تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

بگین بباره بارون دلم هواش و کرده

 

 

بگین تموم شدم من بگین که بر نگرده

 

 

بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم

 

 

نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم

 

 

بریم به زیره بارون خراب و درو داغون

 

 

از آدما فراری از عاشقا گریزون

 

 

بزار کسی نبینه غروره گریه هام و

 

 

بزار کسی نفهمه غم تو خنده هام و

 

 

گاهی نداشتن دل به داشتنش می عرضه


تو يكي از روزاي خدا: جمعه بیست و یکم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:29 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

قلب شیشه ای

تو يكي از روزاي خدا: جمعه بیست و یکم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تو کنارم بمون

    


تو يكي از روزاي خدا: جمعه بیست و یکم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:27 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

  

تو يكي از روزاي خدا: جمعه بیست و یکم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:25 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

طالع بینی از اول اسم

طالع بینی انسانها و شناخت خصیت آنها از روی حرف اول اسم آنان !!!

توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب
.

الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.

ب : فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.

ج : فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است

د: او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد

ه : او فردی است که همیشه اطرا فیان را امر ونهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد

و: فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند

ز: زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود

ت: او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد

ث: فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد

ح: او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد

خ: فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود

ر: او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است

س : او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید

ش: او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است

ص : فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد

ض : او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است

ط :او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند

ظ : او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند

ع : او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند

غ: زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد

ف : او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد

ق: فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند

ک: او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد

ل: فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد

م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند

ن: او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند

ی :او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه بیست و یکم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:20 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

محرم

سلام من به محرم   محرم گل زهرا

به لطمه های ملائك  به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش

به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم  به حال خسته زينب

به بينهايت داغ دل شكسته زينب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گيسوی قاسم

سلام من به محرم  به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكينه

به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه

سلام من به محرم  به عاشقی زهيرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خيرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبيبش

به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زينب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقيه

به پای آبله بسته به چشم تار رقيه

سلام من به محرم  به شور و حال عيانش

سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هايش

به پرچم و به سياهی  به خيمه های عزايش

 

 

 

میون یه مزرعه یه کلاغ رو سیا(دامون) 
هوایی شده بره پابوس امام رضا

 در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است


بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
ب

اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست 
 آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاست


تو همین فکرا بودش کلاغ عاشقمون 
یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون


 که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو
 به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو  

  من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم 
   میون اون کبوترا با چه   رویی  بپرم

 

 

  


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه بیستم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه بیستم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

باز محرم رسید

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

باز محرم رسيد

 باز محرم رسيد، دلم چه ماتمزده

کسي ميان اين دل، خيمه ماتم زده

 

باز محرم رسيد، شدم چه حيران و مست

از اين همه عاشقي، دوباره ام مست مست


باز محرم رسيد، ميکده ها وا شدند

تمام عاشقانت، واله و شيدا شدند


باز محرم رسيد، اين من و گريه هايم

رفع عطش مي کند، فرات اشک هايم


باز محرم رسيد، شهر سيه پوش توست

دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست


باز محرم رسيد، مدرسه عشق باز

کلاس درس زينب، کار نموده آغاز


باز محرم رسيد، وعده گه بيدلان

فصل جنون و مستي، صاحبِ صاحبدلان


باز محرم رسيد، تا سحر آواره ام

ميان ميخانه ها، مستم و ديوانه ام


باز محرم رسيد، عاشقي سوداگريست

گرمي بازار عشق، شور دل زينبيست

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
 
بسم الرّب الشهيد

پرده محفل را ارام كنار مي‌زني

به صحرا خيره مي‌شوي

چقدر اين صحرا براي تو اشناست

پرده را كامل كنار مي‌كشي

آري اين همان صحرايي است كه بار‌ها و بارها خواب شبانه را از تو گرفته است

آري اين همان صحرايي است كه مادرت، زهراي مرضيه(س)

 لحظه وداع از تو خواست كه حسين را در آن تنها نگذاري

آري اينجا همان سرزميني است كه هر گاه مي‌گريستي

حسين از تو مي‌خواست كه اشكهايت را براي كربلا نگاه داري

آري زينب

اينجا كربُبلاست

سزمين درد و اندوه


من به فداي دلت زينب

 

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

فریاد سرخ

مانده بودم غيرت حيدر به فريادم رسيد

در وداعي تلخ پيغمبر به فريادم رسيد

 

طاقتم را خواهش اكبر در آن ظهر عطش

برده بود از دست انگشتر به فريادم رسيد

 

انتخابي سخت حالم را پريشان كرده بود

شور ميدان داري اكبر به فريادم رسيد

 

تا بكوبم پرچم فرياد را بر بام ماه

كودك شش ماهه ام اصغر به فريادم رسيد

 

تا بماند جاودان در خاك اين فرياد سرخ

خيمه آتش گشت و خاكستر به فريادم رسيد

 

جبرئيل آمد بخوان، قرآن بخوان، بي سر بخوان

سبزي از نيزار ديدم سر به فريادم رسيد

 

نيزه ها و تيرها و تيغ ها كاري نكرد

تشنه بودم وصل را خنجر به فريادم رسيد

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

غروب آفتاب عمر حسين

دیده بگشا یک نظر کن بر پدر

کآمده بالین تو خونین جگر

 

سوخت جانم تشنه رفتی از برم

این تاثر کی رود از خاطرم

 

با دل خونین صدایت می کنم

بوسه باران زخمهایت می کنم

 

می گذارم بر لبت بابا لبم

منتظر در خیمه بهرت زینبم

 

از وداعت دل غمگین اهل حرم

رفت جان با رفتنت از پیکرم

 

از میان دشمنان کردی صدا

در دم آخر مه ای بابا بیا

 

آمدم اندر کنارت دل حزین

خیز و این حال من دلخسته بین

 

در دم آخر بمن کردی سلام

بهر تسکین دلم گو یک کلام

 

قلب من از مرگ خود کردی کباب

کامت از دست نبی سیراب آب

 

از غم مرگ علی قدم خمید

آفتاب عمر من آخر رسید

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است 

شام عاشورا

شب است با خواب دیده جنگ دارد

سیاهی با سپیده جنگ دارد

 

شب است و پاکمردان در نمازند

سراپا محو ذات بی نیازند

 

عجب حالی در این راز و نیاز است

چه عرفانی در این ذکر و نماز است

 

عجب شور و نشاطی حاکم اینجاست

چه عرفانی در این ذکر و نماز است

 

درون خیمه ها غوغاست امشب

پریشان زینب زهراست امشب

 

بدور از چشم اصغر خواب امشب

دمادم از عطش بی تاب امشب

 

زمین فردا ز خونها لاله گون است

بفردا کربلا دریای خون است

 

شود فردا در اینجا شور و محشر

شود گلهای آل الله پرپر

 

در این شب ها نماید ذات یکتا

شهادت نامه عشاق امضا

 

کند فردا در این صحرا پیاپی

سری را دست دشمن بر سر نی

 

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

گل نشکفته پرپر

گلی روئیده در , این دشت سوزان

به این گل کم بتاب خورشید تابان

 

بر این گل از دو چشمان تر من

گل اشک است که می روید بدامن

 

ز اشک دیده آبش می دهم من

پناه از آفتابش میدهم من

 

 

چرا خیره شده بر آسمان گل

نمی خندد بروی باغبان گل

 

به گلزارم بجز این گل نمانده

به سویش مرگ پیک خوئیش رانده

وزیده سوی او طوفان ماتم

بناله از غمش ذرات عالم

 

ز مادر صد تمنا شیر دارد

کجا این گل تحمل تیر دارد

 

امان از این خزان و باد صرصر

دریغ از این گل نشکفته پرپر

 

به آغوشم علی بی تاب آب است

به دور از این چشم این شش

ماهه خواب است

 

سخن از آب با این گل مگویید

گلابی دیگر از این گل مجویید

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه بیستم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:13 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه بیستم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

يادمه از روزي كه من لب به سخن گشودم

بردن نام تو حسين هميشه بود سرودم

چشمام اگه مي باره زهرا اجازه داده 

آخر ميام يه روزي به كربلا پياده

محرم

در دشت بي ياور كه مي آسود خورشيد


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه بیستم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آقام آقام آقام آقام حسین
یه عمری در دام زلفت اسیرم

                                        بخدا بدون تو مولا میمیرم

یادته بین الحرمین با دو سد آه شور شی

                                             گریه کنون داد میزدم حسین حسین

آقام آقام آقام آقام حسین            

                          آقام آقام آقام آقام حسین

                                    

اشکای نم نم غم تو چکیده روی گونه ام

                                                  شراره عشق تو مولا آتیش انداخته به جونم

ارباب من جونم فدات جونی ام نذر چشات

                                                       چیزی ازت کم نمیشه بازم بیام به  کربلات

آقام آقام آقام آقام حسین                

                              آقام آقام آقام آقام حسین

وقتی دلم از هر چی عشقه توی دنیا خسته میشه

                                                     وقتی همه درهای عالم روی قلبم بسته میشه

میرم تو هییت میشینم عقده هامو وا میکنم

                                                            یا حسین مدد میگم جون دوباره میگیرم

آقام آقام آقام آقام حسین                       

                              آقام آقام آقام آقام حسین

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه بیستم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 17:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

  به لبت به گیسوانت به قشنگی صدایت به کمان ابروانت

       که تو را از جان پرستم 

  به دل سخت چو سنگت به دو جشم قهوه ای رنگت

         که تو را از جان پرستم 

  به قشنگی دو دیده به غمی که کز تو رسیده به شب و نور و سپیده

       که تو را از جان پرستم 

  به تمام کهکشان ها به تمام آسمان ها به ستارگان روشن

         که تو را از جان پرستم 

  به تمام باغ و بستان به صداقت گلستان

         که تو را از جان پرستم 

  به کبوتران زیبا به گل و گیاه و صحرا به چمن به دشت و دریا

         که تو را از  جان پرستم 

  به خدا اگر بخندم به خدا  اگر بگریم تویی آخرین بهارم تویی بهار عمرم

          به خدا اگر بمیرم که دل از تو بر نگیرم 

 تقدیم به آن کسی که حتی نمی توانم او را فرشته هم خطاب کنم

 

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نوزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:53 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آره فرمان داده
only love

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم

روز و شب زیر لبم اسم تو رو ذکر کنم

دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش

من به آن می ارزم که به من تکیه کنی

گل اطمینان را تو به من هدیه کنی

من به آن می ارزم که در این قربان گاه تو به دادم برسی

تو نجاتم بدهی از دم بی نفسی

تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم

تو به آن می ارزی که اسیر تو شوم

و به یومن نفست آنقدر زنده بمانم تا که پیر تو شوم

تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم

روز و شب زیر لبم اسم تو رو ذکر کنم


دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش

دوستت دارم

 

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نوزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:16 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

قلب آدما مثل يه جزيره دور افتاده مي مونه ...

 

اينکه چه کسي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست !

 

مهم اون کسي است که هيچ وقت جزيره رو ترک نمي کنه ...

 

کاش مي شد ياد بگيريم دل کسي رو نشکنيم ...

 

کاش مي شد ياد بگيريم در مقابل کارهامون براي ديگرون منت نزاريم ...

 

کاش مي شد ياد بگيريم صادق باشيم ...

 

کاش مي شد بچگانه رفتار نمي کرديم و عاقل مي بوديم ...

 

کاش مي شد دنياي قشنگ عاشقونمونو با يه نسيم کوچولو خراب نمي کرديم ...

 

کاش مي شد يه ذره از غرور و خودخواهيمون کم مي کرديم ...

 

کاش مي شد، که اگه مي شد نه من تورو نه تو منو از هم نمي رنجونديم ...

 

کاش مي شد ...


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نوزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عزیزم من دوستت دارم

                    -عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند می دهد

-عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید

*عشق. فراموش کردن خود در وجود کسی است

 که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد*


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نوزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم ای بهترینم

 


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نوزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

فروزان جان برايت چه بنويسم از مهري که در رودخانه قلبم جاريست يا از طوفان

  سهمگيني که در دلم غوغايي به پا کرده و از اوراقي که سطر به سطر نام

 تو و عشق تو را درخود جاي داده "اي مهربانترين" دفترم صد برگ دارد و من

 هر صفحه را با نام توو ياد تو پر کرده ام و سر انجام به

زيباترين نکته هستي رسيده ام



تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نوزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آبجی جونم تولدت مبارک


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تولدت مبارک
تولدت مبارک
تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:36 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

مهربانــــــــــم تولـــــــــد تــــــــــــو

تولد گل و نور و شبنم و پاکي است

تولـــــــــد تــــــــــــو

تولد شب و شقايق و شبنم است

تولدت مبارک

آبجی گــــــــــــــلم تولــــــــــدت مبارک


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:36 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تولدت مبارک

تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تولدت مبارک
 

به نام او که نامش در دل تنگم طلوع کرد و هيچ گاه غروب نخواهد کرد

به نام خداوند عشق و ميلاد

بها نه ام ... قبل از گفتن هر سلامي و كلامي تنها ميگويم

 ميلادت مبارك

Image and video hosting by TinyPic

                       

       

بابا ایول اینا چیکار میکنن

    

 

بالاییها تکنو میزنن ، پایینیها کردی میرقصن

         

    

  

حالا نوبت کیکه

عزیزم بدو بیا شمعا رو فوت کن

تولد ،تولد، تولدت مبارک بیاشمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی

 

جشن تو جشن تولده تموم خوبیهاست

جشن تو جشنه شروع تموم شادیهاست

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicتولدت مبارک ،تولدت مبارک Image and video hosting by TinyPic

 Image and video hosting by TinyPic

امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره

از جشنه ستاره آسمون یه پارچه نوره

امشب خونمون پر از طنین دلنوازه

این کوچه پر از نوای دلنشین سازه

عزیزم هدیه من برات  يه دنيا عشقه

زندگيم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گلهاي سرخ و ميخك

عزيزم دوست دارم  تولدت مبارك

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicتولدت مبارك Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

جشن تو جشن تولده تموم خوبيهاست

جشن تو جشن شروع تموم شاديهاست

جشن تو طلوع يك روزه مقدس برام

وقت شكر گزاريه به سوي درگاه خداست

عزيزم هديه من برات يه دنيا عشقه

زندگيم با بودنت درست مثل بهشته

تو خونه سبد سبد گلهاي سرخ و ميخك

عزيزم دوست دارم تولدت مبارك

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicتولدت مبارك Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

تولدت مبارك

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

حالا نوبت کادوهاست اول کادوی خودم

عزیزم با یه دنیا عشق تقدیم به تو گلم

ببخشید اگه کمه

 

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic             Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPicآبجی عزیزم : Image and video hosting by TinyPic

امیدوارم که سالهای سال با سلامتی و یه دنیا عشق

این روز رو درکنار خانواده مهربونت  جشن بگیری

 

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic                  Image and video hosting by TinyPic                  Image and video hosting by TinyPic

 

مهربونم خیلی خیلی دوستت دارم

 

 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

اگه زیاد خوب نشد دیگه به بزرگی خودت ببخش منو

Image and video hosting by TinyPic 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:26 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

فقط می خوام بهت بگم تولدت مبارک
 

 
با هفت تا آسمون پر از گلای ياس و ميخک
با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولک
يه قلب عاشق با يه حس بی قرار و کوچک
فقط می خوام بهت بگم تولدت مبارک
 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:17 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

 

  

 

 

 Happy BirthDay to You    Happy BirthDay to You


   Happy BirthDay to You Happy BirthDay to You

               

                   مبارک مبارک ، تولدت مبارک


                      مبارک مبارک ، تولدت مبارک


                    مبارک مبارک ، تولدت مبارک


                      مبارک مبارک ، تولدت مبارک

                      مبارک مبارک ، تولدت مبارک


                      مبارک مبارک ، تولدت مبارک


                       مبارک مبارک ، تولدت مبارک


                      مبارک مبارک ، تولدت مبارک

 

                      


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تولد تولد تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک

سلام آبجی جونم.تولدت مبارک عزیز دلم.امیدوارم ۱۰۰ سال در کنارمن جشن بگیری.

 

برات بهترین ها رو از خدا طلب می کنم.

 

دوست دارم مهربونم

 

 

خداوندا


از تو متشکرم که او را آفریدی


او را آفریدی تا روزها کنارم باشد.


او را آفریدی تا روزی خستگی هایم را در قعر چاهی پنهان کند.


او را آفریدی تا درکنار و همراه من قرار بگیرد.

خداوندا


از تو متشکرم


و امروز بعد از گذشتِ سالها، دوباره به همان روزی رسیدیم که او را آفریدی.

 

آری…امروز روز تولدِ اوست.

خداوندا…


امروز را بهترین روزت می نامم، که در چنین روزی غنچه ای جوانه زد

 

 و چشم به روی این جهان گشود.


امروز روز تولدِ توست. 


 تولدت را که مقارن با بهترین های زندگی ام می باشد را، به تو عزیزم تبریک می گویم.

 

تولدت مبارک آبجی عزیزم

 

نيستم تا برات تولد بگيرم

هجده دی سال .......


آمدی به این جهان با جاه و حشمت

در یک شبِ ساکت و سردِ بارانی


 تولدت امید شد برای زندگانی

مادر به بی قراری، پدر به انتظارت


تشنه به دیدار تو، از جام رویت

چشم به جهان گشودی با ناز و صد کرشمه


گل به گلستان آمد با ناز و صد تا غمزه

دی  آن سال را بهار کردی عزیزم


تولدت را شاد کرد هم مامان و هم پدر

امسال هم که باشد دی ماه هشتاد و شش


آبجی ... ساله شده ،بیا دربیار چشم

بهار .... سالگی شروع شد امروز

خوشحال باش عزیزم،هر روز مثل امروز


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:13 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عزیزم تولدت مبارک

تولد،تولد ، تولدت مبارک

               تولد،تولد ، تولدت مبارک  

                              تولد،تولد ، تولدت مبارک 

 

     

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن

و چه اندازه شیرین است امروز

روز میلاد

روز تو

روزی که تو آغاز شدی

تولدت مبارک

 

 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:7 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دیگر نه تو نه او نه هیچ کس

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد...

ازاين واهمه به دور خواهم شد

 تنهايم گذاريد...http://sweetscentoflove.blogfa.com/

از اين روز مي ترسيدم ،سراغم نياييد

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد.....

اگر ذره اي از خاكم باز گردم.

تنهايم گذاريد.....http://sweetscentoflove.blogfa.com/

دگر دلي نمانده ويرانه گشته خانه

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد.....

شكستنم همين بود،

.تنهايم گذاريد...http://sweetscentoflove.blogfa.com/

بيشتر از اين نمانده ، اين اوج خستگيم است

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد.....

هر كدام كنار منين و من تنهاترين تنها،

تنهايم گذاريد...http://sweetscentoflove.blogfa.com/

با تو بودن لذت آرامش هست برايم.،اما،

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد.....

نمي خواهم اندوه ام بهر تو باشد

تنهايم گذاريد.....http://sweetscentoflove.blogfa.com/

ساحل دريايم را كسي نديد ،

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد.....

اين دل شكسته را تنها گذاريد...

تنهايم گذاريد.....http://sweetscentoflove.blogfa.com/

از اين پس از خود گويم

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد.....

از اين ويرانه،ز اين كاشانه

تنهايم گذاريد.....http://sweetscentoflove.blogfa.com/

شايد ندانيد غمتان مرگي بود برايم

http://sweetscentoflove.blogfa.com/تنهايم گذاريد....

به پايان رسيدم دگر چون گل شكسته

تنهايم گذاريد...http://sweetscentoflove.blogfa.com/


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

  انتظار اسان است  

 اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم 

     مشکلات حل می شود  

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سینه ی تو تمام شوم 

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زنگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای 

* دوستت دارم*


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هجدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 17:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بیا ای شراب شبانه ام بیا تا مست تو شوم

 

من و ببخش که عـــــــاشــقـتم

   بخوای یا نخوای عاشقتم

niblaدرست زدم به وسط قلبت 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:22 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

برایم زندگی کردن حرومه اگه روزی دلت با من نباشه

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

شب رو شیشه سکوت مینوسم مست مست

عاشقی یعنی جنون عاشقی یعنی شکست

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

میدونی مثل جون پیشم عزیزی

 ولی چون سایه از من میگریزی

کدام راه خطا رفتم که امروز

گنه نا کرده با من می ستیزی

نمیرنجم اگر ای نازنینم

به جرم عاشقی خونم بریزی

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم

خودت نیستی خیالت پیش رومه

دوباره دیدن تو آرزومه

جدا از عطر گرم اون نفسهات

برایم زندگی کردن حرومه

اگه روزی دلت با من نباشه

خدا میدونه کار دل تمومه

همه شب همسفر این دل دیوونه منم

آخرین مشتری شبهای میخونه منم


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:21 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

قشنگترين اشتباه

 

«قشنگترين اشتباه»

 

حس تو ،نبض تو ،دست تو خاطره شد
عشق تو ، ياد تو ، اسم تو خاطره شد
مثل يك حس زيبا ، مثل يك خواب كوتاه
من اسمتو گذاشتم
«قشنگترين اشتباه»

بي تو هر لحظه من، شكست بي صدا بود
اين خنده ها دروغه، بي تو شادي كجا بود
حس نوازش تو، هنوز رو پوست منه
گرمي
خوب دستات، منو آتيش مي زنه
روزهاي شادي و عشق ، حيف كه چه زود مي گذره
از قصه من و تو ، چي مونده جز خاطره
گرفته هر ستاره فانوس عشق به راهت
نرفت از ياد آينه هنوز رنگ نگاهت
رفتي تو از زندگيم، انگار كه يك خواب بودي
در لحظه هاي عمرم ، افسوس كه كمياب بودي
مي دونستم از اول‎ْ‏، اين رسم زندگي نيست

خوشبختيها زودگذر، هيچوقت هميشگي نيست
به دنبال يك رؤيا كه دست نيافتني بود
مي دونستم از اول، قلبم شكستني بود
مثل يك حس زيبا، مثل يك خواب كوتاه

من اسمتو گذاشتم
«قشنگترين اشتباه»

 

تقديم به قشنگترين اشتباه زندگيم

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

براي به تو رسيدن...

 

 

 

 

    برا ی   به تو    رسیدن  فاصله    اگر   زیاده    
منکه راه  افتاده بودم با دلی عاشق و ساده 
میدونستم  راه رفتن    شب
و روزائی    داره
حالا   عمریه    براهم   گرچه  با  پای  پیاده
نمیخواد  برام  بخونی   قصه های   عاشقونه
دل خودش تو راه رفتن  شعرعاشقی میخونه
آره   اینو  قلب عاشق   توی خلوتش میدونه
که   اگه  تو راه عشقه ..ته جاده  بی نشونه

 

 

باور   به تو   رسیدن   توی  رؤیا  هم   محاله

همه   آرزو یا   خوابه  همه  وهم,   و  خیاله

ولی دل چاره نداره رفتنش دست خودش نیست

میره   با   اینکه  میدونه  زندگیش رو به زواله

 

گریه ها ...کجا  نشستین راه اشکمو   بگیرین
باز  بیاین  بروی چهره   باز  پای غمم  بمیرین
آخه  دل داره   میميره بسکه  غصه هاش زیاده
میدونم   که  بادل  من شما  هم یه جور اسیرین
من همه بغضای تلخو ...گرچه هر لحظه شکستم
   با دلو  خواسته  قلبم ...  عهدای   زیادی    بستم 
بخودم    گفتم  و   گفتم   راه دل  راهی   قشنگه
ای خدا کجای کارم  ؟! وقتی  پای دل   نشستم

 

حالا   توی  آینه ي غم  

 دوتا  چشم  زار و خسته س
توی سینه اش جای اون دل

 طپش دلی شکسته س
پای   دل   اگر نشسته

پاش  همه عمرشو   داده 
هنوزم بپای این دل

 دست وپاش همیشه بسته س 
جلو  روش  یه جاده راهه

ته   جاده تو غباره
   خود   قلبمم    میدونه  

 دیگه   اینجا  کم   میاره 
توی    تنهائیش تو   راهه

  توی روزاش بی پناهه
خوبه    تُو خلوت  شبهاش 

 ستاره   ماهشو  داره
دل   ما   مگه   بخیله

خوش  باشین مردم دنیا
ای  ستاره   عاشقی کن  

 باماهت  برو تُو ابرا
ما  میریم   پای    پیاده 

 آخه    رومونم    زیاده
میزنیم  دل رو به  دریا   

یا میریم بسوی صحرا

 

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

وقتي ميگم بمون بمون وقتي ميگم نرو نرو

 

بهت نگفتم...

 

بهت نگفتم تا حالا اينكه چقدر دوستت دارم

اما حالا بهت ميگم بي تو دارم كم ميارم

بهت نگفتم تا حالا كه بد جوري عاشقتم

بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت ميگم

 

داري كجاها ميكشي باز اين دل در بدرو

قشنگ و مهربون من اينجوري از پيشم نرو

 

بهت نگفتم تا حالا اينكه چقدر دوستت دارم

اينكه چقدر آرزومه پيش چشات كم نيارم

دلم ميخواد باور كني از ته دل ميخوام تو رو

وقتي ميگم بمون بمون وقتي ميگم نرو نرو

 

بري هزار سالم بشه چشم انتظارت ميمونم

بازم براي دل تو ترانه هامو ميخونم

خودت ميدوني كه تو رو از دل و از جون ميخوامت

بدون كه عشق من شدي من مثل مجنون ميخوامت

 

بهت نگفتم تا حالا اينكه چقدر دوستت دارم

اما حالا بهت ميگم بي تو دارم كم ميارم

بهت نگفتم تا حالا كه بد جوري عاشقتم

بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت ميگم

دلم ميخواد باور كني از ته دل ميخوام تو رو

وقتي ميگم بمون بمون وقتي ميگم نرو نرو

 

تقديم به كسي كه مثل خون تو رگهامه

 و

 نميتونم هيچوقت از خودم جداش كنم

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:7 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نازنينم برس به فريادم

 

خيال كردم بري ميري از يادم

تو رفتي و نرفت چيزي از يادم

 

تو رفتي تازه عاشقتر شدم من

از اوني هم كه بود بدتر شدم من

 

صبح تا شب اين شده كارم

كه واسه چشات بيدارم

 

تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم

 

تو بداد من رسيدي وقتي تنهاييمو ديدي

تو نذاشتي برم از دست اگه چيزيم هنوزم

 

نازنينم اميد شيرينم من بجز تو كسي نمي بينم

 

از اون روزي كه رفتي

يه روز خوش نديديم

 

بجز دستاي گرمت بلا و خوش نديدم

 

زندگيمو به پاي تو دادم

اون روزا رو نميره از يادم

 

نازنينم برس به فريادم

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:5 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

كاش اينجا بودي...

 

 

 

كاش اينجا بودي...

 

گل من گوهر من كاش اينجا بودي

جان من جوهر من كاش اينجا بودي

اگر اينجا بودي خانه خاموش نبود

آينه فاصله داشت گل فراموش نبود

وزن قلبم سنگين غربت و آهنگ نبود

ساعت ديواري خسته از زنگ نبود

گل من گوهر من كاش اينجا بودي

جان من جوهر من كاش اينجا بودي

با تو بودن هيهات تا ابد ممكن بود

لحظه هاي بيدار تا ابد ساكت بود

اگر اينجا بودي زندگي وسعت داشت

غزل آمرزش به قلم رغبت داشت

گل من گوهر من كاش اينجا بودي

جان من جوهر من كاش اينجا بودي

گم ترين پيدايي هستي و اينجايي

من كه با تو هستم تو چرا تنهايي

با همه دوري ها اينهمه فاصله ها

همه جا سرشار است از هوايت اينجا

گل من گوهر من كاش اينجا بودي

جان من جوهر من كاش اينجا بودي

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

من خودتا میخواهم نه خیالت را

        

 

 

لب دريا رو به موجها    

 

روي نيمکت تک و تنها

 

توي رويا با خيالت       

 

زندگي رو زنده هستم

 

لب دريا عين موجها        

 

باز به يادت مي خروشم

 

تا بفهمي خيلي وقته  

 

اينجا منتظر نشستم

 

لب دريا انتظارت چه قشنگه

 

همه عمر انتظارت چه قشنگه

 

دريا بازم منو فرياد مي زنه 

 

مي گه خشکي جاي موندن ديگه نيست

 

بيا دريايیشو تا ماهي باشيم

 

 آخه ماهي توي آب زندوني نيست

 

لب دريا انتظارت چه قشنگه

 

همه عمر انتظارت چه قشنگه

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم عزیزم...

 

دوستت دارم عزیزم

 

تو دفتر سیاه سرنوشتم

هر چی باید از تو بگم نوشتم

برات نوشتم عاشقم بخونی

روم نمیشه بهت بگم میدونی

چه مهربونی ماه آسمونی

برام عزیز تر از جون میمونی

 

چه جوری بگم دوستت دارم عزیزم

 دلت بسوزه یار من بمونی

چه جوری بگم دوستت دارم عزیزم

دلت بسوزه یار من بمونی

 

تو زندگیم خیلی گلا رو چیدم

شاپریای قصه ها رو دیدم

هیچکی با من مثل تو یار نبودش

تا تو رو دیدم از همه بریدم

چه مهربونی ماه آسمونی

برام عزیزتر از جون میمونی

 

چه جوری بگم دوستت دارم عزیزم

دلت بسوزه یار من بمونی

چه جوری بگم دوستت دارم عزیزم

 دلت بسوزه یار من بمونی

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:49 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

 

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

 

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

 

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

 

گفتی که کمی فکرخودم باشم و آن وقت

 

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

 

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

 

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

تنهایم تنهای تنهایم

آزاد از امروز و  فردایم

 

مگه عاشقت نبودم

مگه باورت نداشتم

مگه آخرش خودم رو پای باورم نذاشتم

مگه هرنفس نخواستم تو رو همنفس بدونم

چی شد اون صدا که باید حالا با خودم بخونم

 

تنهایم تنهای تنهایم

آزاد از امروز و  فردایم

 

مگه عاشقت نبودم

مگه پای قصه ها رو به شب تو وا نکردم

مگه تا همین ترانه تو رو هم صدا نکردم

تو رو هم صدا نکردم که نموندی عاشقانه

 

میخوام با خودم بخونم

برو از همین ترانه

 

تنهایم تنهای تنهایم

آزاد از امروز و فردایم

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه هفدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

            Image and video hosting by TinyPic                              Image and video hosting by TinyPic

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است

 غمي نيست

همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:41 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

يادمان باشد

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم

يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

Image hosted by TinyPic.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:37 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

می دونی

 

  ميدوني فرق توبا عشق چيه؟اون كلمه است تومعني اوني
ميدوني فرق توبازندگي چيه؟اون اجباره ولي تودليل اوني
ميدوني فرق توبا گل چيه؟اون گياهه ولي توعطر اوني
ميدوني فرق توباشعر چيه؟اون نوشته است ولي توتعبير اوني


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:29 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

این گلم داره حرفه منا به تو میزنه

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:22 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

وای وای

 

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:21 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم
 

صدها فرهنگ را ورق زدم .هزاران لغت را از نظر گذراندم .

گفتم شاید بین کلمات همچون جواهرات گوهر تابناکی پیدا

کنم.شاید بین کلمات کلماتی محبت امیز و گرم چون شرابی

کهنه پیدا کنم. دنبال کلماتی گشتم که برایم تازگی داشته باشد.

صدها کتاب صدها ورق اما افسوس انها را نیافتم . ولی

یکباره برقی خرمن وجودم را اتش زد و ان کلمات را در

قلب خود پیدا کردم . کلماتی شور انگیز که گوهر وجودم را

روشن ساخت و همیشه ان را در خاطر خود می سپارم که :

دوستت دارم

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:20 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگه میدونستی


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:18 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:17 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

توی آینه خودتو ببین چه زود به زود
توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اوج جوونی غبارغم
بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه
منتظرش نباش دیگه او تنها نیست
تا آخر عمرت اکه تنها باشی اونمیاد
خودش می گفت یه روزی میذاره میره
خودش میگفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد
آخه دل من دل ساده ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار
آخه دل من دل دیوونه ی من
تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت
تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت
دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد

از اوچی موند برات به جز یه قاب عکس روبروت

آخه دل من دل دیوونه ی من

تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

تا کی میخوای بشینی به پاش بسوزی
تا کی میخوای بشینی چشم به در بدوزی
در پی پیدا کردن کسی برو
که فقط واسه ی خودت بخواد تورو

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:16 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اینم ترانه زیبای همایون
 

لالالالا لالا گل پونه

بیا که بدون تو دل خونه

بیا که بدون تو تن خستم

لبریز از حس جنونه

لالالالا لالا گل لاله

زندگی بی تو واسم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی

این دل داره همش می ناله

گریه شده کار من و

غصه شده همدم من

قطره اشک تو چشام

شده شریک غم من

خونه بدون تو شده

مثل یه زندون سوت وکور

من موندم و هق هق واسه

خاطره های جور وا جور

بیا که با اومدنت

تموم می شه دردهای من

بیا که وقتی تو باشی

قشنگ می شه دنیای من

لالالالا لالا گل پونه

بیا که بدون تو دل خونه

بیا که بدون تو تن خستم

لبریز از حس جنونه

 

لالالالا لالا گل لاله

زندگی بی تو واسم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی

این دل داره همش می ناله

بدون که تو هق هق من

جز غم دوری حرفی نیست

بدون دلیل گریه هام

جز تو بودن چیزی نیست

برای من که عاشقم

عشق همیشگی تویی

اون که کنارش دل خوشم

فقط تویی تویی تویی

لالالالا لالا گل پونه

بیا که بدون تو دل خونه

بیا که بدون تو تن خستم

لبریز از حس جنونه

 

لالالالا لالا گل لاله

زندگی بی تو واسم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی

این دل داره همش می ناله

 

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

زندگی
 

زندگی قطره قطره لحظه هاست که به هم می پیوندد

و دریای بی کران ما ادمیان را به وجود می اورد

و ما انسانها در این دریا چو غریقی هستیم که برای

زنده ماندن دست و پا می زنیم .


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه شانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 9:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

همه قشنگی ها توی چشاته

همه مهربونی ها توی نگاته

می دونم تو عاشقی مثل همیشه

من می گم بدون تو دیگه نمیشه

هرچی عاشقانه هست روی لباته

همه ترانه هام توی صداته

سر من همیشه روی شونه هاته

من میگم حس خدایی تو صداته

هر چی که ناز داری تو توی چشاته

هر چی مهربونیه توی نگاته

مثل هفت تا اسمون خیلی تو پاکی

 myspace


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بیا تا پا روی عشق ها نذاریم

دلهای عاشق رومازیر پاها جا نذاریم

بیا پرپرکنیم گلهای باغچه ی دلو

بیا مرهم بذاریم زخمهای کهنه ی هم رو

بیا تا باغچه ها راپرازشقایق ها کنیم

حرف اول روفقط وعده ی عاشقا کنیم

بیا ازروی زمین ریشه ی غم را بزنیم

بیا تا عشق سهم ماست رابه همه فریاد بزنیم

 


 

روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

                          Image and video hosting by TinyPic                                       Image and video hosting by TinyPic

روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

                          Image and video hosting by TinyPic                                       Image and video hosting by TinyPic

بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند ! اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....

                          Image and video hosting by TinyPic                                       Image and video hosting by TinyPic 

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

پروانه

يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد.
شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.

سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.

آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.
پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.
آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.

هيچ اتفاقي نيفتاد!

در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.

چيزي که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن، راهي بود که خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.

گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم.
اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.

من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم.

من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.

من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد.

« من به هر چه که خواستم نرسيدم …
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»

بدون ترس زندگي کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتواني بر تمام آنها غلبه کني.

.


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:6 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بود شمعي در غم پروانه اي

 روشن و تنها به فکر چاره اي

 شاپرک پروانه اي در فکراو

 آتشي در جان او افکنده بود

 درد پروانه ز درد شمع بود

 شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن

به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد

نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم

 گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

یک برگ از خاطرات  .........!

تا تنها ميشم قاصدک خيالمو ميفرستم به گذشته

 نميدونم چرا چشمام دوست دارن گريه کنن
بغضم تو گلوم ميشکنه نميدونم چرا زمان

اين همه سري ميره اخه مگه اينده چي داره
که اين همه عجله ميکنه که بهش برسه

همه کاغذ سرنوشتم ورق خورد. اما نتوستم
يه برگشو قشنگ بنويسم بدون خط خوردگي

 از همون کوچکي هم نا مرتب بودم دفتر مشقم
پر از خط خوردگي بود ..
     

         

                        

                داستان عشقی          

    روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
 
           

                يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم                 
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستش داري ,وقتي نااميد مي شي,
به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي,وقتي پر ازسکوت شدي بياد بيارکسي روکه به
صدات محتاجه,هر وقت خواستي از غصه بشکني به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه
کلبه ساخته

اي قشنگ ترين بهانه زندگيم به من بگو مهرو محبت
را از كدامين چشمه زيبايي گرفتيكه خارها را
گل كردي و دلها را عاشق خود و انوار
كدامين ستاره اي كه روشنايي
چشمانت را از آن گرفته اي
كه با نگاهت شعله عشق را
در جانم افروختي. صدايت را از كدام
مرغ خوش آوا گرفته اي كه طنين آن مرهم
همه زخم هاي من است. خوابم مياد اما
مي ترسم كه بخوابم مي ترسم
كه اگه بخوابم تو را درخواب
ببينم كه از من جدا
مي شوي.

 

خدا حافظ

 


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

من تنها من خسته          با یه کوله بار غصه       

من مجنون من عاشق       روی دریا توی قایق        

من گریه من ساده        از عشقت شده آواره       

تو زیبا تو خفته           با یه دنیا حرف نگفته      

تو لیلی تو همراه        گفتی از شادی فردا        

تو همرازتونایاب          عشقت شده برام سراب    

با تو عمری بی تو هرگز       

    


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عزیزم مال مني تا هميشه 

 ستاره ها نميخوان اشك من و ببينن

غم هاي روزگارو واسه دلم بيچينن


اونا براي دلم چشمك زنان مي رقصن

ثانيه هاي عمرم به يادت و گذشتن


اي يار مهربونم قلب يخي مو بردار

بجاش يه قلب كهنه از خاطراتم بزار


اگه نشد مرهمي براي اين زخم من

اقاقي ها نميرن براي اين غم من


قافيه هاي شعرت تموم شده با صحرا

عشق تو,تو قلب من ميمونه مثله دريا


اي دختر بهاري سهم تو نسيت جدايي

از من بگير اين قلب و براي يادگاري


روياي تو قشنگ با دل من يه رنگه

 قاصدك ها ميگن كه رنگين كموم ميخنده


آسمونم اشكاشو گذاشته تو قطره ها

تا مثله سنگ صبور ميون اين سايه ها


يواش يواش بباره روي گل برگ لاله ها

يا اينكه شبنم بشه  رو غبار لحظه ها


تازه كنه عشق مو زنده كنه حرفاتو

اي هم سفر دستامو بگير تنها نرو


تو جاده زندگيت بي من و فردا نرو

بزار كه سرپناهت شم,شايدكه پبش مرگ تو


خوب لاقل ميدوني يكي برات ميميره

تموم لحظه هاشو با تو فقط ميبيته


تا تو ديگه نباشي تنها ترين تنها   


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 
Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic      Image and video hosting by TinyPic       
می دونم می خوای بری
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری
می دونم خسته شدی
مرغ پر بسته شدی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری

 
می دونم دست تو نیست
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت 
 
 
می دونی رفتن تو
توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه
Image hosted by TinyPic.com
می دونی مال منه
همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها
 
 
 
می دونی اشکای من
مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن

 
Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com

تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:48 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:43 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تا کی

تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کی اسیر

 

تنهایی هایم باشم و از یارم دور

 

تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن

 

دستهای گرمت را بکشم

 

 تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به

 

من برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند

 

 تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم

 

 تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم

 

 و دلم برایت تنگ شود

 

 تا کی باید غروب پر درد

 

عاشقی را ببینم و دلم بگیرد

 

 

تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم و

 

تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد 

 

خسته ام

 

 یک خسته دلشکسته عاشق بی سر

 

عاشقم

 

 یک عاشق دیوانه سر به هوا 

 

تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و

 

کاغذ درد دل کنم

 

 تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود

 

بگویم آری فردا وقت رسیدن است

 

 

تا کی باید در سرزمین عشاق سربه زیر باشم

 

و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم

 

تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها

 

عاشقی که معشوقش در کنارش نیست

 

تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه

 

با آسمان بنالم و ببارم

 

و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با

 

 دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی

 

 خیس و شاکی زندگی کنم 

 


تو يكي از روزاي خدا: شنبه پانزدهم دی 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:40 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+