

نگو دلم روی زمین می مونه

یه وقت نگی من بی وفایی کردم

یا که خودم دلمو هوایی کردم

تو دنبال بهونه بودی منم

فقط برات بهونه پیدا کردم


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 1:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღکاش خاطره هاشم میبرد ღ¸.• '´)*

از دوست داشتن که چیزی نفهمیدم

 اما از عذاب کشیدن چرا خیلی سخته

 واسه یکی این همه بمیری بعد بزاره بره وفقط بگه تقصیر من نبود نذاشتن 

 مجبورم برم

یکی نیست بگه برو به درک

از وقتی رفت به همه بی اعتماد شدم از تمامه دخترا بیزارم

(به جز چندتاییشون)

 نمیتونم زندگی کنم ...نمیدونید من میپرستیدمش 

نمیخام  دیگه عاشق بشم

چرا رفت نفهمیدم و مطمئنم هرگز نمیفهمم

 رفت و من موندم با خاطراتش که ایکاش اونا رو هم میبرد تا اینقد عذاب نکشم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:45 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღدیوونگی ماهانღ¸.• '´)*

        

          وقت پرواز با دو بال باز     

   با صدای ساز و آواز

       میرم به اوجها به بی کرانها   

   تا بدونی میشم بی تو تنهای تنها

        فدای عشقت حس قریبت     

 شور نگاهت چشمای نازت

              نم نم بارون صدای ناودون           

  روز بهاری زیر بارون

   نگاه گیرات چقدر زیباست 

  ناز نگاهت با خنده پیداست

                     شوریده حالم با گریه و غم             

صدایت کرد محو غم و ماتم

            نجوا کردم ای بهترینم            

با من بمون بی تو غریبم

                سفری به رویا واسه دیدن یار               

 واسه دیدن رویت میام به دیدار

      صدای تو ترانست کلامت عاشقانست        

 نازی من چه زیباست دلم عشقشو خواست

           میخوام بگم دل من داره هوای پرواز              

 وقتی تویی کنارم میخونم با ساز و آواز

       ستاره ی شبهای من ای ماه تابانم       

    خورشید سوزان تویی گرما بده به جانم

از دل و جانم میخوام بگم به یارم

ناناسم هنوزم دوستت دارم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 22:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღهمه ماهانا ترک کردنღ¸.• '´)*

 cartpostaleto.blogfa

      این روزها پشت بغض بی کسی لبخند می میرد      
           این روزها عشق پای منقل اسپند می میرد         
          در آن تلاقی نگاهت حرف میزد با من از بودن             
        ها...پلک بر هم مزن مانائی پیوند می میرد        
      با رفتنت کوچه ها از غم چنان دلگیر شد انگار       
 خورشید در یک غروب جمعه ناخرسند می میرد 
 آنشب اوجاقم فقط با آتش یک خنده ات می سوخت   
آن عکس آن یادگار لحظه گلخند می میرد        
          پرواز می خواستم تا مرز آبی ها نشد هرگز             
 باور کنی یا نه روح آدمی دربند می میرد       
  لیلای شعر وغزل کاری نکن عاقل بمانم ..هی    
احساس شاعر همیشه با همین ترفند می میرد   
              باری اگر بیت پایانم تورا آزار خواهد داد                   
 آنهم برایت به طرز خواهشت سوگند می میرد
     


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 22:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღناناس ماهان کجاستღ ¸.• '´)*

                                                          cartpostaleto.blogfa

چقدر سخته ، چقد دیره ، کجایی

ببین دنیام چه دلگیره ، کجایی

حقیقت داره تو دوری ولی خب

خیالم با تو درگیره ، کجایی


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 16:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღاینبار درد و دل ماهان در قالب کلماتღ¸.• '´)*

لبم محکوم شد به ساده بودن

غرورم محکوم شد به خونسرد بودن

احساسم محکوم شد به کم حرف بودن

دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن

چشمانم محکوم شد به مهربان بودن

دستهایم محکوم شد به سرد بودن

پاهایم محکوم شد به تنها رفتن

آرزوهایم محکوم شد به محال بودن

وجودم محکوم شد به تنها بودن

عشقم محکوم شد به محبوس بودن

و خدا هم مثل همیشه ما رو محکوم می کونه به تنهایی


تو يكي از روزاي خدا: شنبه دوازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان واسه ناناسش دعا میکنهღ¸.• '´)*

cartpostaleto.blogfa

Fast & Free Image Sharing دعا میکنم که هیچگاه چشمای زیبای تو Fast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing در انحصار قطره های اشک نبینمFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing و تو برایم دعا کن ابر چشمهایم همیشه برای تو بباردFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing دعا میکنم که لبانت فقط در غنچه های لبخند ببینمFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing و تو برایم دعا کن که هرگز بی تو نخندمFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing دعا میکنم که دستانت را وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار داردFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing همیشه از حرارت عشق گرم باشدFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهمFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing من برایت دعا میکنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوندFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا میکنمFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشندFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing من برای خورشید آسمان زندگیت دعا میکنم که هیچگاه غروب نکندFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدیFast & Free Image Sharing

Fast & Free Image Sharing پس برایم دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکندFast & Free Image Sharing

پاورقی

آره حالا که میدونم منا نمیخواهی

منم نمیخواهم باشم

ولی تا هستم واست دعا میکنم

آره دعا میکنم که همیشه شاد باشی و من به جای تو اشک بریزم

دعا میکنم خنده همیشه رو لبات باشه و به جای منم بخندی

چون من بدون تو نمی خندم

من برات دعا میکنم ناناسم

ولی فکر نکنم تو بتونی واسم دعا کنی


تو يكي از روزاي خدا: شنبه دوازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:2 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان فکرشا نمیکرد اینقدر زود تکراری شهღ¸.• '´)*

    هر چي بخواي صادق باشي و رو راست بازم توي اين کره خاکي کم مي آري
همه آدما فقط به فکر خودشونن وبس
يه جورايي همه براي هم تکراري شدن
همه احساس بدبيني نسبت به هم دارن و تو رو سخت باور ميکنن
به هم قولايي مي دن که معلوم نيست چقدر بهش وفادار باشن
يا شايدم مي خوان فقط خودشون رو راحت کرده باشن
آره زمونه واقعا عوض شده
ديگه نميشه روي کسي حساب باز کرد
شايدم بايد همرنگ جماعت شد
اما اگر همه آدما به هم بدبين باشيم پس چه طوري ميشه زندگي کرد

پاورقی

آره دنیای بدی شده

من واسش تکراری شدم

یعنی اینقدر زود تکراری شدم

اصلا باورم نمیشهچ


تو يكي از روزاي خدا: شنبه دوازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 1:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان تنهاستღ¸.• '´)*

cartpostaleto.blogfa

امروز مثل ديروز و مثل هميشه توي جمع تنهام
نمي دونم چرا اين تنهايي هام هيچ وقت پر نميشه
چرا يه نفر پيدا نميشه که حتي بخواد تسکينم بده
شايدم توقع زيادي دارم
هر چي بيشتر تنها ميشم بيشتر به پله ي اول بر مي گردم
جلوتر که مي رم از نوشتن بيشتر خسته ميشم
چون خيلي از حرفام رو نمي تونم بنويسم
تازه مخاطب اصلي چي
هميشه فکر مي کردم اوني که تو جاده ي آرزو خسته نميشه منم
اوني که تا آخرش مي مونه و با نداي عشق شوق زندگي توش بيدار ميشه

پاورقی

آره سرنوشت ماهان همینه

باید تنها باشه و با تنهاییش بسازه

چون فکر میکر از تنهایی در اومده

ولی اون مدت تمام شد و باز تنها شد



تو يكي از روزاي خدا: شنبه دوازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 0:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღآخه چرا ღ¸.• '´)*

cartpostaleto.blogfa

من و تو قصه ی یک کهنه کتابیم . مگه نه

یه سوالیم ، یه سوال بی جوابیم  . مگه نه

یه روزی قصه ی پرغصه ی ما تموم میشه
آخرش نقطه ی پایان کتابیم . مگه نه
پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میاد
وای بر ما که رو آب مثل حبابیم . مگه نه
کی میگه ما با همیم ، ما که با هم جفت غمیم
دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم . مگه نه

ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره

آسمون خشکه و ما تشنه ی ابریم . مگه نه

کار دنیا رو که چشمم دیده بود گفت به دلم
ما دو تا پنجره ی رو به سرابیم . مگه نه . مگه نه

پاورقی

چرا ما اینجوری شدیم

آخه چرا

 

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه یازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 22:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღیعنی میشه ღ¸.• '´)*

cartpostaleto.blogfa

گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دله من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم


سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم
واسه من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم
که بازم با چشمایه کورم به راهت بشینم


سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم

پاورقی

نمیدونم باید تا کی این چشام منتظر باشه

اصلا دیگه انتظار فایده ای داره

هیچوقت قدر عشقما ندونستی

آره هنوزم قلبم صدات میکنه

سکوتم فقط صدای تو را داره

و با تو پر میشه

خواب به چشام نمییاد

ولی اگه هم بخوابم تو این رویام که میشه

میشه باز دستامون تو دست هم باشه و هیچوقت جدا نشه

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه یازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 21:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان همه جوره گفتهღ ¸.• '´)*

  سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت

سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت 

 دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود

چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود

من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم

تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم


تو يكي از روزاي خدا: جمعه یازدهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 21:19 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღسهم ماهانღ¸.• '´)*

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اوناهم خسته شدن از حرف هر روز تو و من

دوستت دارم  منتظرتم 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم مرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 16:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+