تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

* (`'•.¸ღنمی دونم باید میگفتم یا نهღ¸.• '´)*

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 15:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღبه یاد داشته باش ღ¸.• '´)*

به یاد داشته باش هروقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن کسی هست که عاشقانه

 

 تو را می نگرد و منتظر توست اشکهای توراپاک می کند ودستهایت را صمیمانه

 

 می فشارد تو را دوست دارد فقط به خاطرخودت به یادداشته باش هروقت

 

دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن

 

و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند

 

باور کن که با او هرگز تنها نیستی هرگز

 

فقط کافی است عاشقا نه به اسمان نگاه کنی

پاورقی

آره سعی کن یادت نره

مثل ماهان پست نشو که یادت بره

خداتا بپرست و

مثل من باهاش درد و دل کن

که بهترین دوسته

و بهترین واسه عشق ورزیدن


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 13:31 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღچه رسم بدی ღ¸.• '´)*

پاورقی

خیلی ها گفتن اینه رسم دنیا و من

باور نکردم


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 12:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღیک حس عجیب ღ¸.• '´)*

پاورقی

این عکس یک سری توش هست

یکی می دونه یعنی چی

یادمه یک روز به خاطر کاری که کردم بازخواست شدم

گفت کاش خیلی کارا را می کردم و اون کارا نمی کردم

ولی الان باید چکار کنم

کارما تکرار کنم

 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:17 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღخیلی وقته ღ¸.• '´)*

 

پاورقی

آره خیلی وقته کنارت گذاشتم

و خیلی وقتم هست که خودما گم کردم


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 3:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღتقدیم به تو عزیزم ღ¸.• '´)*

love


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 1:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ ماهان دیوونه شده و حتی متناشو عکساشم به هم نمیخونهღ ¸.• '´)*

مي‌تونم تو لحظه‌هاي بي‌كسيت، واسه تو مرهم تنهايي باشم 
 مي‌تونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم  
مي‌تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچينم
مي‌تونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي هزار بار بميرم
قلبقلبمي‌تونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگي‌مو آبي كنم قلبقلب
 مي‌تونم رو شونه‌هاي مردونت، دردامو با هق‌هقم خالي كنم  
مي‌تونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم
قلبقلبمي‌تونم قصه‌ي ديوونگيمو، توي كوچه‌هاي شهر داد بزنمقلبقلب
مي‌تونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم 
 مي‌تونم زير پر ستاره‌ها، واست از ليلي ومجنون بخونم  
مي‌تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره
مي‌تونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره
مي‌تونه دستاي تو رو شونه‌هام، خبر از يك شب يلدا رو بده 
 مي‌تونه بوسه‌ي تو رو گونه‌هام، واسه من نويد فردا روبده  
قلبقلبمي‌تونه صداي گرم خنده‌هات، همه قصه‌هامو رؤيايي كنه قلبقلب
مي‌تونه گرماي مهربونيهات، همه زندگيمومهتابي كنه
مي‌تونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه 
 مي‌تونه حس غريب بودنت، درداي زندگيمو دوا كنه  
مي‌توني توخستگي‌هاي تنت، به من و شونه‌ي من تكيه كني
مي‌توني با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كني
مي‌تونن رازقي‌ياي باغچه‌مون، تا هميشه بوي دستاتو بدن 
 مي‌تونن حتي اگه خودت نگي، واسه من از عشق تو خبربدن  
قلبقلبمي‌تونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونه‌ي عشقت بدونن قلبقلب
بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرا بخونن

پاورقی:

نمی دونم دیگه چی هستم

کی هستم

واسه کی هستم

با مطالبم یک چیزایی واسه دلم می گم

با عکسا یک چیز دیگه

خودمم گیج شدم باید چکار کنم

بهترین راه واسه من یک چیزه

اون چیزی که خوب نیست

ولی واسه من ایده آله


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 14:36 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღاینم واسه تو عشق ماهانღ¸.• '´)*

عكس عشقولانه

قسم به ماهي هاي قرمزي كه در غريب ترين تنگ هاي جهان زندگي مي كنند 

 و به گل هاي آفتابگردان كه

هميشه دلتنگ نورند دلم برات تنگ شده

به كبوتران قسم و به باد باد كهايي كه ناگهان در سينه ي

آسمان گم مي شوند دلم برايت عاشقانه پر مي زند

   


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 13:40 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸آره ناناسم حفظ عشق سخته کاری که بلد نبودی ღ¸.• '´)*

 عشق ملاقات مرگ و زندگی است ملاقاتی در نقطه اوج  

 فقط در صورت شناخت عشق است 

 که می توان به تجربه این ملاقات نایل آمد  

 در غیر این صورت به دنیا می آیی 

 زندگی می کنی و می میری  

 ولی در حقیقت مهم ترین تجربه زندگی را از دست داده ای 

 تجربه ای که با هیچ چیز جایگزین نمی شود 

پاورقی

البته تجربه کردن عشق سخت نیست

و همین طور به دست آوردنش

فقط این حفظش هست که سخته

خیلی هم سخته

باید اونقدر به خودت اطمینان داشته باشی که در بدترین شرایطم

عشقتا بین دو نفر یا بیشتر تقسیم نکنی


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 12:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღراز عشق ღ¸.• '´)*

 

راز عشق در تواضع است

 اين صفت به هيچ وجه نشانه به تظاهر نيست

 بلكه نشان دهنده احساس و تفكري قوي است

 ميان دونفري كه يكديگر را دوست دارند

راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق تفكر را از يادنبري

راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد

زيرا نقص همواره در بشر است

 ذهنت را بر ارزش هايي متمركز كن كه شما را به يكديگر نزديكتر مي كند

نه بر مسائلي كه بين شما فاصله مي اندازد

راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني

 هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند از تحسين كردن غافل نشو

 مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي

 دوستت دارم راز عشق در آرامش است

 زيرا آرامش باعث تكامل عشق مي شود

عشق هواي نفس احساسات شديد نيست

عشق آرامش است.راز عشق در آن است كه جاذبه هاي خود را با ديگري قسمت كني

 جاذبه نيروي لطيف و نافذ است كه از ديگري دريافت مي كني

 اين نيرو تنها با بخشش رشد مي كند

راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد

 عشقي كه آزادانه هديه نشود اسارت است


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 12:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღخیانتکار ღ¸.• '´)*

اگه قلبمو شکستی به فدایِ یک نگاهِت
این منم چون گُل پَرپَرکه که نشستم سَرِ راهِت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نَمُردَم از عشق تو بدون که رو سیاهم
اگه عاشقی یه دَردِ، چه کسی این دَردو ندیده
تو بگو کُدوم عاشق ، رنج دوری نکِشیده
اگه عاشقی گناهِ، ما همه غرقِ گناهیم
میونِ این همه آدم، یه غریب و بی پناهیم
تو ببین به جُرمِ عشقِت ، پرِ پروازمُ بستند

تو ندیدی مَنِ مغرور چه بی صدا شکستند

چه بگم وقتی که عاشق ، زخمیِ تیغِ هلا که
همه بال و پر زدنهاش رقصِ مرگی رویِ خاکِ
همه بال و پر زدنهاش رقصِ مرگی رویِ خاکِ

 پاورقی

نه قلبما شکستی

ولی من به این زودی نمی تونم بگذرم

به خاطر حرفات

کارات

قولات

که همه دروغ بود

شاید بگی نبوده

ولی چرا اون کارا را کردی


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 12:37 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღیک دلخوشی ღ¸.• '´)*

 من با خاطرات تو زنده خواهم ماند 

  چه غمگين از اين رفتن و از اين روزهاي سرد تنهايي 

 شايد باور نكني 

  از من هم فقط همين كلماتكه با شوق به سوي تو پر مي كشد باقي مي ماند 

  و خودكاري كه هيچگاه آخرين حرفهايم را به تو نمي تواند بگويد 

  شايد يك روز وقتي مي خواهي احوال مرا بپرسي 

 عكسم را در صفحه سفر كرده ها ببيني  

 شايد كودكي معصوم و بازيگوش با شيطنت 

  سفر بي بازگشتم را از ديوار سيماني كوچه تان بكند و پاره كند 

  تمام دغدغه ام اين است كه آيا بعد از اين سفر محتوم مي توانم همچنان با تو سخن بگويم

 آيا دستي براي نوشتن يا قلبي براي تپيدن خواهم داشت 

  شايد باور نكني 

  اما دوست دارم مدام برايت بنويسم 

 بعضي وقتها كه كلمات را گم مي كنم 

 دوست دارم،دشتها،دريا ها، كوهها، جنگلها، ستاره ها،وتمام دنيا را  

 همه و همه كلمه شوند تا از تو بنويسم 

  دوست دارم به حيات كلمه اي نجيب دست يابم تا رهگذران غمگين 

  صبحگاهان زير آفتابي نارس مرا زمزمه كنند 

 ميدانم كه خسته اي اما دوست دارم اجازه دهي كلماتم دمي روبرويت بنشينند  

 و نگاهت كنند تا به حقيقت اين جمله در ايي كه مي گويد 

  مرا از ياد خواهي برد، نمي دوانم 

  ولي مي دانم از يادم نخواهي رفت 

پاورقی

این مطن جالبه

بخونش سحر خانم

هر چند چیزی ازش متوجه نمی شی و

درک نمیکنی

ولی بخون


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:45 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღچه فایدهღ¸.• '´)*

امروز دستان کوچکم محتاج دستان مهربان و گرم تو بود

اما احساس سنگ غرورت فرياد دستم را برای نياز دست تو کوتاه کرد

فردايی که دستم ملتمسانه پي گدايی گرمای دست ديگری ميگردد

اين وجدان توست كه حس پشيمانی را بيدار ميكند و اشك ندامت را سر ميدهد

امروزی كه قدرتت را غرورت نزد من پوچ ساخت و حنجره ام را برای صدا كردن دوباره ات بريد

امروزی كه صد بار خودم را ملا مت كردم كه چرا تقاضای نيازم را از تو كردم

تويی كه دم از ظرفيت ميزنی و بی ظرفيت تر از هر انساني

تويی كه دم از همدمی و دوست داشتن و عشق ميزنی بی انكه حتی بدانی لياقت دوست داشتن را هم نداري

و منی كه مانده ام حيران پی مجنون عاشقم

پاورقی

جان ماهان که یک زمانی عزیز بود

تو اصلا وجدان داشتی و اون کارا را کردی

واقعا چرا ماهان نیازشا در تو جستجو کرد

که الان اینجوری تو خودش بشکنه و همه چیزا

تو خودش بریزه

تو چرا حرف دوست داشتن و عشقا زدی

نمی گم لیاقت دوست داشتنا نداشتی

داشتی خیلی زیاد

ولی دوستتات باعث شدن خیلی چیزا را از دست بدی

کاش خواهشاما درخواستاما قبول میکردی

تا الان اون چیزا پیش نمی یومد و

ماهان حیرون نبود


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:41 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღکوچه هم در حسرت قدم ما تنها ماندღ¸.• '´)*

برف سرد و اشعه ی نور خورشید و چشم من

بی خستگی راه میروم کوچه ی باریک بی تویی را

روی برف با صدایت با تمام دل رفتم

وبی "در انتظار" با تو بودن ..شاید.. کوچه را برگشتم

زیر باران نیز با صدایت با تمام دل کوچه را رفتم

و بی تو و بی حضورت برگشتن سخت بود

امروز گرما زده ی کوچه ی بی تویی باز بی تو بازگشتم بی دل

کوچه هم در حسرت قدم ما تنها ماند

 

پاور قی

دیگه از قدم زدن

نشستن و گپ زدن با هر کی بدم مییاد

نمی دونم یک هو از همه چی زده شدم

فکر میکنم همه بهم دروغ میگن

چون کسی که بهش اعتماد داشتم بهم راست نگفت

دروغ گفت

چیزی که ازش متنفر بودم

دروغ

                                                


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:39 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ღ•*¨`*•.ღ من همون عاشق ترینم ღ•*¨`*•.ღ

 

گلمن همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم گل

گلتو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم گل

گلمن همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم گل

گلتو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم گل

گل من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم گل

گلتو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم گل

گل من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم گل

گلتو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم گل

گل من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم گل

گلتو همون فرشته نجاتی که يه روز ميای و نميذاری من بميرمگل

گل من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم گل

گلتو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارمگل


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღآره واسه تو بودღ¸.• '´)*

 شب نزدیک است و من هنوز در کشاکش امواج دریا چشم به راه وعده ی دیدار هستم 

 تاریکی و ظلمات همه جا را فرا گرفته و تهنا سوسوی فانوس دریاییست که مرا در بر گرفته 

 هیچ صدایی شنیده نمی شود جز خروش امواج که گویی انها هم با من همدردی می کنند  

 و من در میان این محیط وهمناک چشم به ساحل دور دست ها دوخته ام  

 و خاطراتت را در ذهنم ورق میزنم 

  خاطراتی که بهترین لحظات زندگی ام در ان خلاصه شده است 

  چرخ روزگار میگذرد 

  روزها، شبها وبدون لحظه ایی شادی برای من مثل انعکاس یک نور از پی هم می گذرند 

  ولی من هنوز زنده ام 

 نفس میکشم وشبانه روزم را با بغض های کهنه ام می گذرانم  

 و اشکهایم را بدرقه راهت می کنم تویی که نیستی 

پاورقی

آره واسه خودم نه واسه تو

واسه خودمه که خاطراتما مرور می کنم

مرور می کنم ولی به مشکلی از طرف خودم بر نمیخورم

حالا می فهمم چرا از من من کردنم لجت میگرفت

چون تو چیزی نداشتی که من من کنی

فقط یک چیز داشتی

اونم غرور و دروغ


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 11:20 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ يادت هست در دفتري كه زمان در آن به عقب باز مي گرددღ¸.• '´)*

اينجا كلبه عاشقي من است

اين كلبه وسعتي دارد به اندازه دلم و فضايي به حجم حضورم

آنقدر بزرگ است كه صدايم از آن سو

اين سو به گوش مي رسد كه مي گويم

 سلام

و آنقدر كوچك كه گاهي مجبور مي شوم چشمهايم را براي ديدن كرانهايش خسته كنم

 مي داني

اين كلبه برايم خيلي دوست داشتني است

 چون به اندازه همين جمله ساده و معصومانه است

مي داني

من همه گمشده هايم زندگي ام را در گوشه و كنار اين كلبه جستجو مي كنم

همه لحظات از دست رفته را مي خواهم جايي همين اطراف پيدا كنم

شايد نشود اما من مي گويم مي شود

مي داني

اين كلبه با وجود آنكه ديگر عصر سنگ و آهن سالهاست آغاز شده

 روزگار سيماني و درخشندگي شيشه اي مدتها فرا روي انسان قرار گرفته

 جاني دارد از جنس روح من

 محبتم به تو و علاقه به بودن در كنارت

 آنگونه بگويم كه اگر بداند روزي ماواي نخواهد بود

 چه بسا در ساعتي و يا كمتر ديوارهايش فرو بريزد

 مي داني؟مي داني (...)؟

در دلم نامت را نجوا مي كنم و ديوار ها و پنجره نامت را در ميان چشمانم مي خوانند

و با من در انتظارت مي مانند

 مي داني

 مي دانند كه من چقدر دوستت دارم

 مي داني

مي دانند كه مي خواهم روزي دستت را بگيرم و تو را در كلبه عاشقي به تماشا بنشينم

 آري تو را به تماشا مي نشينم روزي

 تو را

 اي همه چشمان من براي تماشا

دوست دارم باز هم بنويسم. يادت هست

 در دفتري بنويسم كه زمان در آن به عقب باز مي گردد

يادت هست در دفتري كه زمان در آن به عقب باز مي گردد

گوشه اي از كلبه

 دستانم را به دور زانوان حلقه كرده ام ومي گويم

 دوستت دارم 

 مي دانم كه دوستم نداری


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 10:49 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ای کاشღ ღ¸.• '´)*

ای کاش می شد از گل آلاله کلبه ساخت
و در آن نشست و رفت به دنیای زندگی
مفهوم زندگی نه به معنای بودن است
در یک گل است لذت معنای زندگی
تا آخرین نگاه به یاد تـــوام ، بدان
دل هر آنچه مي کند همه آن بردي تـــو
قلـــب مرا بـرده اي و رفته اي زدست
قلب تمام عشق پرستان فداي تـــــــو

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه بیستم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 10:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღ اگه دستم برسه ღ¸.• '´)*


اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمومه ادم ها
از شب و روز خدا خط می زنم

اگه دستم برسه به اسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماهو بین همه قسمت میکنم
وقتی گاهی من و دل تنها می شیم
حرفهای نگفتنی را میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا
یلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه جدایی ما آدم ها
قصه دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه عشق
قصه سادگی گمشدمون

اگه دستم به جدایی برسه
اون از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تموم آدم ها
از شب و روز خدا خط می زنم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 22:19 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღولی حیف که آخرش با همدیگه میشیم غریب ღ¸.• '´)*

دنیای بی ارزش

 

               چــرا دنیـا شـده پر از سـتم و جـور و جـفا

چرا هیچکس نمی گه از دوستی و صلح و صفا

              مـگـه ایـن دنـیــــا چــقـدر ارزش داره

که دلامـون همیشـه بـرای اون لرزش داره

               صـبــح و شــب بـالا و پایـیـن می پــریم

هر ذلـتی رو به قیـمـت جـون می خـریــم

               تا کـه شـاید برسـیم به آرزوهای عجـیـب

ولی حیف که آخرش با همدیگه میشیم غریب

               چـرا دنـیـا شـده پر از سـتم و جـور و جـفا

چرا هیچکس نمی گه از دوستی و صلح و صفا

               مـگـه مـا چـــه خـیــری از بدی دیـدیـم

کـه هـمیـشـه از پـی اون خـوب دویـدـیم

               بـیـایـیـم و انـدکـی هـم خــوبی کـنـیــم

تـا شـایـد تـو اون دنـیـا ســودی کـنـیـم

              بـخـدا زنـدگـی مثـل زدن چـشـم بـه هم

واسـه آدم شـدن فرصـتـمـون خـیـلی کم

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 22:2 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღحالیت شد عشق یعنی چیღ¸.• '´)*

آدم وقتی عاشق شد ... حتی يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره

اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست

آدم وقتی عاشق شد ... چشمش خود به خود روی همه بسته ميشه

اگه نشد ... اون عشق نيست

آدم وقتی عاشق شد... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد

اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست

آدم وقتی عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره

اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست

آدم وقتي عاشق شد ... نميتونه با بهونه هاي بيخودي عشقش رو ترك كنه

چون تو عاشقي هيچ بهونه اي پذيرفتني نيست

پاورقی

اینا قشنگ بخون سحر خانم

معنی عشق و دوست داشتنا یاد بگیر

به اونی که هفته پیش باهام اونجوری صحبت کرد

البته تقصیر او هم نبود

بازم تقصیر تو بود که همه چیزا بهش نگفته بودی

و به همه اونایی که خواستی چهرما پیششون برگردونی

بگو

و بگو بخوننو معنی عشق و دوست داشتنا یاد بگیرن

الان با اطمینان کامل میگم من

ماهان

معنی عشق و دوست ئاشتنا بلد بود و به همه اینا عمل کرد

ولی تو چکار کردی

به کدومشون عمل کردی

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

پاورقی

آره یادت باشه

شاید یکمی از خاطره هایی که داشتیم باقی مونده باشه

ولی فکر نکن با رفتنت تنها موندم

خدا همیشه هست

اینا چندین بار به خودتم گفتم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 2:23 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღماهانღ می نویسه واسه خنده¸.• '´)*

 

هنوزم این دل تنها تو و عشقت تو رو میخواد بی قراره

 از نبودت میزنه اسمتو فریاد

ولی ای کاش که نگاهم تو دلش ستاره میکاشت کاشکی مثل اون

غریبه عاشقم بود و دوسم داشت

چی میشد اگه می موندی دلمو نمی سوزوندی

 

عشق من بیا برگرد دوباره که چشمام هنوز در انتظاره برای دیدن تو

دلم چه شوقی داره تو شبهام تویی تنها ستاره

 

 

دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه تو خودت خبر نداری

اما چشمات اینو میگه

مدتی بود حس میکردم که دلت یه جا اسیره پشت پا زدی به بختت

کی واست جز من میمیره

 

وقتي تو رفتي همدم من پرندگان شدند و رفيق شب و روز من تنهايي شد

تو كه رفتي شهر برايم غربت شد ، و خانه برايم يك زندان پراز شكنجه و عذاب شد

تو كه رفتي چشمانم هميشه در حال بهانه گرفتن بود ، و دستهايم هميشه لرزان

 

dele man



تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 1:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღاینم واسه تو عزیز شبهای تنهایی ماهانღ¸.• '´)*

 

 

نپرس چقدر دوست دارم که واژه ها خیلی کمه

آخه سزاوار تو نیست اگه بگم یه عالمه

 نپرس چقدر دوست دارم شاید تا رنگین کمون

از ایجا تا شهر خدا قدر تموم کهکشون

 

با هزار و یک ترفند شاخه گل مصنوعی را در میان گلهای

شاداب گلدانت پنهان کردم و در دفتر خاطراتت نوشتم

تو را دوست دارم

     خواهم داشت

    تا زمانی که آخرین گل پژمررده شود

 

به او بگوييد دوستش دارم 
با صدايي آهسته  
آهسته تر از صداي بال پروانه ها 
به او بگوييد دوستش دارم 
با صدايي بلند  
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق 

به او بگوييد دوستش دارم 
با هيچ صدايي 
چون فرياد دوستت دارم 
نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد 
فرياد دوستت دارم را 
ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند 

پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم
دوستت دارم

دوستت دارم بی انکه مرا دوست داشته باشی

   دوستت دارم حتی اگربه چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است

         دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد حتی اگر هیچ احساسی به من نداشته باشی

                ولی میدانم دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل اب زلال وشفاف

                           می نویسم و می گویم دوستت دارم تا باورم کنی

                               دستت دارم با صداقت بی نهایت تا قیامت

                               امشب فاصله هایمان را با اشک پر میکنم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 0:50 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღدرد و دل ماهان با خودش ღ¸.• '´)*
 
 نمی دونم باید چی بنویسم
 ولی دلم گرفته از این همه دو رنگی ها
 کاش تو دنیا جز عشق چیز دیگه ای وجود نداشت
وقتی می گم عشق
منظورم عشق با تمام وسعت و زیباییش  
ولی نیست 
 حتی این دنیا طوری که آدم نمی دونه
 وقتی کسی بهت می گه دوستت دارم راست می گه یا دروغ
کاش یک راه بود که می فهمیدیم راست می گه یا نه
 

تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ღ•*¨`*•.ღ تقدیم به گل شبهای تنهاییم ღ•*¨`*•.ღ

       سه تا گل هستند كه خيلي براي من ارزش دارند

  گل رزُ كه مظهر عشقه  

  گل شقايق كه دلم مثل دلش خونه 

گلي كه داره اين مطلب رو می خونه

همه برای عزیز ترینشون میفرستن.من موندم برای  چی بفرستم


تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:31 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღخاک زیر پاتم خدا جون ღ¸.• '´)*

پاورقی

یک دورانی بهت میگفتم ولی تو نخواستی

اینبار اشتباه نکن

دیگه منم اشتباه نمیکنم و بهت نمیگم

بلکه اینا به خدای خودم می گم

با افتخارم می گم

خاک زیر پاتم خدا جون


تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღسلام و درود ماهان به خانم فاطمه زهراღ¸.• '´)*

شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) بر

تمامی شیعیان تسلیت باد

ماهان


تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 23:7 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღشهادت فاطمه زهرا تسلیت بادღ¸.• '´)*


تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 18:5 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

(`'•.¸ღعشق من دوستت دارمღ¸.• '´)*

عشق من دوستت دارم ؛ تا حدی که حاضرم با تو تا اوج

 قله های بلند و سخت زندگی بدون توقف برم خستگی راه

را تا وقتی با منی حس نخواهم کرد .

 

عشق من دوستت دارم ؛ به همان اندازه که ستاره ها

 و ماه آسمون را دوست دارن و به

 بودنش نيازمندند ؛به بودنت نيازمندم

 

عشق من دوستت دارم ؛ تاحدی که لرزش انگشتانم به من

 قدرت نوشتن و لبانم قدرت بيان اين حس را نمی دهند

 

عشق من دوستت دارم ؛ به همان اندازه که سوختن چوب

 در آتش دردناک است ؛ دوری از تو برايم سخت زجرآور است


تو يكي از روزاي خدا: شنبه هجدهم خرداد 1387 كه عقربه هاي ساعت: 0:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+