تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

به چه زبونی بگم

 

 

دوستت دارم عزیزم


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:40 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آسمون دل من آبی نیست

دل من از عاشقی خالی نیست بی کس و تنهام ولی 

 تنهاییم عالمیست تنهایی رنجیست عجیب

اما دلم مایوس نیست فردا از این دنیا میرم 

اما کسی پیشم نیست مرده که تنها نمیشه

مردن دوای تنهاییست

 

       


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:37 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

                
نرواز پیشم من بی تو میمیرمممممممممممممممممممممممم

            

       


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

 

تولدی دوباره
چشمانش را بر من دوخته
دلش را بر دلم گره زده
يک بغل گل عشق بر روی قلبم چيده
سوار بر کالسکه ی سرنوشتم ميکند
و در جاده ی بهشت رهسپار
مهرش را روانه ام و
و اشکش از پياله ی چشمانش
پشت سرم بر روی سنگ ريزه های قدومم فرو می چکد
و زير لب زمزمه کنان می گويد:
دوستت دارم.
و من تنها ميگويم:
تقديم به تو با عشق.

تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

باش
 

 

 

    

اسمان خاطرات من و تو بکر و زلال است مثل مناجات پرستو با خدا

مثل دوستی افتابگردان ها با نگاه صبح . وقتی از خاطرات ماندنی

می گویم تا قیامت روی نوشته هایم باران مهربانی می بارد .

اسمان خاطرات بوی بهشت می دهد . و لبریز از سادگی است...

                        

گلکم، نازکم، گله کم کن ، کمکم کن...

چون که از همیشه دیوونه ترم با من باش ...

چون که ابروی عشق و می خرم با من باش...

چون که بدجوری سزاوار توام با من باش...

حالا که حوصله ات و سر می برم با من باش...

باش تا بهتر و بهتر باشم...      باش تا از این همه سر باشم...

باش تا هق هق من بند بیاد...     باش که چشم من افتاب می خواد...

        


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:23 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 اين شعره من ميگم توميگي رو يه جا خونده بودم خوشم اومد

 

گفتم بزارمش اينجا تا شما هم بخونينش باز کسی به خودش نگیره

 

من ميگم بهم نگاه كن

 

               توميگي كه جون فدا كن

 

           من ميگم چشات قشنگه

 

               توميگي دنيا دو رنگه

 

           من ميگم دلم اسيره

 

               توميگي كه خيلي ديره

 

           من ميگم چشاتو واكن

 

                توميگي منورها كن

 

           من ميگم قلبم رو نشكن

 

                تو ميگي من ميشكنم،من؟

 

           من ميگم دلم روبردي

 

                توميگي به من سپردي

 

           من ميگم دلم شكسته است

 

                توميگي خوب ميشه خسته است

 

           من ميگم بمون هميشه

 

                توميگي ببين نميشه

 

           من ميگم تنهام ميذاري

 

                توميگي طاقت نداري

 

           من ميگيم تنهايي سخته

 

                توميگي اين دسته بخته

 

           من ميگم خدا به همرات

 

                توميگي چه تلخه حرفات

 

           من ميگم كه تا قيامت

 

           برو زيبا به سلامت...............

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به بهترینم

قلب من در قلب تو خورده گره نکنه ناز کنی این گره راباز کنی

زندگی زیباست اما حقیقت از آن

                               زیباتر پس بگذار حقیقت را بگویم

                      دوستت دارم            دوستت دارم

                               تقدیم به بهترینم


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

به نظرت من کدومشون بودم
     
هر وقت خواستي بدوني كسي دوست داره،تو چشماش زل بزن تا عشقو تو چشماش ببيني.

اگه نگاه كرد،عاشقته

اگه خجالت كشيد،برات ميميره

اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فكر،بدون كه بدون تو ميميره

و اگه سرشو انداخت پايين و خنديد و حرف رو عوض كرد،بدون كه اصلا دوست نداره

     


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

مرا هر جور خواهي در بدر كن

            جفايت را از اين هم بيشتركن

بزن با عشق خود آتش به جانم

            ولي آتش نشاني را خبر كن


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:52 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نظر تو چیه عزیزم

 

زندگی مانند جاده ایست که اخرش نوشتن

 

 ""دور زدن ممنوع""

 

 

 

 

 

 

این جاده عشق ماست نمی دونم چه قدر طول میکشه تا به انتهاش

 

برسیم

 

اصلا انتها داره یا نه؟؟؟؟

 

ولی می خوام انقدر بریم تا به صبح برسیم به نور، روشنایی ...

 

راستشو بخوایدباید یه اعترافی کنم من از تاریکی خیلی میترسم

 

این جاده هم که...

 

وقتی پا تو این جاده گذاشتم احساسه غرور می کردم

 

چون یه کسی بود که دستامو گرفته بود

 

 آروم بهم میگفت تا آخرش باهاتم تنهات نمی ذارم

 

مثل کوه پشتهتم خسته شدی،کم آوردی بهم تکیه کن

 

همیشه از تاریکی بدم میومد ولی حالا عوض شدم

 

خیلی خوشحالم چون کسی اشکامو نمی بینه ولی بازم

میترسم،

 

حتی بیشتر از گذشته چون میترسم همش یه خواب باشه

 

بیدار بشمو ببینم اون دستا اون صدا...

 

حقیقت نداشته

 

 یا این که وسطه جاده دستامو رها کنه و...

 

 

  

ولی نه هیچ وقت اینطوری نمیشه


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:23 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت

 

                         

 

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که..                                          

   در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...

                              


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:14 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عشق عاشق معشوق

عاشقان واقعی بهانه نمی گیرند

عاشقان واقعی عشقشان به هم دو طرفه است

عاشقان واقعی برای رسیدن به هم از هیچ کوششی دریغ نمی کنندحتی اگر شرایط نباشند

صبر میکنند.

عاشقان واقعی چیزی به نام جدا شدن از هم برای آنها معنا ندارد

عاشقان واقعی ترک لبخند نمیکنند

عاشقان واقعی دروغی ندارند

عاشقان واقعی کسانی اند که باطنشان هم با خدا باشد نه شعار وحرفشان

عاشقان واقعی دلی مضطرب ندارند چون می دانند زمانی که وقتش فرا رسد همیشه باهم خواهندبود

عاشقان واقعی باعث  نمیشوند که اشک از چشمان معشوقش جاری شود.

عاشقان واقعی به خاطر ارزشهای هم است که عاشق هم اند.

هیچ بهانه ای باعث جدا شدن دو عاشق نمی شود مگر اینکه عاشقان واقعی نباشند.

در غیر این صورت عاشق واقعی نیستندو عشق هم نیست


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوست داشتن

از کسی که
دوسش داری ساده نگذر چون ممکنه دیگه کسی رو مثه اون
دوست نداشته باشی.
واز کسی که تورو دوست داره بی تفاوت عبور نکن چون ممکنه دیگه کسی تو رو مثه اون
دوست نداشته باشه.

2.gif16.gif2.gif16.gif2.gif


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي


بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
ميدونم خوب ميدوني كه تار و پود و ريشمي تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده من
 چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم من تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
 توي اين كابوس درد روياي مهربونمي      
 ميدوني با تو پرم از شعر وستاره 
  ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
 ميدوني در تو اين خدا بوده كه تونسته گل عشقو بكاره
 وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز
 عشق تو تو لحظه هام حادثه سازو قصه ساز
 به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير ميشم
نمي دونم چي ميشه بدجوري گوشه گير ميشم
 هر كجاي دنيا باشم با مني ودر مني
 نگران حالو روزم بيشتر از خود مني


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


اگه من شاخه ي خشکم تو نفس سبزي برگي

اگه من شيشه ي ماتم تو تلنگر تگرگي

اگه من حسرت خاکم تو دعوت شرشر آبي

 

تو صدايي من سکوتم ٬ تو طلوعي من شب آلود

عشق تو يک سرنوشته بوي تو بوي بهشته

خدا اسمت رو تو قلبم با دوستت دارم نوشته

تو دليل لحظه هايي مقصد نوشته هايي

 اي تنت شعر نوازش ٬ تو پر فرشته هايي

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

واست آشناست نه

یکی داشت ویکی نداشت اونی که داشت تو بودی واونی که تو رو نداشت من بودم

 یکی خواست یکی نخواست اونی که خواست تو بودی واونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم

یکی موند و یکی نموند اونی که موند تو بودی واونی که بدونه تو نمی تونست بمونه من بودم

یکی رفت و یکی نرفت اونی که رفت تو بودی و اونی که بخاطر تو تو قلب هیچ کس نرفت من بودم

اونی که راحت فراموش کرد تو بودی اونی که باز بخاطر تو همه چیزو خواست فراموش کنه من بودم ولی ...........................

   


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:6 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

به همین سادگی رفتی

بی خداحافظی عزیزم

سهم تو شد روز تازه

سهم من اشک که بریزم

به جون ستاره هامون

تو عزیزتر از چشامی

هرجا هستی خوب و خوش باش

تا ابد بغض گلومی

تورو محض لحظه هامون

نشه باورت یه وقتی

که دوست ندارم

اینو به خدا گفتم به سختی

دارم از دوریت میمیرم

تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم

نفسامی که هنوزی

تورو محض نگاهمون

که نفس نفس خدا شد

 ازهمون لحظه که رفتی

روحم از تنم جدا شد

تو که تنها نمی مونی

من تنها رو دعا کن

نفسامی که هنوزی

تورو محض نگاهمون

که نفس نفس خدا شد

 ازهمون لحظه که رفتی

روحم از تنم جدا شد

تو که تنها نمی مونی


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤love ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤ www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ماهان ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_----__________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____----__________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______----_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤
تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:50 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

و ای

با سلام به فرشته آسمون قلبم سحر و همه شما دوستای خوب و گل خودم .

دوستای عزیزم میخوام با اجازه شما اینها رو تقدیم کنم به عشق رویاییم سحر

 

......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:49 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تو را خدا منا رفوزه اعلام نکن فقط همین

     

در جلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید ! یک دنیا حرف نا گفتنی و یک بغل تنهایی و دل تنگی... درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند! وبرگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد! عشق تو نوشتنی نیست... در برگه ام, کناره آن قطره یک قلب کوچک می کشم! وقت تمام است. برگه ها بالا...؟!

     


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگه یکم دوستم داری پس کاری کن خاموش نشم
نرو... 
تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

قبلا یکی گذاشته بودم اینم دومیش

الفبای زندگی

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صيقل جسم
پ: پويایی برای پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات برای ايستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زيستن
چ: چاره انديشی برای يافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی براي تزكيه نفس
خ: خودداری برای تمرين استقامت
د: دور انديشی براي تحول تاريخ
‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضايت مندی برای احساس شعف
ز: زيركی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بينی برای شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشايش كار ها
ش: شايستگی برای لبريز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پايبندی به عهد
ط: طاقت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت برای ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت برای بقای انسانيت
ف: فداكاری برای قلب های درد مند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالايش احساس
ل: لياقت برای تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بينی برای ديدن ناديده ها
و: واقع گرايی برای دستيابی به كنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: يك رنگی براي گريز از تجربه دردهای مشترک


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:36 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تــو بگو ف من فداتم

 

تـا آخـرش بـاهـاتم

تــو بگو  ف من فداتم

بـا  تــــو همیشه  بهــــار

شیطـون  همیشـه   سـرکـــار

بـــا  تــــو  یعنـی  بـوسیدن  اوج

دریای  شـــادی  صـاف  بــی مـوج

بـــا   تـــــو   مـــن   قطـــره   ابــــرم

بـرای بوسیدن لب گلبرگت بدون صبرم

منــو  پــــرواز  مثـل   یـــه   پـــرنده

بــا  تـــــو  آبــــی  آسمـون  بــــرنده

بــا تــو زندگـی  قشنگترین آهنـگ

تپش  قلبامون  میدونم هماهنـگ

***  دوستت  دارم  ***

 

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

منم يه شبگرد خسته

عاشق اما دل شكسته

غم تو آهنگ صدامه

شادي بروم درهاش وبسته

لبم در حسرت بوسه

يكي كه دلش بسوزه

واسهء اين تنه زخميم

گريه كار شب و روزه

كسي نيست حتي يه لحظه

سر رو شونه هاش بزارم

آشنا بشم با چشماش

پاي عشقش جون ببازم

كسي نيست غصه و غم رو

از رو شونه هام بگيره

خستگيه بي كسي رو

از تنه زخميم بگيره

مي دونم خدايي دارم

كه اونم دل نگرونه

واسهء چشماي ابريم

اسمون هم نگرونه

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اما حالا دوستت دارم بیشتر از هر زمان دیگری

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:31 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم

می روم راهی دریغا رد پایی نیست باز

در نگاه خیس شب هم روشنایی نیست باز

خط کشی کردم غرورم را ولی اه از سکوت

می روم اما نشانی از صدایی نیست باز

از تمام کوچه های خستگی نالم بپرس

جز من عاشق سر راهت گدایی نیست باز

کاش می شد عقده ها را مهر با طل می زدم

عقده ها باطل شد و راو راه رهایی نیست باز

باز بال و پرگشودم می روم تا دورها

در هوای این رهایی رهنمایی نیست باز

 

   دوستت دارم 

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

من همونم که همیشه

          ...غم وغصم بی شماره...

                     ...اونیکه تنها ترین...

                                 ... حتی سایه ام نداره...

                                             ...این منم که خوبیامو...

                                                       ...کسی هرگز نشناخته...

                                                                  ...اونکه در راه رفاقت...

                                                                             ...همه هستی شو باخته...

                                                                  ...هر رفیق راهی با من...

                                                        ...دوسه روزی همسفر بود...

                                             ...ادعای هر رفاقت...

                            ... واسه من چه زودگذربود...

                 ...هر کی بازمزمه عشق...

  ... دو سه روزی عاشقم شد...

                ... عشق اون باعث زجر...

                               ...همه دقایقم شد...

                                      ...اونکه عاشق بود عمری...

                                                  ... ز جدا شدن می ترسید...

                                                              ...همه هراس وترسش...

                                                                         ... به دروغش نمی ارزید...

                                                             ... چه اثرازاین صداقت...

                                                   ... چه ثمرازاین نجا بت...

                                          ... وقتی قد سرسوزن...

                          ... به وفا نکردیم عا دت...


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:29 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 
دیگه چیزی یادم نمیاد
 
                                                  
 
                        نظر فراموش نشه هااااااااااااا
                                 خیلی ماهین

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:2 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

                     

                             دوستت دارم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم
 

پرنده ای دارم. به فکر قفسم هستم. اما پرنده ام دوست دارد آزاد باشد. می دانم که اگر در قفس نباشد به دور دستها پرواز خواهد کرد. می دانم گرم و سرد روزگار را خواهد چشید. می دانم پرنده ای خواهد بود که بتواند سنبله پرواز باشد. اما خودش را، صدایش را دوست دارم.

شوق پرواز را در بالهایش می بینم. می دانم که پرواز کردن را در آزادی خواهد آموخت نه در قفس. می دانم اگر در قفس باشد همیشه برایم آواز خواهد خواند.

قفس چیست؟ جز جایی برای گرفتن آزادی؟ جز خودخواهی من؟ پس من قفسم.

دومین پرنده ایست که در زندگی دوستش دارم. پرنده اولم، خود خواهان قفسی بود. اما دوست داشتم آزاد باشد تا آسمان را تجربه کند. از آزادی بسیار دل زده شد. پرواز کرد و رفت. من را در حسرت شنیدن نغمه ای برای جدایی تنها گذاشت.

این پرنده را نیز دوست دارم، می ترسم قفسی باشم که شوق پریدن را از او صلب کنم، همچنین از اینکه او را آزاد بگذارم تا پرواز کند می ترسم. ترانه جدایی را دوست ندارم، اما این را نیز دوست ندارم که پرنده ام مرا در حسرت شنیدن نغمه آزادی بگذارد.

زندگی ریسک بزرگیست. یاد گرفته ام خودخواه نباشم. یاد گرفتم که اگر پرنده ای را دوست دارم بگذارم آزاد باشد، اگر دوستم داشت بازگردد. دوست دارم قفسی با دری باز برای او باشم که به جای حصاری به دورش، جایی برای استراحت او باشم. دوست دارم به جای اینکه از روی غم برای من نغمه آواز کند، از روی شادی و شوق برای همه آواز کند تا همه از صدایش لذت ببرند. آری اینگونه او را به معنای واقعی دوست دارم. نه از روی خودخواهی.

پرنده ام پرواز کن. به امید روزی که باز گردی. به امید روزی که قفس کهنه ات را از یاد نبری. به امید روزی که به یاد داشته باشی قفسی با دری باز چشم براه تو مانده است و به امید روزی که برای قفست ترانه عشق را بخوانی.

قفست منتظر است.

پرنده زیبایم دوستت دارم.


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:58 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

از اونایی که از این کلبه دیدن می کنند خواهشمندم که اگه نظری در خصوص بهتر شدنش دارید بذارید تا من به اون عمل کنم

     


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:53 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

فدای تار مویت هر چه دارم
               

   غم تنها ترین تنهای دنیا

                  تویی زیباترین زیبای دنیا

                  تو مثل امید یک قناری

                  قراری بر دل هر بی قراری

                  منم یلدای بی پایان عاشق

                  تو بودی مرحم زخم شقایق

                  تویی لالایی خواب خوش آوا

                   بالم را مشکن در اوج پرواز

                 نگاهت را می پرستم ای نگارم

                  فدای تار مویت هر چه دارم

         


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

   همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟

   ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟

   روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟

  چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟

   نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف

   عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد

   من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه

   چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟

   مگه تو بيخبري موم رو پريشون ميکنم

   دل تو واسه مويه پريشون نمياد

   دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف

   از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد

   تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي

   درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد

   صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره

   اما با غم نجيب روي ناودون نمياد

   دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني

   تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد

   عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز

   يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد

   نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم

   هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد

   زندگي بزيه شطرنج و من منتظرم

   طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد

   گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه

   که قد اشکاي من از رود کارون نمياد

   گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم

   اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد

   اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه

   پس با يه خواهش آسون نمياد

   تو نامه آخري کلي دليل اورده بود

   مثلا چون تشنه اند ياسايه تو گلدون نمياد

   لااقل کاش راستشو براي من نوشته بود

   کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمياد

 

 

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي


          

از غم عشق چه مي بايد کرد

به دمي ديدار مي توان راضي شد

به تمناي نگاهي مي توان تشنه ي جان بازي شد

مي توان دل خوش کرد به کلامي که شنيد

از دو خط نامه ي سرد مي توان داغ شد و شعله کشيد

از جهنم گذري کردو گذشت به گذرگاه رسيد

به گذرگاه تباهي به جنون و ز عطش فرياد زد فرياد زد

       


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:45 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ولی مطمیینم که دلبستگی من بیهوده نیست نه
           آه

          چه احساسات قشنگی

                 به سادگی یک برگ خشک پاییزی

                      زیر پاهایی سنگین و بی احساس

                                                      له شد...

                            و من ماندم و حسرتی جاوید

                                        که چه بی گدار به آب زده بودم

                                             که چه بی حساب دل باخته بودم.....


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:42 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عشق من افسوس طرحی از خزان دارد

توگویی شعرفریادم گله از زمان دارد

نمیخواند کسی از چهره ام اندوه من - اما

دلم چندیست صدها راز با خود در نهان دارد

اسیر سایه دردم درون کوچه های شب

از این بیهوده گیها چشم من صدها نشان دارد

مرا تا جلوگاه سبز شیدایی بخوان - ای خوب

هنوز این پیکر از پای افتاده توان دارد

شکستم هرچه ایینه ست در ناباوریهایم

مگر چشمت دگر اینه ای را همزبان دارد

نمی ایی اگر یکشب به این خلوتسرای من

ولی یاد تو را این دل همیشه میهمان دارد

بیا از جلوه گاه عشق تو ای تنهاترین یاور

که باتو این غزلهایم نشانی جاودان دارد


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:41 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تصویر تبسم را ، در قاب دلت دیدم
شادابی بودن را ، در چشم تو سنجیدم

دل را به تماشای ، روح تو فرستادم
از عمق دل و جانم ، عشق تو پسندیدم


دنیای وجودت را ، پیوند زدم بر دل
دل طور تجلی شد ، در معبد توحیدم

با تندر شیدایی ، در بارقه ای از نور
یک سینه پر از شبنم ، در باغ تو باریدم


دیدم گل رخسارت ، اعجاز خداوند است
تا باور دل گردد ، خواهان تو گردیدم


از دست تو نوشیدم ، یک جام پر از صهبا
عاشق شدن خود را ، در نزد تو فهمیدم

از کوچه قلب من ، آن دم که گذر کردی
من رد تو را گریان ، بوسیدم و بوییدم


همواره دل تنگم ، سوی تو کند پرواز
تا بال و پر افشاند ، بر جنت جاویدم

ای یار اهورایی ، ای مظهر زیبایی
دنبال تو می گردم ، من زائر خورشیدم

آن روز که ما با هم ، زنجیر شدیم ، آن شب
با یاد تو خوابیدم ، چون خواب تو را دیدم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:37 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

یه خواهش

 

 

یاران به خدا که بی وفایی نکنید

                   با عاشق دلشکسته جدایی نکنید

                                      یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر

                                                       یا اینکه از اول آشنایی نکنید

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:27 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

میخواهم بنویسم... اما نمیدانم تو آن را می خوانی یا نه؟

                         به برگی از یاس شعرهای بهاری با تو بودن را مینویسم

          با نگاه سحر به افق دیده ات لبخند میزنم ...سیاهی را رنگ میزنم تا وقت زود بگذرد

                                     و تو زودتر بیایی بی تو بودن عمر مرا به انتها می رساند...

          با تو بودن همچون آتشی است که مرا در عشق تو مذاب میکند...

                        لبخندت را همچون ایینه ای به من بسپار تا هر دمم عاشقانه

                                                                               به نگاههای تو خاکستر شود

         ماه شو و مرا از نقاب سیاه شب نجات بده

              چه بگویم که در تو اثر کند و تو مرا از هرچه پوچی است نجات دهی

               به نگاهت قسم که خیال مرا از تو گریزی نیست

                                   همیشه این منم که برای پرسشی ساده پریشانم

                                                                                          آیا مرا دوست داری؟

                                     من تو را دوست دارم و امیدوارم تو هم اینچنین باشی


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:25 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ولی حالا خبر داری(و امیدوارم تا آخر با هم باشیم)

کاشکی خبر نداشتی دیونه ی نگاتم، یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم

   کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم، کاشکی نگفته بودی تا آخر دنیا باهاتم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:23 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

گفتی که می بوسم تورا گفتم تمنا میکنم گفتی که می بیند کسی گفتم که حاشا میکنم

گفتی زبخت بد اگر ناگه رقیب آمد ز در گفتم که با افسونگر اورا زسر وا می کنم

گفتی که تلخیهای من گر ناگوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم آنرا گوارا میکنم

گفتم اي عمر چرا زود برفتي گفتا چه توان كرد؟دگر،عمر همين بود

گفتم كه نه وقت سفرت بود چنين زود گفتا كه دگر،مصلحت وقت در اين بود

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:22 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نمیدونم چرا این روزا زود زود دلم برات تنگ می شه

       عزیزم دلم برات  خیلی تنگ شده

                

                  


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:20 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

با قلم می گویم:

 

           ای همزاد،ای همراه،

 

                      ای هم سرنوشت

 

 

هر دومان حیران بازی های زشت

 

 

               شعرهایم را نوشتی

 

 

                                     دست خوش ،

 

 

                                               اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟

         

                                                    

                                                 پروانه پر مزن اندر حریم یار من

                                    ترسم صدای بالت از خواب بیدارش کند


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:18 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگه دوست داشتید عمل کنید
نوشته های زیر گفته هایی است از جکسون براون که اندرزهاییست برای زندگی بهتر!

  • روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
  • حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن.
  • برای فردایت برنامه ریزی کن.
  • نواختن یک نوع موسیقی را یاد بگیر.
  • زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
  • اگر مجبور شدی با کسی درگیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن.
  • برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
  • اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر.
  • همیشه در حال آموختن باش.
  • آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
  • روز تولدت یک درخت بکار.
  • دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد نبر.
  • از مکان های مختلف عکس بگیر.
  • رازدار باش.
  • فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن.
  • هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با دیگران صحبت نکن.
  • گاهی برای خودت سوت بزن.
  • شجاع باش،حتی اگر نیستی وانمود کن هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
  • به کسی کنایه نزن.
  • از بین کتابهایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
  • صدای خنده ی پدر و مادرت را ضبط کن
  • سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند...

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:10 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دیگه باید به چه زبونی بگم

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

پس همیشه باهام و همراهم باش

پادشاه قلبم 

 با تو من خوشبخت ترين پرنسس روي زمينم

اما بي تو همون سيندرلاي کفش کتوني مي مونم

           

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:0 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

لا لا لا لا

لا لالالا نخواب دنيا خسيسه

                                   واسه كم آدمي خوب مي نويسه

يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده است

                                        يكي پلكاش تو خوابم خيسه خيسه

لا لالالا نخواب عاشق يه سيبه

                                   هميشه سرخ و تب دار و غريبه

تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست

                                               پايين هم كه مي افته بي نصيبه.

                 

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 14:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

همیشه بودنت واسم بهتره تا...
نذاري فاصله ها

                    تو هجوم سايه ها 

                                           ميون غريبه ها

                                                                  نذاري تو جاده ها

تو رو از من بگيرن 

                      تو خودت خوب مي دوني

                                                     توي راه زندگيم

 دلخوشم به بودنت 

                         پس نكني يه كاري

                                              تا فرق نكنه چه بودنت ، نبودنت

                          www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

                      

                                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 14:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ولی من هم با دل و هم با دلیل دوستت دارم

پرسيدم چرا دوستم داري؟

                               توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت

گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟

                               وقتي رفت فهميدم دوست داشتن

                                                                   دل ميخواد نه دليل

                        hamtaraneh.com

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 14:53 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

باور کن من شیفته تو شدم
مي كشمت سوي خويش

 اين كشش قلب ماست

قلب تو گر آهن است

 قلب من آهنرباست 

                        

                        www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 14:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

چند تا متن تقدیم به عزیزترین عزیزم
دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی
                            hamtaraneh.com
 
                             www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com   
 
عشق يعني خاطرات بي غبار
                                  دفتري از شعر و از عطر بهار
                                                                         عشق يعني يك تمنا يك نيا
از زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
                                            عشق يعني چشم خيس مست او
                                                                                   زير باران دست تو در دست او
                     
                             www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com   
 
 
وقتی که بارون میاد برو زیر بارون هرچقدر که تونستی قطره های بارون رو جمع کنی . همون قدر دوستم داری و هر چقدر که نتونستی جمع کنی . بدون همون قدر من تو رو دوست دارم
                            

                             www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com   

تو را از بین صدها گل جدا کردم تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم برای نقطه پایان تنهایی تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

                            hamtaraneh.com

                             www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com   
 
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه
                             
                             www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com   
 
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:عطش ديدنت.... شوق بودنت....و اندوه بي توموندنت
                             hamtaraneh.com
 
                             www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com   
ديروز با يک دسته گل آمده بود به ديدنم با يک نگاه مهربون همون نگاهي که سالها آرزو شو داشتم و از من دريغ مي کرد گريه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولي من فقط نگاهش کردم .... وقتي رفت سنگ قبرم از اشکش خيس شده بود
                            
                            www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com     
 
ازم پرسيد به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس" پرسيد : پس به خاطره چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغض غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّي" ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسي که بخاطر هيچ زنده است
                     
                           www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com           
 
شايد آن روز که سهراب نوشت :(( تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
                  
 
 

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 14:43 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

؟
 
آدما مثل کتابند از روي بعضي ها بايد مشق نوشت.... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت.... بعضي از آدما رو بايد چند بار خوند تا معني شونو بفهميم .... بعضي از آدما رو بايد نخونده دور انداخت.... تو جزو كدومي؟
                            hamtaraneh.com
                            www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com     

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 14:42 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دیگه از این بالاتر

بهت حسودیم میشه چون قلبم به جای اینکه برای خودم بتپه برای تو میتپه.

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

یعنی چیزی بالاتر از اینم وجود داره
 

 hamtaraneh.com

بهت حسودیم میشه چون قلبم به جای اینکه برای خودم بتپه برای تو میتپه.

 hamtaraneh.com


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 10:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:21 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

چند تا اس ام اس

 

زندگي شهد گل است

ميخوردش زنبور زمان

آنچه مي ماند از آن

عسل خاطره هاست...

                        

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

نشنو از ني ني حصيري بينواست

بشنو از دل دل حريم کبرياست

ني بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ي دلبر شود...

                      

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان كه از عشق مي گريزند، مردگاني بيش نيستند.

                       hamtaraneh.com

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

خوشبين، كسي است كه جدول را با خودنويس حل ميكند

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 تو را براي وفاي تو دوست مي دارم

وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است

          

                     www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

همه به زخم هايشان دستمال مي بندند .

.

.

.

.

.

ولي من به تو دل بسته ام .

                        hamtaraneh.com

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشكنم تا زماني كه مي‌افتي در آغوشم بگيرمت

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

كوه ها با هم اند وتنهايند،چون ما با هم،آن تنها

چقدر روح محتاج فرصتهايي است كه در آن هيچ كس نباشد............

                  

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديم.....

                        

                        www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

ديشب اشك آمد به خوابم. گفت قهري با من . گفتم مگه ميشه با آشناي ديرينمم..... ؟! گفت گله دارم . پرسيدم چرا؟ نگاهم كرد و گفت او كيست كه تو را از من رانده؟ خواستم چشمش نكند به دروغ گفتم گريه مي كنم . خواستن توانستن است به كار نيامد دست به دامان پياز شدم..........

                      

                        www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.

 

                        hamtaraneh.com

وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني

                               

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

تو را براي وفاي تو دوست مي دارم

*

*

*

*

*

وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است

                      

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن

                        

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد

                  

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

سالها ارزو ميكردم سايه اش بر سرم باشد

كور بودم

او سراسر نور بود سايه نداشت

                 

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

عشق زماني است كه درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو ، راه بروي و بي دليل بخندي

                                       

                            www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست .

                               

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 آن شب هستي را چه جلوه ها بود تو بودي دنيا به کام ما بود عشقت با جان من آشنا بود عشقت لاله صفت لب بر خنده گشود مه چون چهره ي تو رويايي.

                   

                     www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 ملاحظه ي حال ديگران را ميکني ، کسي را که دوست داري بيشتر ملاحظه کن. راز عشق در آن است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهيد و از او قدرت و ارامش دريافت کنيد، اما نه با اصرار.! راز عشق در آن است که حقيقت اصلي عشق (يعني تفکر) را از ياد نبريد

                                 

                    www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

روياي با تو بودن را نمي توان نوشت نمي توان گفت و حتي نمي توان سرود.با تو بودن قصه شيريني است به وسعت تلخي تنهايي و داشتن تو فانوسي به روشنايي هر چه تاريکي در نداشتند و ..... ومن همچون غربت زداي در آغوش بيکران درياي بي کسي به انتظار ساحل نگاهت مي نشينم و ميمانم تا ابد و تا وقتي که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشويد بانوي دريايي من .

                        hamtaraneh.com

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

اخر جاده ها کي به پايان ميرسد ؟ عشق من و تو کي به سامان مي رسد؟؟ دردهاي قلب من کي به پايان ميرسد؟ انتظار هر شبم کي به پايان ميرسد؟ چشم هاي من اينک حال گريه دارد شب را در خيالش تا سپيده مي بارد دستهاي من تاب ان ندارد تا بگيرد خاطرات روزهاي رفته بر باد سايه ام در ميان خاک و باد مي برد جسم مرا در گردباد.

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 کاش در طلوع چشمان تو زندگي مي کردم تا مثل باران هر صبح برايت شعري سرودم . آن هنگام زمان را در گوشه اي جا مي گذاشتم و به شوق تو اشک مي ريختم اشک مي شد و بر صورت مه آلودت مي لغزيدم تا شايد جاده اي دور . هنوز بوي خوب بهار را وقتي از آن مي گذشتي در خود داشته باشد که مرهمي باشد براي دلم . بيا و از کنار پنجره دلم عبور کن تويي که در ذهن خسته هميشه بهاري.

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

                               

.تو مثل راز بهاري ومن رنگ زمستانم جگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 نذاري فاصله ها ، تو هجوم سايه ها ، ميون غريبه ها ، نذاري توجاده ها تورو از من بگيرن ، تو خودت خوب مي دوني ، توي راه زندگيم ، دلخوشم به بودنت ، پس نكني يه كاري تا فرق نكنه چه بودنت ، نبودنت.

                         hamtaraneh.com 

                    www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 سلام آهنگ هر سازم سلام اي زندگي سازم تمام هستي ام را من به چشماي تو مي بازم چشات همرنگ خورشيده قشنگه صبح اميده ميون اين همه گلها چشام تنها تو را ديده تو عطر رازقي هستي تو شوق عاشقي هستي نجابت از تو مي باره تو مثل زندگي هستي به اميد سلام عشق هميشه از تو ميخوانم توي تبعيد و تنهايي به ياد تو که مي مانم .

                               

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

.از تو بهترين روز ديدن تو بهترين حرف گفتن ازتو زندگي هستي و بودن يعني خواستن،خواستن تو بهترين خاطره از تو يادگار عمر من تو دورترين راه واسه ي من کمترين فاصله از تو پرسيدي از عشق اول فقط از رو بچگي بود چي بگم از عشق دوم اونم از رو سادگي بود دلم عادت قريبي به هواي عاشقي داشت عشق سوم اومد.

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت در قلبتو هي در مي زنم .. پس هر وقت قلبت مي زنه بدون که دلم برات تنگ شده.

                               

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com 

بهترين معلمم کسي بود که بهترين چيز را به من اموخت دو خط روي تابلو کشيد وگفت اين دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسند مگر اينکه يکي خود را بشکند عزيزم تا غرورت را نشکني به چيزي که مي خاهي نميرسي.

 

                         www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

                      hamtaraneh.com

زندگي با دنيا امدن ادمها شروع نمي شود ، اگر چنين بود هر روز غنيمتي بود ، زندگي خيلي بعد شروع مي شود ، و گاهي هم خيلي دير ، تازه اگر حرف آن زندگي هايي را نزنيم که شروع نشده تمام مي شود ..."

           

                        www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو .

                       

                        www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم .

                               

                        www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن.

           

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پاي عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شکستند .

                        hamtaraneh.com

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

من براي سال ها مينويسم ......

سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......

افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......

هميشه يكي بود يكي نبود.

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

آمده است که به هيچکس ظلم نکنيد حتي اگر کافر باشد چون خداوند به ياري مظلوم بر مي خيزد.

          

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

دوستي آن است که بلبل بارخ گل مي کند صدجفاازخار مي بيتد تحمل مي کند.

                        

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

نه دل در دست محبوبي گرفتار نه سر در کوچه باغي بر سر دار از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟

پياده مي شوم ، دنيا نگهدار ...

                              

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي

                        hamtaraneh.com

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد

به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد

و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد

                       

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

بتاب خورشيد من ، تا ميتواني بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه خورشيدي بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم.

           

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

فرياد من از داغ توست ......

بيهوده خاموشم مکن ......

حالا که يادت ميکنم ......

ديگر فراموشم مکن ......

همرنگ دريا کن مرا ......

يکبار معنا کن مرا

                       

                

                      www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

روزي كه پيك مرگ مرا ميبرد به گور من شب چراغ عشق تو را نيز مي برم عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تواست خورشيد جاوداني دنياي ديگرم

                 

                       www.asopasdarbedarashegh.blogfa.com

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:20 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

     وقتي يکي رو دوست داريم بجاي اينکه کاري کنيم که

          هيچ وقت  ناراحت نشه ، بيشتر از همه اونو اذيت مي کنيم

          بيشتر از همه به اون گير ميديم ،بيشتر از همه دل اونو

           ميشکنيم  و... 

          نمي دونم چرا؟

          چرا وقتي قلب يه کسي رو تو دستامون مي گيريم

         خيلي راحت بهش زخم مي زنيم !

         خيلي راحت!!!!!

         بعد توقع داريم که با يک عذر خواهي ما رو ببخشه ...

        ولي اون اينقدر خوبه که هيچ وقت به دل نمي گيره ،

        آخه جدا  عاشقه.....

        اما اگه اون اين کارو با تو کنه تو چي کار مي کني؟؟؟؟؟؟


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم تو باد
 
تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:7 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگه دوستم داری پس هیچوقت تنهام نذار

                      بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد
                       مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد 
                       تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد
                        سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد 
                        شعله هــا بي تو زبـــي رنگي دريــــا گفـتند
                          موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد
                         گـــــم شدم در قـــدم دوري چشمان بهــــــار
                         بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد!


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:7 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

باور کن بدون تو من میمیرم
 hamtaraneh.com

 چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابری که 

 سکوت  وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم

 آن روز که  بي تو مرگم را فهميد م.

 hamtaraneh.com


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:5 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تو میدونی چرا عزیزم
            

 

               ای خدا آخه چرا من اینقدر بدشانسم اخه چرا مگه من چه گناهی کردم


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:3 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آرزویی قلبی من برای تو اینه عزیزم
 

آرزویم این است

نتراورد اشکی در چشمان تو هرگز

مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز

تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد...

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:0 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 
تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

.

دوستت دارم فقط به خاطر تو ، نه به خاطر خودم

 

دوستت دارم فقط به خاطر درون پاک و بی روی تو

 

صداقت و پاکی عشق من به تو به خاطر صداقت و پاکی عشق تو به منه. مگه نه ؟؟؟؟

 

یا نکنه چیز دیگه ای؟؟؟


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

   

 خدایا! تمامی عاشقان واقعی را در پناه خودت حفظ کن.    

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه

فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي

سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي

باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته

بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از

رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

همین

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

بستر را در خواب

و خواب را به هنگام

اندیشیدن به تو دوست دارم


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم
میون این همه دل ، همه جور و همه رنگ
یه دل ساده می خوام ، مثل آسمون یه رنگ
یه دل ساده می خوام ، یه دلی که دل باشه
میون این همه دل ، غیر آب و گل باشه
دل دریا ، دل رود
دل آبی ، دل آب
دل بی رنگ و ریا ، صاف و ساده بی نقاب
یه دل از همه جدا ، مثل آیینه دیدنی
قصه هاش شنیدنی ، همیشه شکستنی
سخت تنهایی راه
 سخت بی همنفسی
چی میشد یه روز بیاد
اون که نیست مثل کسی

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نصیحت
hamtaraneh.com
 
 
 به هیچ کس اعتماد نکن دخترک
به هیچ کس راز دل نگو دخترک
به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
نه، نه ،نگو
نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن
به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش
به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش
به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است
به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را
نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود
دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن
 
پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن¨
 
 
 hamtaraneh.com

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:0 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

هر چه تردید شد عشق به پایان نرسید
ماه در مهر تو محصور شد آبان نرسید
می شکستند دلم را که مرا ابری تر ...
ابرها هم متراکم شد و طوفان نرسید
باد هی بال کبوتر به حیاتم آورد
نامه های تو ولی از تو چه پنهان نرسید
مشهد عشق تو را صحن دلم می طلبد
چشم من اما به خراسان نرسید
چمدان سفر از حسرت دیدار تو پر
مثل هر روز قطار آمد و مهمان نرسید
همسفر ٬ باز بگو راه کمی طولانیست
عاقبت مرد تو در نم نم باران نرسید

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به تو
صدای اشک من ناقوس مرگ است
 کتاب عشق من تنها سه برگ است
 یکی برگ فراق و درد اسیری یکی رسوایی و درد فقیری 
یکی دیگر نگویم آیا ندیدی !؟ همان برگ تار نا امیدی 
 
 
 
عشق رازی است مقدس.
برای کسانی که عاشقند,
عشق برای همیشه بی کلام می ماند,
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند,
عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست.
 
عشق بورزید تا به شما عشق بورزند
 
 
 

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم همین
وقتي من از تو بي خبر مي مونم ،ميميرم
 
وقتي به يادت تا سحر ميخونم ، ميميرم
 
بدون تو دنيا برام زندونه ، ميميرم
 
يه روز کنج اين زندون ويرونه ، ميميرم
 
من بي تو ميميرم ،ميميرم ، ميميرم
 
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
 
روي تو چون آيينه اي پيش رومه
 
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
 
با تو بودن تا به ابد آرزومه
 
به تو محتاجم من
 
اي هواي تازه
 
نفس من با تو زندگي مي سازه
 
بي تو ميميرم
 
تو منو دعوت کن به شهر چشمات
 
تو منو دعوت کن به روشنايي ها
 
از تموم غمها دلو رها کن
 
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
 
با تو بودن تا به ابد آرزوم
 
                   دوستت دارم عزیزم

تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:56 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

قصهی من و تو

اگه دستم به جدايي برسه

اون رو از خاطره ها خط ميزنم

از دل تنگ تموم آدمها

از شب و روز خدا خط ميزنم

اگه دستم برسه به آسمون

با ستاره ها قيامت ميكنم

نميزارم كسي عاشق نباشه

ماه رو بين همه قسمت ميكنم

وقتي گاهي من و دل تنها ميشيم

حرفهاي نگفتني رو ميشه ديد

ميشه تو سكوت ما دوتا

خيلي از نديدني هارو شنيد

قصه ي جدايي ما آدمها

قصه ي دوري ماست از خودمون

دوري منو تو از لحظه ي عشق

قصه ي سادگي گم شدمون

 


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:52 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

آخرين مسافر شب

آخرين عابر تنها

آخرين صداي كوچه..

گريه ي شاعر تنها

آخرين عابر شبگرد

منم و اين همه غربت

سايه ام غبار جاده

جاده هاي بينهايت

شب به شب كوچه به كوچه

در به در خانه به خانه

قصه ام دربه دري هاست

ترفه هاي بي ترانه

شب به شب پرسه به پرسه

در به در خانه به خانه

كوله بار گريه دارم

گريه هاي بي بهانه

در كجاي اين جهانم ؟
از كدامين سرزمينم

كه چنين گمشده از خويش

آخرين تنهاترينم

در كجاي اين زمينم

در كجاي اين زمانه

كه نميرسد به خانه

پرسه هاي عاشقانه


تو يكي از روزاي خدا: چهارشنبه نهم آبان 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

از ته قلب دوست دارم

تا حالا شده بشینی فکر کنی ببینی خدا چقدر بزرگه ؟
فکر کن...

زمین با این همه عظمت ساخته ی خداست

خورشید ، منظومه ها ، کهکشانها ، آسمونها و .............

یعنی خدا چقدر میتونه بزرگ باشه که همه ی اینهارو ساخته

نه مکان براش تعریف شده نه زمان نه بزرگی

اما میتونه به اندازه ی فهم تو کوچک بشه

میتونه به اندازه ی آرزوی تو بزرگ بشه

میتونه به اندازه ی نیازت فرود بیاد

میتونه به اندازه ی اعتقادت برات کارگشا باشه

میتونه برات از مادر و پدر مهربونتر باشه

حرفایی را که به هیچ کس نمیتونی بزنی اون میشنوه و به هیچ کس نمیگه

خطایی را که انجام میدی را درپوش میزاره و آبروتو پیش همه نگه میداره

خدا اونقدر دوست داشتنی هست که اگه بهش دل بدی همه چیزت میشه

توی تاریکی چراغت میشه

توی سختی پناهت میشه

توی نا امیدی امیدت میشه

جایی اشتباه بری راهنمات میشه و ...

خدایا...

تو اینقدر مهربونی اما من ...

آخ که چقدر من بی معرفتم

اصلا دوست خوبی نیستم

چون تو هر لحظه به یاد منی

اما من فقط بعضی لحظه ها تو را یادم میاد