تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

* (`'•.¸غم و تنهایی خیلی بده¸.• '´)*


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه هفتم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 17:48 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸دوستت دارم براي هميشه¸.• '´)*

 

در دادگاه عشق
سوگندم قلبم بود
 وکيلم دلم
و حضارجمعي ازعاشقان و دلسوختگان
 قاضي,نامم را بلند خواند
و گناه مرا دوست داشتن تو اعلام کرد
  و سپس, محکوم شدم به تنهاييو مرگ
  کنار چوبه دار از من خواستند
 تا آخرين خواسته ام را بگويم 
 و من گفتم به تو بگويند
"دوستت دارم براي هميشه


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه هفتم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 17:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღآره بدون تو عاقبتم اینهღ¸.• '´)*
                         

                                   عشق و مرگ ونفرت

 


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه هفتم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 16:56 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღمن دیوونه وار عاشقتم اینا بفهم ღ¸.• '´)*

مرا دوست داری


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه هفتم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 16:52 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ فریاد میزنیღ¸.• '´)*
 

دوستت دارم


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه هفتم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 16:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ღ♥ღ*•.•*دوستاي گلم به كلبه عشق من خوش اومدينღ♥ღ*•.•*

دوستاي گلم به كلبه عشق من خوش اومدين

 

 

      

       كاش 1000 بار نوشتن دوستت دارم جريمه ي مدرسه ام بود

 

 

 

 

 

سلام بهونه هاي  قشنگ من براي زندگي


آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي


فداي مهربونياتون چه ميكنين با سرنوشت


دلم براتون تنگ شده بود اين نامه رو واستون نوشت


حال من رو اگه بخواين رنگ گلاي قاليه


جاي نگاهتون بد جوري تو صحن وبلاگم خاليه


نمي دونین چه قدر دلم تنگه براي ديدنتون


براي مهربونياتون ، صداقتتون ، وفادارياتون


به خاطرتون مونده يكي هميشه چشم به راهتونه


يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهتونه


اگه واستون زحمتي نيست بر سر عهد مون بمونين


منم شما رو سپردم دست خداي مهربون


شما از خودتون برام بگين بدون من خوش ميگذره ؟


دلتون مي خواست مي اومدم يا تنها رفتين بهتره


گفتم واستون نامه بدم نگين عجب چه بي وفاست


با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست


وقتي شماها نيستين چه كنم با اين دل بهونه گير


مگه نگفتم چشماتون رو از چشم من هيچ وقت نگيرين


زودتر بياين بدون شما اينجا واسم جهنمه


ديوار وبم پر از سايه ي غصه و غمه


تحملي كه شما دادين ديگه داره تموم ميشه


مگه نگفتين همه جا با منين تا هميشه


فكر نكنین از راه دور دارم سفارش ميكنم


به جون شما فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم


مي گم شبا ستارها تا مي تونن اتون كنن

 

 دعایه نورشونو بدرقه پاكي خنده هاتون كنن


يه شب تو پاييز كه غمتون سر به سر دل مي ذاره


ماهان همون كسي كه بيشتر از همه دوستون داره

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 14:3 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'• یک درد و دل دیگه¸.• '´)*


سلام

حالتون خوبه

من كه بدك نيستم

سال جديدا چه جوري آغاز كرديد

خوب بود

عيد ديدنيا خوش گذشت

 من كه الان اينجام هنوزم كه هنوزه هيج جا نرفتم

آره هيج جا نبودم

تازه يك ساعته كه اومدم

بابا مامانم مي گن بلند شو بريم

ولي من مي گم اول بايد آپ كنم بعد مي ريم 

جاتون خالي بود

مسافرتا ميگم

كلي خوش گذشت

ولي به من نه

آخه با يكي نبودم

دلتنگش بودم

تازه الانم كه اومديم بابام ميگه بريم يه جا ديگه

ولي من گفتم نمي يام

خلاصه اومدم دوباره سال جديد را با اپ جديد آغاز كنم

البته از اونجا آپ كردم

ولي هيج جا به خونه آدم نمي رسه

از اينجا آپ كردن بهتره

واي چرا من اينجوريم

هر وقت مي خواهم يك كلمه حرف بزنم

مي شه يك طومار

خلاصه اينكه اومدم

تا باز واسه عشقم مطلب بريزم

و بگم كه خيلي

دوستش دارم

 

 

 
                                      قلب من يک جاده تاريک بود

با تو قلبم کلبه پيوند شد

اشک هايم مثل نيلوفر شکفت

حاصلش يک اسمان پيوند شد

 

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 15:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

* (`'•.¸ღبه روي گونه تابيدي و رفتيღ¸.• '´)*
  • به روي گونه تابيدي و رفتي **** مرا با عشق سنجيدي و رفتي 
  •  
  • تمام هستي ام نيلوفري بود ****** تو هستي ِ مرا چيدي و رفتي
  •  
  • شبي از عشق تو با پونه گفتم **** دل او هم براي قصه ام سوخت
  •  
  • غم انگيز است؛ تو تنهايي ام را *** به چشم خويش فهميدي و رفتي
  •  
  • غروب كوچه هاي بي قراري ** حضور روشني را از تو مي خواست
  •  
  • تو يه عان آمدي اين روشني را ** به روي كوچه پاشيدي و رفتي
  •  

    ماهان

  •  

     

     

     


    تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 15:42 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
    |+|

    * (`'•.¸ღمتشكرم ღ¸.• '´)*

     

    متشكرم

    براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي

    براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي

    براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي

    براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي

    براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي

    براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي

    براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي

    براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي

    براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي

    براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي

    براي همه وقت هايي كه گفتي

    "دوستت دارم"

    براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي

    براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي

    براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي

    براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي

    براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي

    براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي


    تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 15:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
    |+|

    * (`'•.¸ღهميشه دوستت داشتم و دارمღ¸.• '´)*

     عشق


    پسرک تنهای تنها                  پسرک در اوج رويا

     

     

     

    پسرک یه دست ِ خسته          پسرک بی کس نشسته

     

     

     

    پسرک دو چشم ِ گریون تویه پوچی هاش پریشون

     

     

     

    خسته از صدای آواز آرزوش:یک پر ِ پرواز

     

     

     

    خسته از دوره ، زمونه خسته از غربتِ خونه

     

     

     

    خسته شد ز سرپرستاش زده شد از همه دوستاش

     

     

     

    آرزوهای بزرگش شعرای سیاه و گنگش

     

     

     

    غمو تو دلش می بینن   تنهاش می ذارن و میرن

     

     

     

    سوالاش رو هم تلنبار        بی جوابیشون یه تکرار

     

     

     

    چشمای ِ اون یه علامت حل نشدن ها یه عادت

     

     

     

    پسرک می خواد بمونین شعراشو باید بخونین

     

     

     

    لحظه هاش ماله خودش نیست      حرفاش از ته دلش نیست

     

     

     

    فقط پشت ِ دری بسته با دلی تنگ و شکسته

     

     

     

    خلوتی سیاه و سنگی جدا از هر چی دو رنگی

     

     

     

    آوازی از دل می خونه می دونه، تنها می مونه

     

     

     

    می خونه:روزش سیاهه می خونه:شبش تباهه

     

     

     

    به آرزوش نمی رسه تو این شوره زار می پوسه.

     

     

     

    می دونه دلش می گیره می دونه، تهش می میره



    تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 15:19 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
    |+|

    •* *•. .•*.●•ولی هزار افسوس•* *•. .•*.●•

    سرنوشت

     

     

     

    سرنوشتی مبهم

     

     سر گذشتی مرموز

     

     ولی هزار افسوس

     

     آخ هزار افسوس

     

     که سرنوشت من

     

     سر گذشت اوست


    تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 19:56 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
    |+|

    •* *•. .•*.●•سال نو مبارک•* *•. .•*.●•

     


    تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 19:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
    |+|

    ღ¸.• '´)*اولین آپ سالღ¸.• '´)*

    سلام دوباره

    عیدتون مبارک

    یک سال دیگه هم اومد و رفت !!

     

    ما هفت سین بلاگ رو باز کردیم. چطوره ؟؟

    تبریکاش بمونه بعداً


    www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

    شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش

     

    من كه شب بودم

     


    و شب هستم

     


    و شب خواهم بود

     


    به اميدي كه تو فانوس شب من باشي


    www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

    مي‌روم شايد كمي حال شما بهتر شود
    مي‌گذارم با خيالت روزگارم سر شود

    از چه مي‌ترسي برو ديوانگي‌هاي مرا
    آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود

    مي‌روم ديگر نمي‌خواهم براي هيچ كس
    حالت غمگين چشمانم ملال‌آور شود

    بايد اين بازنده‌ي هر بار – جان عاشقم –
    تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود

    ماندنم بيهوده است امكان ندارد هيچ وقت
    اين منِ ديرينِ من يك آدم ديگر شود

     

    www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com


    تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم فروردین 1387 كه عقربه هاي ساعت: 19:50 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
    |+|

    کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
    www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+