ღ♥ღپسری هستم كه كتاب تاريخ ورقي سفید رنگ و آذری با پوشش سفید زمین برايم باز كرده است.روي برگ هويتم نوشته شده متولد 1367كه اوليــن است در اين سقف كوچك و اکنون به جرئت 20 ستاره را به آبی تقدیم داشته امღ♥ღ
ღ♥ღمادر مـــن غم هاســتღ♥ღ ღ♥ღمهدوگـهواره من ماتــم هاستღ♥ღ ღ♥ღروح من عصيان زده وطوفاني استღ♥ღ ღ♥ღآسمان نگهم بارانيـــستღ♥ღ ღ♥ღغم به اندازه سنگيني عـــالم دارمღ♥ღ ღ♥ღغم من صحراهاست افق تيره او ناپيداستღ♥ღ ღ♥ღديگر از اين پس منم وتنهاييღ♥ღ ღ♥ღو به تنهايي خود منتظر معجزه اي غوغاييღ♥ღ ღ♥ღمي گريزم به جهاني که مرا ناپيداستღ♥ღ ღ♥ღشايد آن نيز فقط يک روياستღ♥ღ
_____(¯´v´¯)___________ _____________(¯´v´¯)(¯´v´¯)___________ .ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ ღ♥ღسلام عزیزانღ♥ღ ღ♥ღاميدوارم بتونم بهترين لحظاتا واستون رقم بزنمღ♥ღ ღ♥ღو با گشتو گذار تو دهكده عشق من وقتتون طلف نشهღ♥ღ ღ♥ღحالا يكم در مورد خودم بگمღ♥ღ ღ♥ღماهان هستمღ♥ღ ღ♥ღدانشجوي انصرافی كامپيوتر و دانشجوی حال حسابداریღ♥ღ ღ♥ღپسری از اهالي شهر سمنانღ♥ღ ღ♥ღمتولد بیست و هفتمین روز از نهمین ماه سال هزار و سيصد و شصت و هفت ღ♥ღ ღ♥ღتوي زندگيم بعد ار خداي مهربون ღ♥ღ ღ♥ღعاشق خانواده گرم و پر محبت خودم هستمღ♥ღ ღ♥ღبابا جونم ღ♥ღ ღ♥ღمامان جونمღ♥ღ ღ♥ღخـواهر جونم ღ♥ღ ღ♥ღو یکی دیگهღ♥ღ ღ♥ღاز نوشتن خيلي خوشم مياد ღ♥ღ ღ♥ღمخصوصا نوشتن واسه دل خودم ღ♥ღ ღ♥ღميگم : خوب شد كه خدا اشـك رو آفريد وگرنه دق ميكرديم ღ♥ღ ღ♥ღاز خريدکردن و خریدن وسايل تزئيني لذت مي برم ღ♥ღ ღ♥ღهمچنین از عطر و عروسک هم خیلی خیلی خوشم میادღ♥ღ ღ♥ღورزش مورد علاقه : فوتبالღ♥ღ ღ♥ღرنـگ مورد علاقه : مشـكي، قرمز، صورتی ، زرد، نارنجیღ♥ღ ღ♥ღميوه مورد علاقه : هـلو،موز، پرتقال،آناناسღ♥ღ ღ♥ღحـيوان مورد علاقه : سگ پا كوتاه سفيد ، طاووسღ♥ღ ღ♥ღغـذاي مورد علاقه : سنتی:سلطانی، قورمه سبزی، کوبیدهღ♥ღ ღ♥ღغـذاي مورد علاقه : كلاسيك : پـيتزا ، مرغ سوخاریღ♥ღ ღ♥ღگـل مورد علاقه : رز ، نـرگس، مریمღ♥ღ ღ♥ღخـواننده مورد علاقه : اندی، مجيد خراطها ، معین ، سامی یوسف ،هـيفا وهبي ، نانـسي عجـرم ღ♥ღ ღ♥ღتيم مورد علاقه :پرسپولیس ومیلان و آرسنال و بارسلوناღ♥ღ ღ♥ღخـدايـا به امـيد تو ღ♥ღ
ღ♥ღدوستتون دارم خیلی زیاد منا نبرید از یادღ♥ღ ღ♥ღاگه از مطالب خوشتون اومد نظر یادتون نرهღ♥ღ
ღ♥ღتویی عاشقترین تنهایی دنیاღ♥ღ ღ♥ღمنم خسته ترین مفهوم دنیاღ♥ღ ღ♥ღ تویی صادقترین حرف دنیاღ♥ღ ღ♥ღ منم زیبا طلوع فرداღ♥ღ ღ♥ღ تویی اینجا غروبی مثل شب هاღ♥ღ ღ♥ღ منم همچون قناری شاد و شیداღ♥ღ ღ♥ღ منم همراز همراه یه رویاღ♥ღ ღ♥ღ تویی آشفته دل مغروری ورعناღ♥ღ ღ♥ღ منم همراز همراه یه رویاღ♥ღ ღ♥ღ تویی عشق و محبت دنیاتوپ قلبهاღ♥ღ ღ♥ღ منم دیونه مثل موج دریاღ♥ღ ღ♥ღ تویی تنها تویی یاد غریب هاღ♥ღ ღ♥ღ منم فریاد بی پایان غم هاღ♥ღ ღ♥ღ تویی شاخه های گل سرخ صدف هاღ♥ღ ღ♥ღ منم تنها شقایق تو صحراღ♥ღ ღ♥ღ تویی اب زلال اشک چشم هاღ♥ღ ღ♥ღمنم مرداب سرد توی دشت هاღ♥ღ ღ♥ღامیدوارم وبم مورد پسند شما واقع شده باشهღ♥ღ ღ♥ღاین وب فقط به خاطر عزیز ترین کسم تو این دنیا طراحی شدهღ♥ღ ღ♥ღتو دنیای عاشقی به کسی دل ببندید که واقعآ دوستتون دارهღ♥ღ
ღ♥ღنام: گمنامღ♥ღ3 ღ♥ღشهرت: آوارهღ♥ღ ღ♥ღسن:خزانღ♥ღ ღ♥ღنام دوست: گریزღ♥ღ ღ♥ღنام فرزند: انتظارღ♥ღ ღ♥ღفریادم:سکوتღ♥ღ ღ♥ღکوله بارم: حسرتღ♥ღ ღ♥ღوطنم: غربتღ♥ღ ღ♥ღگناهم: عاشقیღ♥ღ ღ♥ღهم دمم:تنهاییღ♥ღ ღ♥ღتاریخ تولد:یک شب پر حادثهღ♥ღ ღ♥ღنام پدر:مشقتღ♥ღ ღ♥ღنام مادر:رنجღ♥ღ ღ♥ღمحل تولد:دنیای فراموش شدهღ♥ღ ღ♥ღسرگرمی:عشق توღ♥ღ ღ♥ღتحصیلات:دیپلم غم و لیسانس دیوانگیღ♥ღ ღ♥ღطایفه:بیگانهღ♥ღ ღ♥ღامید:مرگ در صورت بی تو بودنღ♥ღ ღ♥ღآدرس:کوی غربت چهار راه تنهایی خیابان بد بختی بن بست عاشقان پلاک هزار عشق اتاق بی سقفღ♥ღ ღ♥ღتاریخ صدور:روز عذابღ♥ღ ღ♥ღحکم صادره:محکوم به زندان بعد اعدامღ♥ღ
الو ميخوام حرف بزنم اين دفعه شوخي ندارم نه نمي خوام تهديد كنم يا سر كارت بزارم اين بار اخره كه من دارم با تو حرف مي زنم خوب گوش بده به حرف من من دارم از اينجا مي رم يه روز واست جون مي دادم فقط تو رو مي خواستمت حالا ازت سير شدم و ديگه كنار گذاشتمت صداي پاي تو ديگه براي من يه عادته حرفاي عاشقونمون تمامش از شكايته مي خوام بهت بگم برو دل به دل يكي ببند بدش بشين كنارشو به عشق من فقط بخند زياده مثل تو واسم كه جون ميدن براي من برو با اون غريبه كه تورو گرفته از دلم به اون كه صاحبت شده خيالي عاشقت شده بزار بگم مباركه به اوني كه كنارته بزار بگم مباركه به اوني كه كنارته حرفام ديگه تموم شده چيزي نمونده كه بگم ميخوام كه تنهات بزارم از اين به بعد نه تو نه من
خدا رو خوش نمياد دل منو شكستي رفتي جدا از منو كنار اون نشستي خدا رو خوش نمياد بي جا قضاوت كني با رفتنت عزيزم به من خيانت كني خدا رو خوش نمياد تو مال من نباشي با رفتنت غصه رو به قلب من بپاشي خدا رو خوش نمياد سراغمو نگيري تنها بزاري منو با اينهمه غريبي خدا رو خوش نمياد دل منو رد كني تو چشمه ي آرزوم حسرت و بي حد كني
نفرين به دست سرنوشت قسمت من رو بد نوشت نفرين به اون اتشي كه افتاده توي اين بهشت نفرين به دستاي تو كه زنجير عشق و پاره كرد نفرين به اون نگاه تو كه قلبم و بيچاره كرد نفرين به قاب عكس تو به روي ديوار اتاق نفرين به اون سنگ دلت از من نميگيره سراغ نفرين به كار روزگار از تو چي مونده يادگار نفرين به دنياي تو كه با من شده ناسازگار
حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي ياد تو مي افتم هر وقت هي مي گم جاي تو خالي هي ميگم جاي تو خالي تو شباي پر ستاره دل من هواتو داره ياد من مي مونه نيستي بودنت خواب و خياله روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم ديگه خسته ام از اين عشق خيالي هي ميگم جاي تو خالي هي ميگم جاي تو خالي
این روزها پشت بغض بی کسی لبخند می میرد این روزها عشق پای منقل اسپند می میرد در آن تلاقی نگاهت حرف میزد با من از بودن ها...پلک بر هم مزن مانائی پیوند می میرد با رفتنت کوچه ها از غم چنان دلگیر شد انگار خورشید در یک غروب جمعه ناخرسند می میرد آنشب اوجاقم فقط با آتش یک خنده ات می سوخت آن عکس آن یادگار لحظه گلخند می میرد پرواز می خواستم تا مرز آبی ها نشد هرگز باور کنی یا نه روح آدمی دربند می میرد لیلای شعر وغزل کاری نکن عاقل بمانم ..هی احساس شاعر همیشه با همین ترفند می میرد باری اگر بیت پایانم تورا آزار خواهد داد آنهم برایت به طرز خواهشت سوگند می میرد
هر چي بخواي صادق باشي و رو راست بازم توي اين کره خاکي کم مي آري همه آدما فقط به فکر خودشونن وبس يه جورايي همه براي هم تکراري شدن همه احساس بدبيني نسبت به هم دارن و تو رو سخت باور ميکنن به هم قولايي مي دن که معلوم نيست چقدر بهش وفادار باشن يا شايدم مي خوان فقط خودشون رو راحت کرده باشن آره زمونه واقعا عوض شده ديگه نميشه روي کسي حساب باز کرد شايدم بايد همرنگ جماعت شد اما اگر همه آدما به هم بدبين باشيم پس چه طوري ميشه زندگي کرد
امروز مثل ديروز و مثل هميشه توي جمع تنهام نمي دونم چرا اين تنهايي هام هيچ وقت پر نميشه چرا يه نفر پيدا نميشه که حتي بخواد تسکينم بده شايدم توقع زيادي دارم هر چي بيشتر تنها ميشم بيشتر به پله ي اول بر مي گردم جلوتر که مي رم از نوشتن بيشتر خسته ميشم چون خيلي از حرفام رو نمي تونم بنويسم تازه مخاطب اصلي چي هميشه فکر مي کردم اوني که تو جاده ي آرزو خسته نميشه منم اوني که تا آخرش مي مونه و با نداي عشق شوق زندگي توش بيدار ميشه
یه روزی قصه ی پرغصه ی ما تموم میشه آخرش نقطه ی پایان کتابیم . مگه نه پشت همموج بلا میشکنه و جلو میاد وای بر ما که رو آب مثل حبابیم . مگه نه کی میگه مابا همیم ، ما که با هم جفت غمیم دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم . مگه نه
ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره
آسمون خشکه و ما تشنه ی ابریم . مگه نه
کاردنیا رو که چشمم دیده بود گفت به دلم ما دو تا پنجره ی رو به سرابیم . مگه نه . مگه نه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه برای دله من واسه جسم خستم منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد برای دل من واسه جسم خستم منی که غرور رو تو چشمات شکستم واسه من که برعکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه
هنوزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره صدای دلم ساز ناسازگاره سکوتم به جز تو صدایی نداره تو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستاتو بازم تو دستام ببینم ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمایه کورم به راهت بشینم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد برای دل من واسه جسم خستم منی که غرور رو تو چشمات شکستم