ღ♥ღپسری هستم كه كتاب تاريخ ورقي سفید رنگ و آذری با پوشش سفید زمین برايم باز كرده است.روي برگ هويتم نوشته شده متولد 1367كه اوليــن است در اين سقف كوچك و اکنون به جرئت 20 ستاره را به آبی تقدیم داشته امღ♥ღ
ღ♥ღمادر مـــن غم هاســتღ♥ღ ღ♥ღمهدوگـهواره من ماتــم هاستღ♥ღ ღ♥ღروح من عصيان زده وطوفاني استღ♥ღ ღ♥ღآسمان نگهم بارانيـــستღ♥ღ ღ♥ღغم به اندازه سنگيني عـــالم دارمღ♥ღ ღ♥ღغم من صحراهاست افق تيره او ناپيداستღ♥ღ ღ♥ღديگر از اين پس منم وتنهاييღ♥ღ ღ♥ღو به تنهايي خود منتظر معجزه اي غوغاييღ♥ღ ღ♥ღمي گريزم به جهاني که مرا ناپيداستღ♥ღ ღ♥ღشايد آن نيز فقط يک روياستღ♥ღ
_____(¯´v´¯)___________ _____________(¯´v´¯)(¯´v´¯)___________ .ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ ღ♥ღسلام عزیزانღ♥ღ ღ♥ღاميدوارم بتونم بهترين لحظاتا واستون رقم بزنمღ♥ღ ღ♥ღو با گشتو گذار تو دهكده عشق من وقتتون طلف نشهღ♥ღ ღ♥ღحالا يكم در مورد خودم بگمღ♥ღ ღ♥ღماهان هستمღ♥ღ ღ♥ღدانشجوي انصرافی كامپيوتر و دانشجوی حال حسابداریღ♥ღ ღ♥ღپسری از اهالي شهر سمنانღ♥ღ ღ♥ღمتولد بیست و هفتمین روز از نهمین ماه سال هزار و سيصد و شصت و هفت ღ♥ღ ღ♥ღتوي زندگيم بعد ار خداي مهربون ღ♥ღ ღ♥ღعاشق خانواده گرم و پر محبت خودم هستمღ♥ღ ღ♥ღبابا جونم ღ♥ღ ღ♥ღمامان جونمღ♥ღ ღ♥ღخـواهر جونم ღ♥ღ ღ♥ღو یکی دیگهღ♥ღ ღ♥ღاز نوشتن خيلي خوشم مياد ღ♥ღ ღ♥ღمخصوصا نوشتن واسه دل خودم ღ♥ღ ღ♥ღميگم : خوب شد كه خدا اشـك رو آفريد وگرنه دق ميكرديم ღ♥ღ ღ♥ღاز خريدکردن و خریدن وسايل تزئيني لذت مي برم ღ♥ღ ღ♥ღهمچنین از عطر و عروسک هم خیلی خیلی خوشم میادღ♥ღ ღ♥ღورزش مورد علاقه : فوتبالღ♥ღ ღ♥ღرنـگ مورد علاقه : مشـكي، قرمز، صورتی ، زرد، نارنجیღ♥ღ ღ♥ღميوه مورد علاقه : هـلو،موز، پرتقال،آناناسღ♥ღ ღ♥ღحـيوان مورد علاقه : سگ پا كوتاه سفيد ، طاووسღ♥ღ ღ♥ღغـذاي مورد علاقه : سنتی:سلطانی، قورمه سبزی، کوبیدهღ♥ღ ღ♥ღغـذاي مورد علاقه : كلاسيك : پـيتزا ، مرغ سوخاریღ♥ღ ღ♥ღگـل مورد علاقه : رز ، نـرگس، مریمღ♥ღ ღ♥ღخـواننده مورد علاقه : اندی، مجيد خراطها ، معین ، سامی یوسف ،هـيفا وهبي ، نانـسي عجـرم ღ♥ღ ღ♥ღتيم مورد علاقه :پرسپولیس ومیلان و آرسنال و بارسلوناღ♥ღ ღ♥ღخـدايـا به امـيد تو ღ♥ღ
ღ♥ღدوستتون دارم خیلی زیاد منا نبرید از یادღ♥ღ ღ♥ღاگه از مطالب خوشتون اومد نظر یادتون نرهღ♥ღ
ღ♥ღتویی عاشقترین تنهایی دنیاღ♥ღ ღ♥ღمنم خسته ترین مفهوم دنیاღ♥ღ ღ♥ღ تویی صادقترین حرف دنیاღ♥ღ ღ♥ღ منم زیبا طلوع فرداღ♥ღ ღ♥ღ تویی اینجا غروبی مثل شب هاღ♥ღ ღ♥ღ منم همچون قناری شاد و شیداღ♥ღ ღ♥ღ منم همراز همراه یه رویاღ♥ღ ღ♥ღ تویی آشفته دل مغروری ورعناღ♥ღ ღ♥ღ منم همراز همراه یه رویاღ♥ღ ღ♥ღ تویی عشق و محبت دنیاتوپ قلبهاღ♥ღ ღ♥ღ منم دیونه مثل موج دریاღ♥ღ ღ♥ღ تویی تنها تویی یاد غریب هاღ♥ღ ღ♥ღ منم فریاد بی پایان غم هاღ♥ღ ღ♥ღ تویی شاخه های گل سرخ صدف هاღ♥ღ ღ♥ღ منم تنها شقایق تو صحراღ♥ღ ღ♥ღ تویی اب زلال اشک چشم هاღ♥ღ ღ♥ღمنم مرداب سرد توی دشت هاღ♥ღ ღ♥ღامیدوارم وبم مورد پسند شما واقع شده باشهღ♥ღ ღ♥ღاین وب فقط به خاطر عزیز ترین کسم تو این دنیا طراحی شدهღ♥ღ ღ♥ღتو دنیای عاشقی به کسی دل ببندید که واقعآ دوستتون دارهღ♥ღ
ღ♥ღنام: گمنامღ♥ღ3 ღ♥ღشهرت: آوارهღ♥ღ ღ♥ღسن:خزانღ♥ღ ღ♥ღنام دوست: گریزღ♥ღ ღ♥ღنام فرزند: انتظارღ♥ღ ღ♥ღفریادم:سکوتღ♥ღ ღ♥ღکوله بارم: حسرتღ♥ღ ღ♥ღوطنم: غربتღ♥ღ ღ♥ღگناهم: عاشقیღ♥ღ ღ♥ღهم دمم:تنهاییღ♥ღ ღ♥ღتاریخ تولد:یک شب پر حادثهღ♥ღ ღ♥ღنام پدر:مشقتღ♥ღ ღ♥ღنام مادر:رنجღ♥ღ ღ♥ღمحل تولد:دنیای فراموش شدهღ♥ღ ღ♥ღسرگرمی:عشق توღ♥ღ ღ♥ღتحصیلات:دیپلم غم و لیسانس دیوانگیღ♥ღ ღ♥ღطایفه:بیگانهღ♥ღ ღ♥ღامید:مرگ در صورت بی تو بودنღ♥ღ ღ♥ღآدرس:کوی غربت چهار راه تنهایی خیابان بد بختی بن بست عاشقان پلاک هزار عشق اتاق بی سقفღ♥ღ ღ♥ღتاریخ صدور:روز عذابღ♥ღ ღ♥ღحکم صادره:محکوم به زندان بعد اعدامღ♥ღ
پسرك باهوش نگاهش خبر از كشف تازه اي ميداد... دوان ....دوان.... مادر را براي ديدن خدا به حياط خانه برد.مادر فكر مي كرد پسرك جانوري غريب ديده و در تصور خود او را خدا مي خواند . اما پسرك با دستان كوچكش به شبنمي اشاره كرد كه بر روي گلبرگ هاي سرخ رنگ گل نشسته بود . مادر از تصور پاك و معصومانه كودكش اشك ريخت و او را در آغوش كشيد كودك پاكترين ذره را خدا مي دانست
خاطرم اید که شبها با تمام ارزوها بوسه بر لبهای تشنه میزدیم اما دریغا میروم غمگین و خسته با تنی سردو شکسته میروم اشکی بریزم با دلی در خون نشسته کوچه ها ای کوچه ها کوچه های اشنا بشنوید بهر خدا این قصه درد مرا میکشم بر دوش خود کوله باره غصه را با غمی بی اتنها اخر مرا کرده رها کوچه ها شاید نداند این چنین دلگیرم امشب این همه افسرده حالم ای خدا میمیرم امشب
از ميان ضرب المثل هاي ملل مختلف و همين طور سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ايم. بسياري از اين حرف ها جنبه شوخي و مزاح دارد اما تعداد ديگري از آنها شايد وصف حال من و شما باشد! همين طور قسمت ديگري از اين گفته ها مي تواند براي عده اي حكم كليد راهنما را داشته باشد.
1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)
2- مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )
3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )
4- زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )
5- زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )
6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )
7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )
- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )
9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)
10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )
12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )
14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )
15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)
16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )
17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)
18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )
19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )
20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )
- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )
23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
26- با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)
27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)
28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي خواهد. ( كريستين )
30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )
31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )
32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )
35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )
36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)
37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)
39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)
40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)
41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )
42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)
43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )
44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)
46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )
48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)
50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )
51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)
52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )
53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )
54 – دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )
55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )
57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )
60 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )
توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای زبا له می شوی پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست ! تو فقط دستمال باش... دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست گریه کرد و گریه کرد در تن سفیدو نازکش دوید خون درد آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال پاک بودو عاشق و زلال او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت
دوستت را چنان دوست بدار كه شايد روزي دشمنت شود و دشمنت را چنان دشمن بدار كه شايد روزي دوستت شود.
اهل دل را دو خصلت باشد: دل سخن پذير و سخن دل پذير.
يكي از حكماء: اگر بهرهي يكساله ميخواهي گندم بكار، اگر بهرهي دوساله ميخواهي درخت بكار و اگر ميخواهي كاري بكني كه صد ساله ثمر بدهد مردم را تربيت كن.
زندگي مثل يك املاست، هي غلط مينويسيم، هي پاك ميكنيم و دوباره مينويسيم و باز پاك ميكنيم، غافل از اينكه يك روز داد ميزنن: ورقهها بالا !
در بيكرانهي زندگي دو چيز افسونم ميكنند: آبي آسماني كه ميبينم و ميدانم نيست و خدايي كه نميبينم و ميدانم كه هست. و چه زيباست اين بيكرانهي افسونگر: و خدايي كه در اين نزديكي است.
اگر دشمنان ميدانستند كه مسلمانان چه سرمايهاي دارند با بزرگترين جنگها آنرا تصاحب ميكردند و آن سرمايه هم چيزي نيست جز:"آرامش"
شكسپير ميگه: هرگز بدنبال كسي نباش كه بتوني با اون زندگي كني بلكه بدنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني.
شكسپير ميگه: در نبرد بين انسانهاي سخت و روزهاي سخت، اين انسانهاي سخت هستند كه ميمانند نه روزهاي سخت.
شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نميتوني بدست بياري، ولي بدست بياور چيزي رو كه نميتوني فراموش كني.
اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکونده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
رازقی پرپر شد باغ در چله نشست تو به خاک افتادی کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی وقتی که قلبا و گلا شکسته و پرپر شدند وقتی که باغچه های عشق سوختند و خاکستر شدند من و تو از گل کاغذی باغچه ای داشتیم توی خواب با خشتای مقوایی خونه میساختیم روی آب وقتی که ما تو جشن شب ستاره بارون میشدیم وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون میشدیم از نوک بال کفترا خون پریدن میچکید صدای بیداری عشق رو خواب شب خط میکشید دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی از پشت دیوارای شهر انگار صدای پا میاد آوازخون دربدر انگار یه همصدا میخواد ابر سیاه رفتنیه خورشید دوباره درمیاد
باغچه دوباره گل میده از عاشقا خبر میاد دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی
رازقی پرپر شد باغ در چله نشست تو به خاک افتادی کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی وقتی که قلبا و گلا شکسته و پرپر شدند وقتی که باغچه های عشق سوختند و خاکستر شدند من و تو از گل کاغذی باغچه ای داشتیم توی خواب با خشتای مقوایی خونه میساختیم روی آب وقتی که ما تو جشن شب ستاره بارون میشدیم وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون میشدیم از نوک بال کفترا خون پریدن میچکید صدای بیداری عشق رو خواب شب خط میکشید دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی از پشت دیوارای شهر انگار صدای پا میاد آوازخون دربدر انگار یه همصدا میخواد ابر سیاه رفتنیه خورشید دوباره درمیاد
باغچه دوباره گل میده از عاشقا خبر میاد دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی
عشق یعنی بندگی شور جوانی عشق یعنی زندگی شور خداییعشق یعنی صاف بودن آیینه شدنعشق یعنی مست ز پیمانه شدنعشق یعنی جلوه ی بی انتهاعشق یعنی عاشقانه زیستنعشق یعنی یک نفس با هم شدنعشق یعنی هم نفس با همدگر یاری شدنعشق یعنی مست مست از جلوه ذات خداعشق یعنی پرواز ما در آبی بی انتهاعشق یعنی از من و من خالی شدنعشق یعنی من نباشم ما شویماز وجود ما شود دنیا مصفا ای عزیز
پس بیا یکرنگ شویم زنده گردانیم روح عشق راعاشقی را زندگی باید نمودنتوانم گفتنش در بندو شعرو جملاتعاشقی را زندگی باید نمود.
هر بار که پيشم ميومد بهش ميگفتم اگه کسه ديگه اي رو به جز من دوست داري به من بگو من تو رو ميبخشم . و او خنده اي ميکرد و ميگفت من به جز کس ديگري رو دوست ندارم . تا اينکه يک روز با گريه به سراغم آمدي و به من گفتي من را ببخش من به تو دروغ گفتم من کسه ديگه اي رو دوست داشتم . منم خنده تلخي کردم و گفتم من هم به تو دروغ گفتم . من هم تو را نميبخشم!!!!
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست
من از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم و کس باور نمی دارد که من تنهاترین تنهای این تنهاترین شهرم تنم بوی علفهای غروب جمعه را دارد دلم می خواهد از تنهاترین شهر خدا یک قصه بنویسم و یا یک تابلوی ساده..... که قسمت را در آن آبی کنم حرف دلم را سبز و این نقاشی دنیای تنهایی بماند یادگارخستگی هایم و می دانم که هر چشمی نخواهد دید شهر رنگی من را
************
بانوی پریشان شبهای دغدغه!!! خود را در آغوش بگیر و بخواب هیچ کس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد! این جمع ، پر ازتنهاییاست!!! پر از تنهائـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
***********
من هیچ گاه پس از مرگم جرات نکردم که درآیینه بنگرم وآن قدر مرده ام که هیچ چیز مرگ مرا دیگر ثابت نمی کند
***********
برویم من به پشت سر نگاه نمیکنم. در جاده دخترکی نشسته است و زخم زمین خوردن هایش را نگاه می کند... بلند می شوم و ادامه می دهم زخم های ملتهبم را بهانه نمی کنم. می روم اما این بار تنها...
***********
درد من حصار برکه نیست دردم زیستن با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرد
سال ها نگهبانت بودم ، سایه ای بودم در کنارت.. یادت هست چشمات مستم کرده بود ؟ یادت هست خنده هات دیوونه ام می کرد؟ یه سال نه، دو سال نه ، چندین سال همینطوری گذشت و من هیچ وقت جرات نداشتم کلامی بهت بگویم ، جرات نداشتم بگم دوستت دارم ، حتی جرات نداشتم سلامت بدم. هر چه بود در نگاهم بود و در نگاهت. تمام رفتارات رو از بر بودم و دوستشون داشتم. تمام جاهایی که باید می رفتی ، تمام جاهایی که غیبت می کردی همه رو می دونستم. اگه یه روز نبودی می دونستم که مریض شدی بیماریت به من هم سرایت می کرد و در بستر بیماری می خوابیدم. روزی که خوشحال بودی من بال و پر در می آوردم و با فرشته ها تو آسمون مسابقه می دادم . همه چیز در سکوت برگزار می شد. فقط نگاهت برام کافی بود. وقتی تو بودی دنیای من کامل بود. از خدا دیگه هیچی نمی خواستم. ولی من مجبور شدم ترکت کنم ، برم ..... واسه حرف مردم ولت کنم و برم. آنوقت بود که بغض سرو پایم رو فرا گرفت و همراه سکوت منفجر شد و برای اولین بار در زندگی فریاد کشیدم ، فریادی که هنوز هم صداش در گوشم طنین انداز شده . دیگه برای همیشه از این شهر میرم ولی هنوز هم یادت دلم رو می سوزونه . این عشقی بود که در سکوت مطلق برگزار شد ولی آتشی بود که برای همیشه در جانم باقی ماند.
**********************
من بت پرست نبودم گناهم این بود که دل می پرستیدم
کاش وقتی ابراهیم با تبر به سوی کعبه می آمد ،
من در کعبه ی دلت ، خدای کعبه بودم نه بت درون آن
شکستم ، خرد شدم ، بدون اینکه ناله ای کنم
امّا درد را با تمام وجود احساس کردم و صدای شکستنم را تمام دنیا فهمید ،
وقتی که فریاد بر آمد بت کعبه شکست
این بخت من است که خدایان مرا جز برای خرد شدن به کعبه راه نداده اند
اگر شکستن من تو را راضی می کند حرفی نیست ،
فقط بگذار ریزه های من همراه اشک هایم تا ابد
درون کعبه ی دلت باقی بماند و آن ها را دور نریز
در مسلخ عشق سر از تنم جدا خواهند کرد
این خواست خداست که برای اثبات عشق به جای اسماعیل قربانی شوم