تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

میلاد گل نرگس مبارکباد

نام: محمّد

نام پدر: امام حسن عسكرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست 

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 23:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

سلام


بقيه الله
 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:42 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

       

چشم هایت بوی باران طراوت می دهد دست هایت نور خورشید اجابت می دهد

از نگاهت می توان فهمیدذ اسرار دلت چهره ات چون آینه ناگفتنی پس می دهد

ماه رویت از سپیدی حوض کوثر گشته است این جمال بی مثالت عطر پنهان می دهد

ابر دیگر تنگ آمد آسمان هم خسته شد کو؟کجاست آن کس که این پرسش جوابم می دهد

نا تمامی ها به پایان آمدند آخر به کی؟ این غم تنهایی و غیبت عذابم می دهد

نی لبک شور صدایت را به چوپان هدیه کرد دشت از روی صفا اجر و ثوابم می دهد

نور رویت عطر سویت بی کسان را آرزوست این تفکر که تو می آیی سلامم می دهد

مهدیا ! صاحب زمان ! دیدار رویت آرزوست این ندا تا کبریا آرام جانم می دهد


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:40 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

یا ابا صالح المهدی ادرکنی



تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:37 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

پس کی می آیی

تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عید بر همه مبارک


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

امروز شميم كربلا آمده است

باز از پي اين كيميا طلا آمده است

يك غنچه گل محمدي روييده است

فرزند پيمبر خدا آمده است

                    

                           عيد بر همگي مبارك


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

وقتي طراوت باران زير نگاهت يخ مي زند

ماهي ها به دنبال آخرين حبابند

تنها آخرين نفس حس پرواز دارد

و عشق، غريب ترين واژه ي زميني

در دستان خشكيده ي تو جان مي دهد

خودت را آماده كن براي يك كوچ بي انتها

آخر تو پرستوي زمستاني


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه پنجم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 22:27 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

در کتابی معانی عشق از نظر مردم را خواندم

 

یکی گفت عشق دریای است که دو ساحل را به هم پیوند می دهد

 

یکی گفت عشق کویری بی انتهاست که پایانی ندارد

 

یکی گفت عشق مانند سیبی است که به طور مساوی در بین دو نفر تقسیم می شود

 

یکی گفت عشق یعنی از خود گذشتن برای دیگری

 

و شخصی دیگر گفت عشق حسرت چیزی است که نخواهی داشت

 

و شخصی گفت عشق تقسیم تمام زندگی دو نفر است

 

و شخصی گفت عشق مانند قفلی است بر قلبها

و شخصی گفت عشق نگاهی از محبت است


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تو با من بمان

تو با من بمان که بدانم يکي است که در کنارم ايستاده است که بدانم با من است

تو با من بمان که بفهمم دوست داشتن يعني چه؟ تو با من بمان که

ماندگاري امروز شروع شود و براي هميشه خاتمه يابد

تو با من بمان که بدانم روزکار بدون ماست که

بي وفا مي شود . وفا را بايد از خود

بياموزيم تا نگوييد بي وفايي

تو بمان نه به ماندگاري

اين دنيايي که روزي

نباشد و روزي تمام

ميشود نه اينگونه

نباش با من بمان

تا ابد تا زماني که من ديگر نباشم آنگاه تو بر سر مزارم بيا و

آنگونه با من بمان !

تو با من بمان

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

خیلی وقت بود عکس دختران ایرانی را نریخته بودم ولی باز درخواست شد

پاتوق ايروني


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:53 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

هجوم آورده

هجوم آورده

بر قلبم سکوت آسمان غم

درون سينه ي تنگم پر از نقش و نشان غم

سکوت ساده اي بودي نشستي در نگاه من

شدي گم در دل پاييز و من گم در ميان غم

تمام آسمان ها را براي ديدنت گشتم

نشد سهمم

به جز رنج و هزاران کهکشان غم

نمي دانم چرا امشب دلم تنهاي تنها شد پر از

ترديد مردن يا حضور بي امان غم درون دفتر

عشقم هزاران حرف بي معناست تويي تنها دليل

من براي ترجمان غم از آن لحظه که

تو رفتي

دلم در حسرتت پوسيد هجوم آورده بر قلبم

سکوت آسمان غم

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:42 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

به من چیزی بگو شاید ُ هنوزم فرصتی باشه

به من چیزی بگو شاید ُ هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید َ یه حسه تازه پیدا شه

یه راهی  رو  به من وا کن ُ تو این بیراهه بن بست

یه کاری کن برای ما ُ اگه مائی هنوزم هست

به من چیزی بگو از عشق ُ از این حالی که من دارم

من از احساس شک کردن  به احساس تو بیزارم

تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری

تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری

گریزی جز شکستن نیست ُ منم مثل تو می دونم

نگو باید برید از عشق نه میتونی ُ نه میتونم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه چهارم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:36 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقذیم به عزیزترینم


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

رمانتیکه نه؟


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:31 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دلـــــــم میخواد

دلم میخوا د توی رگام به جای خون عشق تو باشه .

دلـــــــم میخواد تو نفسـم گرمــی مهر تو باشه .

 

دلم میخواد تو قلب من همیشه عشق تو باشه .

دلم میخواد آتش عشق من و تو تا زنده ایم روشن باشه .

 

دلم میخواد که قلب من همیشه پیش تو باشه .

دلم میخواد که فصل عشق من و تو واسه همیشه بهار باشه .

 

دلم میخواد که رو لبات همیشه لبخند باشه .

دلم میخواد که عشقمـــــــون توی جهـــان یکی باشه .

 

دلم میخواد که دست من فقط تو دست تو باشه .

                   دلم میخواد که رو دیوار همیشه عکس تو باشه شا  

 

دلم میخواد که قلب تو همیشه مال من باشه .

دلـــم میخواد که قلب من همیشه پیش تو باشه


تو يكي از روزاي خدا: شنبه سوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

خواب را از چشم من دزديده اند

ياد ايامي که در ماتم گذشت----------درد جانسوزي که بر قلبم نشست

از تـــــــب غم در دلم کولاک بود

تشنه يک جرعه عشق پاک بود

در وجودم يک بيابان بي کسي------------------مرگ اميد و غم و دلواپسي

آنکه هستي را به کامم زهر کرد

کينه جو از مردمـــــــان دهر کرد

چهره عشق و صداقت زرد بود--------------------با دلم نا باوري همدرد بود

هر که ديدم ظاهري يکرنگ داشت

در نهـــــان با من سر نيرنگ داشت

روزها شبها به نوميدي گذشت---------------هر چه کردم روزگارم برنگشت

هيچکس را قلب من باور نداشت

عمق انکــــــــار مرا کافر نداشت

پيش از امشب ناله من کم نبود-----------------در نگاهم جز غم و ماتم نبود

ليــــــــک امروزم تماشايي شدست

وه که در قلبم چه غوغايي شدست

امشب از خود سر برون آورده ام-------------دل به درياي جنون آورده ام

واي دل را سخـــــــت آسان باختم

حيف از آن عمري که با غم ساختم

يک نظر يک آن دگرگون گشته ام----------پاي تا سر سحر و افسون گشته ام

در هجوم ظلمت و بيم و اميد

دستي آمد پرده شب را  دريد

حرفهايش رنگ و بويي ژرف داشت----------چشمهايش با نگاهم حرف داشت

لحن چشمانش دلم را آب کرد

تاب گيسويش مرا بي تاب   کرد

در کوير سينه بذر مهر کاشت----------گويي اندر چشم مستش سحر داشت

شور عشقش در وجودم خانه کرد

بي کـــسي را با دلم بيـــگانه کرد

گرچه قلبم آرزوي غرق داشت--------------ليک او با جمله مردم فرق داشت

    . . . . . . . . . . . . . .

باز امـشب خاطــــرم آرام نيست

سرنوشتم جز بدست جام نيست

باز امشب فکر من آزاد نيست---------------ذهن جز برگي به دست باد نيست

در دل شـــب فـکـر فردا   ميکنم

تا ســــحر با خود تقـــــــلا ميکنم

مست مست ام وحشت از هشياري است

اي خــــــدا ايـن خـــواب يا بيداري است ؟

زآن که فردا روز بيــــدارت کنند-------------------وز هرآنچه عشق بيزارت کنند

کاش امشب ذهن من ياري کند

چـــاره اي انديشه اي کاري کند

کاش امشب ذهن من ياري  کند

عشق را در شعر من جاري کند

کاش امشب ذهن من ياري کند

تا سحــــــر با دل هم آوايي کند

اي که خواب چشمهايت زندگيست------------------فکر بيداري از آن پژمردگيست

روزگارت از خوشي آکنــــده باد-------------------مهربــــاني در دلت پاينده باد


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

باور کن

تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:6 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

اگه کسی رو دوست داشتی امتحانش کن که اگه دوستت داشته باشه

 

 

امتحانت ميکنه.

 

 

 

 

 

كاش 1000 بار نوشتن دوستت دارم جريمه ي مدرسه ام بود

 

 

 

 

 

زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس.

 

 

تو را دوست دارم تا آخرین نفس...

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نزدیک شدن

 

((نیمه شعبان))

      برهمه شيعيان جهان

بخصوص كاربران بلاگفا و دوستاي عزيزم

مبارك باد

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:0 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کساني که تو را دوست دارند دوست بدار و کساني که تو را دوست ندارند هم دوست بدار چون ممکن است آنها تغيير کنند

عشق چون اتش است که پنهان نمی ماند; زیرا هرچه عاشق در راز پوشی بکوشد,باز نگاه دو دیده اش از راز ضمیر خبر میدهد

asopas_darbedar_vali_ashegh

ديروز و فردا مرا فريب دادند........ديروز با خاطراتش و فردا با وعده هايش.......وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

وقتي زندگي صد دليل براي گريه کردن به تو مي دهد تو هزار دليل براي خنديدن به او نشان بده

                                               asopas_darbedar_vali_ashegh                   

اگه يه روز نتونستي گناه كسي رو ببخشي از بزرگي گناه اون نيست از كوچكي قلب توست

تو آسمون دنیا هر کسی ستاره ای داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره.

                                            asopas_darbedar_vali_ashegh

آینده از آن کسانـی است که به زیبایــی رویاهایشان ایمان دارند.

آدمي، همه چي از يادش ميره، جز يادش که هميشه يادشه.


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:50 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:48 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عکس های عاشقانه

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:43 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:40 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

فقط تو
 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه

 

 
 
 
                          گاهي آرزو مي کنم...     

 

   کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را

 

                بخورم!!!

 

کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي

 

         ديدن يک لحظه

 

فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته

 

                     باشم!

 

کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد

 

                    تا امروز

 

چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک

 

                    بريزند!

 

کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با

 

                        خود نگويم

 

" آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"

 

 

 

 

 

 

 


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:0 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم

 

دوستت

 

 دارم را من        

 

   دل آويزترين شعر جهان

 

یافته ام این گل سرخ من است    

 

دامني پركن از اين گل كه بري خانه

 

 دشمن که فشانی به دوست راز خوشبختی   

 

هركس به پراكندن اوست تو هم اي خوب من اين

 

 نكته به تكرار بگو اين دل آويزترين شعر جهان را همه

 

 وقت نه به يك بار و به ده بار به صد بار بگو دوستت دارم

 

 را با من بسيار بگو دوستم داري را از من بسيار بپرس

 

     


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم

کجایي اي يار قديمي          ديگه نيستي تا ببيني

ببيني دلم شکسته              جاي تو غربت نشسته

مگه قول نداده بودي         يه عمری پيشم بموني

اين رسم وفا نيست   دل  شکستن که گنا نیست

اما تو دل نه شکستي              زدي قلبمو شکستي

نمی خوام بگم بمونی             اینو گفتم تا بدونی

رنگین کمانه من یه رنگه            زندگی بی تویه رنجه

دردی که دارو نداره             به تو مرهمی نداره

مرهم قلبهای خسته جای              تو غربت نشسته

یادت باشه رنگین کمان پاداشه کسی

است که تا آخرین قطر زیر بارون بمونه


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:53 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

يادته
                                            دختر

دختر 2                    

 

عروس         عروس 2                دختر 3

يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم: يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار گفتي: باشه... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي

               



تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:52 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عزیزم

 هیچ وقت تنهام نذار   


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ثقذیم به عزیز ترینم

تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:48 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:45 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

وای
عکس جالب 
تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: جمعه دوم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نظر يادت نره


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه یکم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نظر يادت نره


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه یکم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:32 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

لحظه ي جدايي

 

LAHZEYE JODAIE

به خدا هميشه از خدا ميخوام لحظه ي جداييمون سر نرسه 

 تا هميشه پابه پاي هم باشيم اما اين كوچه به آخر نرسه

نگو تا ابد بايد تنها باشم،آرزوهاي منو ازم نگير

من ميخوام با تو باشم با خود تو،عشق من،عشقمو دست كم نگير

اين همه شادابي يه روزي حروم ميشه

كوچه هم تموم نشه،عمرمون تموم ميشه

تا ابد با من باش همه ي هستي من

هستيمو ازم نگير حرف رفتن و نزن


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه یکم شهریور 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:16 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+