تبليغاتX
* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)* " سلام به کلبه کوچیک وتنهايي ماهان خوش آمديد آره ميگم تنهايي چون سحرم منا تنها گذاشت اميدوارم از مطالب خوشتون بياد و با نظراتون تو بهتر شدنش كمكم كنيد "


* (`'•.¸ღکلبه عشق ماهانღ¸.• '´)*





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

امیدوارم منا بفهمی

عاشقم عاشق به رویت گر نمی دانی بدان سو ختم در آرزویت گر نمی دانی بدان

 

يک

يک اميدي در زندگي دارم که هرگز از بين نخواهد رفت !(امید با .... زیستن)
يک حسرتي هست که هرگز تاب کشيدنش را نخواهم داشت !(نرسیدن به ....)

و يک يک مرگ وجود دارد ،،، يک روز البته خواهد آمد اما  ....

عشقي که نسبت به تو دارم نه خواهد مرد و نه کم خواهد شد  .

باشکوهترين و زيباترين و دلنشين ترين < واژه عشق > تو را دوست داشت است  !(...... قشنگم)

شيرين ترين و خوشترين لحظه هاي < انتظار زندگيم > انتظار کشيدن براي توست !!(....... نفسم)

و مکمل ترین زندگي و روح نوازترين صبح بيداريم در آغوش تو و با صدای لبهای شیریرین توست .......


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

با من چه کردی که این گونه در اضطراب با تــــــو بودن پلک بر هم می زنم ... ؟
یادت هست روزی را که قرار گذاشتیم دچارت نشوم ؟
چه شد نمی دانم  ...
جسارت دستان من بود یا مهربانی دستان تــــــو  ...
نمی دانم ! هر چه هست دوستش دارم  ...
تقصیر من نبود که که قرار را گذاشتم بر
« بیقراری  » ...
شاید تقصیر « چشمهای تــــــو »
بود که دلم را به لرزه در آورد یا شاید هم تقصیر گونه های مهربانت با همان لبخند همیشگی  !
تقصیر هر کدام باشد محکوم نیستند
فقط و فقط بیشتر دوستشان دارم  !
هیچکس از جنس ما نبود ، اینچنین که هستم  !
نمی گویم صمیمی، نمی گویم پاک ، نمی گویم خوب  ...
ولی به خدا قسم ، قسم به نان و نمک، به چشمهای قشنگِ تو
  ...
اندازهء هر چه دل ِ تنهایی ات بخواهد
« با همهء وجود و با همهء عشــــــــق ، دوستت دارم

تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به تنها عشق زندگیم ....... با محبتم

 

 

تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:1 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

..:: تا وقتی که تو هستی ::..
 

 

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته ي منه!
تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه!
تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي!
تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من!
من زنده هستم! براي زندگي كردن!


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:58 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به باران

تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:56 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به...............
 
تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

..:: عاشقت هستم ::..
 
عاشقت هستم ...
نمیدانم زیبایی چشمانت و رویایی بودن لبخندت را به چه مانند کنم

 که چیزی نمی یابم که آن را با تو بسنجم ،تویی که زیباتر از رویایی برای من ،

 تویی که الهه و معبودی برای من ،


 تویی که عشق را در تو یافتم ، تویی که دنیا را در تو دیدم .


گرمی دستانت چیست که دستهایم آنها را می طلبد،

در آینه چشمانم بنگر ،چه می بینی؟


آیا می بینی که تو را می بیند ،

 صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد می زند « دوستت دارم »


روزی که چشمانم تو را دید تنها روزی بود که حکمت دیدن را دریافتم


باشد که عاشقت باشم چه با تو ،چه بی تو چرا که عاشقت هستم .
 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:53 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:23 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

                   این مسیر شما را به من میرساند یا مرا به شما

                    Asopas_darbedar_vali_ashegh     

 


تو يكي از روزاي خدا: دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:17 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

 


 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:14 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|



                      ادامه مطلبا ببین حالشا ببر

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:55 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

عشق در مدرسه
 
 

  شیمی:عشق تنها اسیدی است که در قلب اثر می کند.


 فیزیک:قلب مانند یک آهنربا عشق را جذب میکند.


 ادبیات:عشق مانند لیلی و مجنون اثر نظامی است.


ورزش:عشق تنها توپی است که هیچگاه به اوت نمی رود

 بینش:عشق مو هبتی الهی است.


زیست:عشق نوعی بیماری است که میکروب آن از راه دل

وارد می شود.


زمین شناسی:عشق تنها فسیلی است که در قلب

می ماند


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

همسفر عشق
 

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:45 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

یه عکس عاشقانه زیبا و باحال
 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:45 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

فــــــــرشـــتـــه

تويي عاشقترين تنهاي دنيا 

                                      منم خسته ترين مغموم دنيا
تويي صادقترين حرف رو لبها

                                       منم غمگين ترين راز تو دلها
تويي زيبا طلوع صبح فردا

                                       منم اينجا غروبي مثل شبها
تويي همچون قناري شاد و شيدا

                                       منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا

                                        منم همراز و همراه يه رويا
تويي عشق و محبت توي قلبها

                                        منم ديوونه مثل موج دريا
تويي تنها تويي ياد غريبها

                                        منم فرياد بي پايان غمها
تويي شاخه گل سرخ صدفها

                                        منم تنها شقايق توي صحرا
تويي آب زلال اشك چشمها

                                        منم مرداب سرد توي دشتها


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

Click here to visit the Emoticons Mail site Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteباورم کنClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteآمدم تا عاشقانه در کنار تو بمان تا برای تو بمیرم مهربان منClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteآمدم ای نازنینم  تا به جبران گذشته سر زپایت بر نگیرم هم زبان منClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteآمدم تا آنکه باشم تکیه گاه خسته گی هات ای گل نیلوفر منClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteتا سحرگاهان بپیچد عطرگرم بازوانت در حریم بستر من مهربان منClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteدر دو چشم من نگاه کن تو من و از من جدا کن با محبت آشنا کنClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteترک آن افسانه ها کن مهربانی را صدا کن این تو و من را رها کنClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteنازنینم تو مرا از نو بنا کن بر دو چشمان تو سوگند در تمام ملک هستی Click here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteاولین عشقم تو بودی آخرین عشقم تو هستیClick here to visit the Emoticons Mail site

سر زدی همچون ستاره در شب تنهایی من

Click here to visit the Emoticons Mail siteهمچو باران بهاری نم کشیدی روزگاری در حریم شوره زاریClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteدر قلب سردم زد جوانه گلهای خود روی ترانهClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteشیرینترین افسانه ها پر شد ز ما در خانه ها قصه های عاشقانهClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteمیماند از ما این ترانه روی لبها جاودانهClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteدر قحطی عشق و وفا از عشق ما باشد نشانه بعد ما در این زمانهClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteآمدم تا عاشقانه در کنار تو بمان تا برای تو بمیرم مهربان منClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteآمدم ای نازنینم  تا به جبران گذشته سر زپایت بر نگیرم هم زبان منClick here to visit the Emoticons Mail site

Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site

کاش این فاصله نبود


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:42 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

چند تا عکس دیگه از دختران ایرانی
Image hosted by allyoucanupload.com
تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 17:10 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:47 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:44 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

وقتی...

                 وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره


                             وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره


                             وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم


                            وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم


                             با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم


                 من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم


                    وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو


                  وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو


                      وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم


                      وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم


                         با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم


                    من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم



                     تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره


                       آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره


                      تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه


                    جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه


                        هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته


                     كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:41 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دل من سخت شکست !

مطمئن باش وبرو

                            ضربه ات کاری بود

                                                         دل من سخت شکست !

وچه زشت به من و سادگی ام خندیدی

                                                               به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و خیالم می گفت:

                                      تا ابد مال تو بود!

تو برو

             تاراحتتر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم. . .

برو و خیالت راحت

                            ضربه ات کاری بود

                                                        دل من سخت شکست!!!


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:22 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

پرسیدم: چرا هیچ وقت گریه نمی کنی

 

گفت: آخه دوست ندارم کسی اشکامو ببینه

 

پرسیدم: آرزوت چیه

 

گفت: زندگی تویه باغ پرازگل مریم که همیشه بهارباشه با یه کلبه ی چوبی که فقط من باشم و تو

پرسیدم: چیو تو این دنیا از همه بیشتر دوست داری

 

گفت: تو رو چون تمام زندگی من هستی

 

پرسیدم:

 

پرسیدم:........

 

گفت:..........

 

پرسید: من رو دوست داری

 

گفتم: به اندازه ی تمام ستاره های آسمون


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:15 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

..:: مسافر کوچولو ::..
 

 

 

آدمها همه چیز را همین طور حاظرو آماده از مغازه ها می خرند اما مغازه ای نیست که دوست

 

معامله کنند آدمها مانده اند بی دوست تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن

 

پرسید:اهلی کردن یعنی چه؟

 

گفت:یعنی ایجاد علاقه کردن و این چیزی است که ین روزها پاک فراموش شده

 

پرسید:راهش چیست؟

 

گفت:باید صبور باشی خیلی صبور


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگر دیوونت بود,عاشقش باش...

اگر عاشقت بود,دوستش داشته باش...

اگر دوستت داشت,بهش علاقه نشون بده...

اگر بهت علاقه نشون داد,بهش لبخند بزن...

اینجوری میشه که همیشه یه پله ازش پایین تری و اگر یه روز جا بمونه,تازه میشین مثل هم...


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

..:: برای دوستای گلم ::..
 

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم
حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم
شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو
مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي
فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا
بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم
وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه
نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي
ميگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي
عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از
تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از
دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا
گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ
ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت
ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا
بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم
تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت
نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه
عاشقـــت بود
بشنواين
التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

ــ

ـ


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

در تمام لحظه های بی کسی

هیچ کس تنهاییم راحس نکرد

 

بادوحشی برکه ی طوفانی ام راحس نکرد

هيچ کس ویرانی ام را حس نکرد

 

 

درمیان خنده های تلخ من

گریه پنهانی ام راحس نکرد

 

در هجوم لحظه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

 

آن که با آغاز من ماًنوس بود

لحظه پایانیم را حس نکرد

 

او که سامان غزل هایم ازاوست

بی سرو سامانی ام را حس نکرد


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:10 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند صبحِ فردا به شبت نيست که نيست تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند راستـي آنچـه بـه يــادت داديم پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنيـاست، بخند


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:6 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:5 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نازنينم تو مثل عظمت يك عشق و مانند

 یك لبخندي كه هميشه در نگاهم مي ماني

و تو زيباتريني براي من.

عزيز دلم اي كاش پيشم بودي تا كــــــــه

 مي توانستم دستان پر مهرت را در دستانم

    بفشارم و سردي روزها را با گرمــــــــي

    نفسهايت تا عمق وجود حس بكنم.

    اي كاش در كنارم بودي تا كه زندگي را

     برايم پر معنا مي كردي.

       نازنينم چه آسان بر نگاهت دل سپردم و

    چه راحت زير سايه عشقت نشستم به اميد

    اينكه بتوانم با گريه، در چشمان گريانت،

    بگم كه دوستت دارم.اي هستي من روزها

    و شبها را با يادت سپري ميكنم.

     ....جون پنجره خيالم را به سوي تو باز

    كردم و آشيانه اي در قلبم ساختم كه نامش

    را عشق گذاشتم.عشقي كه هرگز از خاطر

    من نخواهد رفت و تا هستي و هستم با من

    ماندگار است و ميماند.

       عشق يعني من و تو

      عشق يعني سبد پر از ترانه

       عشق يعني رسيدن به وصال

      عشق يعني راه بي انتهــــــا !

      عشق يعني شروعي بي پايان !


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:3 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم به زبانهای مختلف دنیا:
دوستت دارم به زبانهای مختلف دنیا:

ilove you:1-انگليسي
ich liebe dich:2-آلماني
3-فارسي:تو را دوست دارم
ti amo:4-ايتاليايي
t'aime je:5-فرانسه
S'ayapo:6-يوناني
te quiero:7-اسپانيايي
seni seviyurum:8-تركي
mai tumase pyre karati hun:9-هندي
ana behibak:10-عربي
11-ايراني:من دوست دارم
kimi o ai shiteru:12-ژاپني
ya te volim:13-يوگسلاوي
nanun tangshinul sarang hamnida:14-كره اي
ya vas liubliu:15-روسي
te iu besc:16-روماني
em ye^u anh:17-ويتنامي
ja tebe kokhaju:18-اكرايني
ha eh bak:19-تونسي
bhebbek:20-سوريه/لبناني
Ch"ha di ga"rn:21-سوئيس/آلمان
jag a"iskar dig:22-سوئدي
ek het jou liefe:23-آفريقايي


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 16:0 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بیا
بیا تا عاشق از سر بگیریم

کنار هـم بمــونیم تا بمیریم

                             بیا تا قسمت کنیم پرواز عشق

                             بیا با هـــــم از اینجا پـر بگیــریم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:50 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آخیششششششششششششششششششششششششش

عاشق عشق پاک تو

 


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:48 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

همیشه دوست دارم وقتی که می بینمت به جای سکوت و لبخند خالی از ثانیه های اون لحظه هامم استفاده می کردم و قد یک عالم میل و یک عالم حرف پشت تلفن همه رو به خودت می گفتم و دوست دارم بازم به جای لبخندهای آروم یک عالم کنارت می خندیدم و جنب و جوش داشتم تا خندمون به عرش بره ...

چند شاخه گل نرگس واسه ........ پاکم

کمکم کن تا این طوری که می گم باشم ...

بازم می گم و همیشه می گم که

یک عالم قد جونم دوستت دارم

تو واقعا عین جون و نفس خودمی و برات ارزش قائلم .

می دونم درکم می کنی و همیشه هوامو داری

جون من تو بدن تو هستش مواظبش باش . خستش نکن . بهش آب و غذا بده . بیحالش نکن . جون من توش امیدواری هم هستش از امیدش بگیر و به جون خودت بده  . از خونش بگیر و با خون خودت یکرنگش کن . تا یک خون از یک رنگ در رگهای من و تو جریان داشته باشه .

قربون همه خوبی ها و پاکیهات . قربون همه نفسهای گرم عاشقانه

امشب می خوام یک عالم تو رویات باشم . دوست دارم خودتو آماده بکنی . می خوام با تصوراتم بیام تو بغلت اون جوری که می خوام . باشه عزیزم ؟

لباس خوابتم که می دونی کدومو بپوشی دیگه ؟

آفرین ....

پس حسابی خودتو آماده بکن ..


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:41 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

این قلب منه با یه شاخه گل رز می دمش به تو تا بهت بگم عاشقانه دوستت دارم ...

 

گل یاس ؟

گل یاس مهربونی ها ؟

نازپری مهربونم ؟


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:41 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

شوخی با عشق

عشق    يعنی    علاقه              نه  کفکير  و  ملاقه

دوستت  دارم   يه   آلمه           اندازه ی يه  قابلمه

من عاشق  تو  هستم                تو  قابلمه نشستم

يه لنگه کفش تو دستم              منتظر   تو   هستم


تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

موندنت يـــه رنگيـــه شبيه رويا
تو چشات با يد شنا كرد مثل دريا
                                     توروخوب بايد شناختت مثل زيبا
شعرتو بايد طلا كرد مثل پاييز
                                     شبتو بــايد  دراز كرد مثل  يــلدا
تونگاهت ميشه سفركردمثل مجنون
                                     دلومي شه در به در كردمثل ليلا
عشق تورنگ همون بوته ياسه
                                  كه همشقدمي كشه زود ميره بالا
قبله  اول  و آخرم  چشا ته
                               چه كنــارم باشي چه اونور دنيــا
رفتنت يه طعميه شبيه مردن
                               موندنت يـــه رنگيـــه شبيه رويا

تو يكي از روزاي خدا: یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 15:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

عشق یعنی اینکه بدونی کسی منتظر تلفن شماست.
عشق یعنی یه نفر دیگه هم آرزوهات رو بدونه.
عشق یعنی بدانی که چه خواهد گفت.
عشق یعنی وقتی نیست به یاد خاطرات اون لبخند بزنی.
عشق یعنی به خاطر اون پا روی دلت بزاری.
عشق یعنی تفاهم در مشکلات.
عشق یعنی بدونی که نمیشه اما نتونی ترکش کنی.
عشق یعنی وقتی دیدیش تنت آنقدر گرم بشه که دکمه پیراهنت رو بازکنی یا آستینت را بالا بزنی.
عشق یعنی فرار از تیرس نگاه معشوقت حتی در تابلو ترین نقطه دنیا.
عشق یعنی وقتی سفر رفتی توی جیبت قلبشو با خودت ببری.
عشق یعنی چیزی رو شریکی خوردن.
عشق یعنی آرامش در کنار معشوق حتی در هنگام درد.
عشق یعنی فراموشی درد یک جراحت.
عشق یعنی فراموشی معشوق.................
 
 
 
 
 
 
 
 

تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

نشستم گریه كردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخك توي دفتر
 

 


 

تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:43 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم امیر عزیزم
 
تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:40 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دوستت دارم
                  
تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:38 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:35 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

خوب بی

زندگی کلمه ای است که با آه و رنج آغاز می شود

وبایک گریه تمام می شود

اماهرگزچشمانت رابه خاطره کسی که مفهوم عشق

رانمی فهمد گریان نکن وهرگز

قلبت را به خاطره کسی که مفهوم عشق رانمی فهمد

دردناک وسیاه نکن

پس نتیجه بگیر ای عزیزمن همیشه کسی را دوست بدار

 که تو را همیشه دوست بدارد

و بوست کند


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:33 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:31 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

                                                


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دیگه نمی بخشم تو رو که قلب مو شکستی

                                    برو بهونه هی نیار منتظر چی هستی

                                           همش نگو قسمت نشد گردن اینو اون نذار

                                                               نمی تونم مثل تو شم سادگیمو به روم نیار.....!


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:26 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

    

 

    

                               


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:27 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:22 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

ما گوشه نشين شهر درديم هنوز

همسايه روزگار سرديم هنوز

تارويش سبز صد گياه خوبي

ما قصه نويس باغ زرديم هنوز....


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:17 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

سلامم را می نویسم

تا زحمت گشودن لبهایت را برای پاسخش نبینم

نکند لبهای نازنینت را برای پاسخ گفتن

به سلامم از هم بگشایی اما از روی اجبار

نازنین من

می شود بگویی با چه زبان بگویم

که پروانه پریشان نگاهم هنوز هم

 این نیلوفری شمع مهربانی های توست

من التماس کدام گلدان را بکنم

که لطافت شمعدانیهای صورتش را به پای

حقارت واژه های بی تقصیرم بریزد

برگها بیشتر از آدما قدر تو را می دانند

و من بیشتر از برگها

 

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:17 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

باور کن

فرقي نميكنه كه بركه اب كوچكي باشي

                                            يا دريايي بي كران

                                                                              زلال كه باشي اسمان در تو پيداست

 

 

من به دو چيز عشق می ورزم يكی تو و ديگری وجود تو

به دو چيزاعتقاد دارم يكی خدا وديگری تو

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم

يكي تو وديگری خوشبختی تو

من اين دنيا را برای دو چی ميخواهم

يكي تو وديگری برای با تو موندن تا همیشه

دوستت دارم


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:14 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

دنیا رو بدون تو نمیخوام

دوست دارم

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:12 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اشك ميريزم، دو چشمم را فدايت ميكنم

در  نگاه خسته ات،دنبال حرفي تازه ام

هر چه مي خواهي بگو ، من هم دعايت مي كنم

خسته اي ،طاقت نداري ،پس رهايت ميكنم

 رفته اي،من مانده ام،در انتها ي عشق تو

رفته ام قربان عكست،چشم زير پايت ميكنم


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تو بارانی من باران پرستم
                                  تودریایی من امواج تو هستم
اگرروزی بپرسی باز گویم:
                                   تو من هستی و من نقش تو هستم


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آری بی تو می میرم

هنگامی که گرمای انگشتانت را میان موهایم.

                                                               داغی لبهایت را روی لبهایم

                                                                                                   و عطر نفسهایت را چشیدم

عاشق شدم.

                        با تمام وجود

                                           زمانی که محبتت در وجودم ماندگار شد

                                                                                                            و بر قلبم نشست.

دیوانه شدم..

                        و حال می دانم.

                                            بعد از این همه مدت

                                                                           بی تو خواهم مرد..

                                                                                                           آری بی تو می میرم

بی تو می میرم چون دیده ام که چگونه از دوری من آشفته شدی.

                                                                                    و این عشقی است که دامنگیرم کرده.

و حال چند سال تا وصال ما مانده؟؟

                                            زیاد اما مانند عسل شیرین است.

                                                                                            مانند همان عسلی که لبهایمان .

و عطر نفسهایمان را بهم پیوند زد

                                                   تا ابد.....

                                                                حتی تا  بعد از ابد...!

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 19:7 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

زندگی بی باران یعنی ؟
   زندگی قشنگه    اگه با تو باشم 

     مرگ قشنگه    اگه برای تو باشه  

     دلتنگی قشنگه   گه به خاطر تو باشه  

     من قشنگم      اگه با تو باشم

     اما تو هرجوری      که باشی قشنگی


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 13:34 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

زبل خان همه جا ...

 

نیروهای سرکوبگر رژیم !!!!

گذشته ... آینده ، خر از روی پل گذشت !!!!


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 13:28 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

این چه عشقی ست که در دل دارم

این چه عشقی ست که در دل دارم 

 من از این عشق چه حاصل دارم 

 می گریزی زمن و در طلبت 

 باز، کوشش باطل دارم 

 باز لبهای عطش کرده  من 

 عشق سوزان تو را می جوید 

 می طپد قلبم و با هر طپشی 

   قصه ی عشق تو را می گوید

 

تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 13:21 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 13:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دراین دنیای بی حاصل چرامغرور میگردی

گرسلیمان شوی روزی اسیر موریانه می گردی

 

تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:59 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اگه عشقه منی چرا با دیگرونی

میخوای بری بروچرادل می سوزنی

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به...........
می خواستم اسمت گل بزارم شایدپژمرده شی

می خواستم اسمت خورشید بزارم شاید غروب کنی

می خواستم اسمت جونم بزارم اگه بری هر دو با هم بریم

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:52 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اینم تقدیم به................

شکنجه پنهان سکوت را آشکار کن

                                              زیبا ترین حرفت را بگو

                                                                              و هرگز هراس مبر

 از آنکه بگویند سخن بیهوده می گویی

                                                   که حرف ما سخن بیهودگی نیست

که عشق خود بیهوده نیست

                                         عشق خود فرداست خود همیشه است

 

 

 

 

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..

                         

                                        هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر

                                                                     

                                                               يك پازل جديد براش ساختي هنر كردی

 


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

تقدیم به باران (که صحبت هایش چون ترنم باران مرا میشوید)

چي زير پات بريزم

                          لايق پاي تو باشه

                                                 تنها هديه اين عاشق

                                                                              پاپتي صداشه

 توي شهر نگاهت که اسيرم

                                   بزار همونجا بيصدا بميرم

                                                                   ديگه اسم تو تا ابد شده

ورد زبونم اره

                    دوست دارم

                                       عاشقتم باهات مي مونم


تو يكي از روزاي خدا: پنجشنبه دهم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:26 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:30 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:29 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

اینا را باش

تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:29 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:27 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:26 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:25 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

زن تنها

 

 

             

    زندگی

 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

يادمان باشد ، سر سجاده عشق

جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:25 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

قشنگه
 
تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:24 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

             

    زندگی

 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:24 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:23 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

چشم

تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:22 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:21 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:20 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

 

 

undefined

از لبخندای زیبات،یه دسته گل میسازم،تا بدونی چقدر دوست دارم...

 

 

 


 

 

 

دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری،    
دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت.
سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام .
من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟!
من نگاه ملتمسم را در این واژه ها  پر کرده ام که شاید ....
دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است. و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند.

به ادامه مطلب سر بزنید

 


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:19 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

آی امان بو روزگاردان


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

د: داشتن تو برای لحظه ای به تمام عمر بی کسی ام می ارزد 

و: وابسته تپش های قلبت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد 

س: سرسپرده  برق نگاه توام لحظه ای که مرا به آغوش گرمت مهمان می کنی

ت: تک ستاره شب های بی فانوسم شدی زمانی که از خدا تکه ای نور طلب کردم

ت: تپش های قلبم در گرو حضور توست که در رگهای زندگیم جاری ست

د: دوری از تو درد آورترین مجازات دنیاست

ا: آرامش تک تک لحظات زندگی ام به لبخند زیبای تو وابسته ست

ر: روشنی بخش زندگی و رنگ آمیزی زیبا برای رویاهای من هستی

م: معنی دوست داشتن یعنی این...................... 

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

ــ



تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:11 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:9 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

منم عاشق ترین

تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:8 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

شدی ماهم تو شبای بیقراری...تو همون بهونه ی من که میگفتی منو تنهام نمیذاری

توی تاریکی دنیا تو شدی چراغ راهم...اخه این چه سرنوشتی است مگه من چیه گناهم

گوشه ی دنج اتاقم حالا من خسته وتنها...میگم از تو میگم از عشق توشدی واسم یه رویا

اسم زیباتو نوشتم روی قلبم...چرا پرکشیدی از من تو بهونه ی قشنگم!!!!!

بذار تا همه بدونن که دل تورو میخواد...بذار با همین خیالم دل من تورو کنه یاد

میگم وداد میزنم ازدله سنگه سرنوشت...میگم ای خدای من کی قصه ی منو نوشت

کی نوشت که اون باید از پیش من پر بزنه...سنگ بشه ودل شیشه ای من رو بشکنه


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:5 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 21:4 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 بگذار گريه كنم   نه براي تو  براي عشقي كه مرده است

 بگذار گريه كنم   نه براي تو  براي صداقت، كه كم رنگ شده است

 بگذار گريه كنم   نه براي تو  براي غم ها كه يكنواخت شده اند

 بگذار گريه كنم   نه براي تو  براي آرزو ها كه از بين رفته اند.

 بگذار گريه كنم   نه براي تو  براي محبت ها كه ساكت شده اند.

 بگذار گريه كنم   نه براي تو  براي آدميان كه بي تفاوت شده اند.

  

 كاشكي در اين دنيا سه چيز وجود نداشت .

 عشق ، غرور ، دروغ

 زيرا آدمي گاهي به خاطر عشق از روي غرور دروغ مي گو


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:57 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب.....  

        بوسه یعنی مستی از مشروب عشق..... 

                    بوسه یعنی آتش و گرما و تب.....

بوسه یعنی لذت از دلدادگی، لذت از شب، لذت از دیوانگی....... 

بوسه یعنی حس خوبی طعم عشق، طعم شیرین به رنگ سادگی........ 

بوسه یعنی آغاز برای ماه شدن، لحظهء با دلبر تنهاشدن...........

بوسه سر فصل کتاب عاشقی......

        بوسه رمز وارد دلها شدن.........

                بوسه آتش می زند بر جسم و جان......

                        بوسه یعنی عشق من با من بمان....... 

 

 

 



تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:56 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:51 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دیره دیگه دیره
 
دیره دیگه دیره اون که می خوامش داره میره

                                                       دیره داره میره دل نازک من میشکنه میمیره

ازش نخواستم بمونه آخه فکر نمی کردم نمونه

                                                    خیال می کردم نگفته هامو از توی چشمام میخونه

بهش نگفتم دوسش دارم آخه فکر نمیکردم کم بیارم

                                                        فکر نمیکردم اینقدر راحت قلبمو یشش جا بذارم

دیره دیگه دیره اون که می خوامش داره میره

                                                  دیره داره میره دل نازک من میشکنه میمیره

وقتی که دوری وقتی که نزدیک وقتی که روشن انگاری تاریک

                                                                وقتی بودنت حکم نبودنه وقتی موندنت حکم نموندنه

اینقدر دیدن مثل ندیدن اینقدر بودن مثل بریدن

                                                           اینقدر داشتن مثل نداشتن اینقدرخواستن مثل نخواستن

ازش نخواستم بمونه آخه فکر نمی کردم نمونه

                                                    خیال می کردم نگفته هامو از توی چشمام میخونه

بهش نگفتم دوسش دارم آخه فکر نمیکردم کم بیارم

                                                       فکر نمیکردم اینقدر راحت قلبمو یشش جا بذارم

دیره دیگه دیره اون که می خوامش داره میره

                                                       دیره داره میره دل نازک من میشکنه میمیره


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 20:46 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:25 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

شعر یعنی با افق یک دل شدن       

                                        یا لباسی از شقایق دختن
شعر یعنی با وجود خستگی                         

                                       بر سر پروانه دل سوختن
شعر یعنی سری از اسرار عشق             

                                          شعر یعنی یک ستاره داشتن
شعر یعنی یک نگاه خسته را                          

                                       از کویر گونه ای برداشتن
شعر یعنی داستانی نا تمام                      

                                     شعر یعنی جاده ای بی انتها
شعر یعنی گفتن از احساس موج                     

                                           در کنار حسرت پروانه ها
شعر یعنی آه سرخ لاله ها                            

                                    شعر یعنی حرف پنهان در نگاه
شعر یعنی ترجمان یک نفس                    

                                       عمق سایه روشن دشت پگاه

شعر یعنی یک زلال بی دریغ                     

                                      شعر یعنی راز قلب یک صدف
شعر یعنی درد دلهای نسیم                         

                                      حرفی از تنهایی سبز علف
شعر یعنی تاب خوردن روی موج                  

                                           در کنار برکه ساحل ساختن
شعر یعنی هدیه اس از آسمان                      

                                          بهر یاسی بی نوا انداختن
شعر یعنی فصلی از سال نگاه                    

                                       شعر یعنی عاشقانه زیستن
شعر یعنی پولکی از عشق را                          

                                            روی دامان کویری ریختن
شعر یعنی حس یک پرواز محض                      

                                           در میان آسمان پیدا شدن
شعر یعنی در حصار زندگی                            

                                        غرث در گلواژه رویا شدن
شعر یعنی قصه یک آرزو                            

                                     شعر یعنی ابتدای یک غروب
شعر یعنی تکه ای از آسمان                 

                                      شعر یعنی وصف یک انسان خوب
شعر یعنی قلعه ای از جنس عشق           

                                               کم کنم از واژه و حرف و سخن
شعر یعنی حرف قلبی سرخ و پک                

                                            نه عبوری ساده چون اشعار من


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 18:3 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

چند تا عکس از سلمان
 

تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 13:5 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

دنیای ما همینه

یکی بود یکی نبود

                            زیر گنبد کبود

                                                  لخت و عور تنگ غروب

سه پری نشسته بود

               زارو زار گریه می کردن پریا

                                       مثل ابرای بهار گریه می کردن پریا

پریای نازنین

                 چه تونه زار می زنین

                                              نمی گین برف میاد      

   نمی گین بارون میاد    

                              نمی ترسین پریا

                                                    پریا گشنه تونــــه          

 پریا تشنه تونــــــه        

                          پریا خسته شدین

                                                  مرغ پر بسته شدین

دنیای ما قصه نبود

                        پیغوم سر بسته نبود

                                                      دنیای ما عیونه             

هر کی میخواد بدونه

                      دنیای ما مار داره          

                                                   بیابوناش خار داره

هر کی باهاش کار داره

                            دلش خبـــــــر دار داره

                                                           دنیای ما بزرگه

 پر از شغال و گرگه

                             دنیای ما همینه           

                                                  بخوای نخوای  اینه


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 12:3 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

 

 

بر سر در عاشقی نوشته اند:

 

 

معشوق همه ناز است و عاشق همه نیاز

 

 

من از بوی نگاه نازنینت خاطره ها دارم

 

 

دستم به بودنت عادت دارد وبا این همه نیاز...

 

 

در سر برگ دفترم نوشته ام

 

 

          چشمت همه ناز است و قلبم همه نیاز...


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:54 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد . 

 دوستت دارم تا...


تو يكي از روزاي خدا: سه شنبه هشتم خرداد 1386 كه عقربه هاي ساعت: 11:49 نشون ميداديكي شايد يك عاشق تنها و غمگين به نام ماهان حرف دلشو نوشت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+